
<rss version="2.0" encoding="utf-8">
<channel>
<title>

</title>
<link>http://www.jri.ir/</link>
<description>
فصلنامه پزشکی باروری و ناباروری متعلق به پژوهشگاه ابن سینا می باشد و کلیه حقوق آن محفوظ می باشد.
استفاده از تمام یا بخشی از مطالب مقالات یا خلاصه مقالات فصلنامه پزشکی باروری و ناباروری با ذكر نام کامل منبع بلامانع است.
</description>
<language>fa</language>

<item>
<title>
حفظ و نگهداري تخمدان كامل، تخمك و جنين به روش انجماد
</title>
<description>
زمينه و هدف: در ساليان اخير، حفظ باروري زنان به خصوص در مواردي كه بافت‌هاي توليد مثلي و قدرت باروري فرد در معرض خطر قرار مي‌گيرد از اهميت زيادي برخوردار شده است؛ لذا حفظ و نگهداري گامتها، جنين، و بافت تخمدان به بخشي اساسي از تكنيك‌هاي كمك باروري تبديل شده است. افزايش كيفيت روش‌هاي انجماد، تعداد جنين‌هاي انتقالي به رحم را كاهش مي‌دهد و تخمكها و جنين‌هاي بيشتري براي درمان‌هاي متعاقب در دسترس قرار مي‌دهد. همچنين حفظ و نگهداري بافتها و اندامها به وسيله روش‌هاي انجماد، خطر بالقوه بروز سندرم تحريك بيش از اندازة تخمدانها را كاهش مي‌دهد. حفظ بافتها و اندام‌هاي فوق‌الذكر به دو روش انجام مي‌‌پذيرد: روش انجماد كند و روش انجماد سريع كه اخيراً معرفي شده و به نام تكنولوژي ويتريفيكاسيون شناخته مي‌شود. به دليل آسان بودن و موفقيت‌هاي روش ويتريفيكاسيون، اخيراً گرايش به آن بيشتر شده است. امروزه استفاده از روش انجماد كند به ‌خاطر هزينه، درصد موفقيت پايين و دشواري‌هاي آن بحث برانگيز شده است. بنابراين، به نظر مي‌رسد ويتريفيكاسيون برنده ميدان رقابت بوده و روش انجماد سريع، روش منتخب حفظ باروري و نگهداري بافتها و اندام‌هاي تناسلي در آينده باشد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=42</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
شیوع کم خونی در زنان باردار ایرانی: مرور ساختار یافته و فراتحلیل
</title>
<description>
زمینه و هدف: کم خونی فقر آهن شایع‌ترین اختلال هماتولوژیک در طی بارداری بشمار می روند که با عوارض قابل توجه ای برای مادر (افزایش مرگ و میر مادر) و جنین (کم وزنی و تولد پیش از موعد) همراه است. اطلاع از میزان شیوع این اختلالات در دوران بارداری می تواند در برنامه ریزی مداخلات پیشگیرانه و درمانی موثر باشد. در کشور ما مطالعات پراکنده ای وجود دارد که هر یک شیوع انواع مختلفی از کم خونی را در زنان باردار در نواحی مختلف کشور بررسی کرده اند. در این مطالعه سعی شده است تا با استفاده از روش‌های مرور ساختار یافته و متاآنالیز، تخمینی از شیوع کم خونی در زنان باردار ایرانی ارائه شود.
روش بررسی: به منظور دستیابی به مستندات فارسی و انگلیسی مرتبط، مهم ترین بانک های اطلاعاتی داخلی و خارجی در بازه زمانی 1372 تا 1386 و با استفاده از کلید واژه های استاندارد مورد جستجو قرار گرفتند. کیفیت مطالعات واردشده پس از ارزیابی معیارهای ورود و خروج، سنجیده شده و اطلاعات مورد نیاز از مطالعات واجد شرایط استخراج شد.
نتایج: بعد از بررسی مستندات فارسی و انگلیسی چاپ شده، تعداد 10 مطالعه واجد شرایط، در مجموع با حجم نمونه 11037 نفر وارد این مرور ساختاریافته شدند. کمترین و بیشترین میزان شیوع گزارش شده کم خونی در مطالعات واجد شرایط به ترتیب 3/4 و 5/21 درصد بود. بر اساس نتایج حاصل از فراتحلیل مطالعات، میزان شیوع تجمعی اختلال کم خونی در زنان باردار ایرانی بر مبنای تعریف سازمان جهانی بهداشت (هموگلوبین کمتر از gr/dl 11) معادل 6/13 درصد (دامنه اطمینان 95 درصد: 9/18-3/8 درصد) برآورد شد. این برآورد پس از حذف تنها مطالعه خارج از محدوده (با شیوع گزارش شده 1/26%) معادل 4/12 درصد با دامنه اطمینان 95 درصد: 9/17-9/6 درصد برآورد شد.
نتیجه گیری: براساس نتایج این تحقیق میزان شیوع کم خونی در دوران بارداری به صورت قابل توجهی کمتر از سایر کشورهای حوزه مدیترانه شرقی است؛ همچنین این برآورد از مقدار تخمین زده شده برای کشور توسط سازمان بهداشت جهانی (بیش از 40 درصد) نیز کمتر است.  هرچند تخمین سازمان جهانی بهداشت بر اساس یک مطالعه نسبتاً کوچک بوده است که 16 سال قبل انجام شده است. اگرچه مقدار کمتر شیوع برآورد شده در این مطالعه می تواند به علت افزایش پوشش  برنامه های مراقبت دوران بارداری در ایران در سال های اخیر باشد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=42</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
تأثير زمان بيوپسی از جنين‌های گاوی مرحله مورولا (قبل از فشردگی) روی رشد و تكامل بعدی جنين در شرايط آزمايشگاهی
</title>
<description>
زمينه و هدف: انجام بيوپسي در جنين، گذشته از كاربرد آن در برنامه‌هاي انتقال جنين (تعيين جنسيت)، از نظر تحقيقات مولكولي در حيوانات اهلي نيز حائز اهميت است. هدف از انجام مطالعه حاضر ارزيابي رشد و تكامل جنين گاو پس از انجام بيوپسي در روزهاي مختلف مرحله مورولاي غير فشرده بود.
روش بررسي: بدين منظور تخمدان گاوهاي ذبح شده در كشتارگاه دريافت و پس از جدا سازي تخمك‌هاي نابالغ در شرايط آزمايشگاهي، جهت تلقيح آنها از اسپرم‌هاي منجمد استفاده شد. اسپرم‌هاي متحرك و نرمال پس از ذوب توسط شيب غلظتي پركل جدا شدند. عمل تلقيح (روز صفر) روي كشت تك لايه سلول‌هاي اويداكت انجام و جنين‌هاي حاصل كشت داده شد و جنينها در روزهاي 2،3 و 4 پس از لقاح در مراحل 16-4 سلولي بيوپسي شدند. داده‌هاي به‌دست آمده توسط آزمون‌هاي آماري ANOVA و 2 با استفاده از نرم افزار آماري SigmaStat (ويرايش 2) تجزيه و تحليل شدند و 05/0p&lt; معني‌دار قلمداد شد. 
نتايج: در روز 4 (در مرحله 16 سلولي) 94% از جنين‌هاي بيوپسي شده به مرحله بلاستوسيست رسيدند كه اين مقدار به طور معني‌دار (05/0p&lt;) بالاتر از مقادير به‌دست آمده از جنين‌هاي بيوپسي شده در مرحله 8 سلولي در روز 4 (64%) و نيز جنين‌هاي بيوپسي شده در روز 3 (49% و 46% به ترتيب در دو مرحله 4 و 8 سلولي) و روز 2 (39% و 33% به ترتيب در دو مرحله 4 و 8 سلولي) بود. هيچ اختلاف معني‌داري بين جنين‌هاي بيوپسي شده و بيوپسي نشده در خصوص درصد تبديل به بلاستوسيست مشاهده نگرديد. دامنه تعداد كلي سلولها در بلاستوسيست‌هاي حاصل از جنين‌هاي بيوپسي شده بين 4/115/102 و 3/302/135 متغير بود. اختلاف معني‌داري در تعداد كل سلولها، سلول‌هاي مرده، سلول‌هاي تروفواكتودرم و توده سلولي داخلي بين جنين‌هاي بيوپسي شده و بيوپسي نشده مشاهده نگرديد.
نتيجه‌گيري: در مجموع بيوپسي جنين‌هاي گاو در مراحل 16-4 سلولي تأثير منفي بر توان تكاملي جنينها در شرايط آزمايشگاهي ندارد و روز 4 و مرحله 16 سلولي، بهترين مرحله تكامل جهت انجام بيوپسي و برداشت بلاستومر از جنين است.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=42</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم (+405 G/C) فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) با بیماری اندومتریوز در جمعیت ایرانی
</title>
<description>
زمینه و هدف: رگزایی یا رشد و نمو عروق جدید از عروق موجود، یک فرایند فیزیولوژیک لازم برای ترمیم بافت است که در فرایندهای پاتولوژیک مثل بدخیمیها و اندومتریوز نیز بسیار تاثیر گذار است. فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF)، واسطه اصلی رگزایی و نفوذپذیری عروقی است که در بروز بیماری اندومتریوز نقش مهمی ایفا می‌کند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین پلی‌مورفیسم (G%3CC +405) ژن VEGF با بیماری اندومتریوز برای اولین بار در یک جمعیت ایرانی است.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 105 بیمار با تشخیص قطعی اندومتریوز به کمک لاپاروسکوپی و 150 خانم که عدم وجود بیماری در آنها به کمک لاپاروسکوپی تایید شد، به عنوان گروه كنترل انجام شد. DNA با روش استاندارد salting out از خون محیطی استخراج و سپس ژنوتیپ و فراوانی اللی پلی‌مورفیسم (G%3CC +405) با روش PCR-RFLP تعین گردید. تجزیه و تحلیل آماری با نرم افزار SPSS 13.0 و با استفاده از آزمون‌ χ2 و محاسبه OR با ( CI (95% انجام و 05/0&gt; p به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.
نتایج: در گروه بیماران وقوع پلی‌مورفیسم هموزیگوت G/G‌ VEGF به میزان 3/41%، هتروزیگوت C/G به میزان 2/46% و پلی‌مورفیسم هموزیگوت C/C به میزان 5/12% مشاهده شد. از طرف دیگر در گروه شاهد 32% ژنوتیپ هموزیگوت G/G، 3/53% ژنوتیپ هتروزیگوت و 7/14% ژنوتیپ هموزیگوت C/C را نشان دادند. در این مطالعه اختلاف معنی‌داری بین سه ژنوتیپ و فراوانی اللی پلی‌مورفیسم (G%3CC +405) ژن VEGF در گروه بیمار و شاهد مشاهده نشد. 
نتیجه‌گیری: بر خلاف مطالعات قبلی در این بررسی ارتباط معنی‌داری بین پلی‌مورفیسم (G%3CC +405) ژن VEGF با بیماری اندومتریوز مشاهده نشد. از آنجا که این مطالعه برای اولین بار در یک جمعیت ایرانی انجام شد مطالعه جمعیت بزرگتر برای تایید یافته‌های فوق پیشنهاد می‌گردد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=42</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
مقايسه بیومارکرهای پلاسمای منی در مردان نورمواسپرم و آزواسپرم
</title>
<description>
زمینه و هدف: بیشتر از 15-10% مردان نابارور مراجعه کننده به مراکز درمان ناباروری دارای تابلوی بالینی آزواسپرم می‌باشند. در حال حاضر، بیوپسی بیضه روشي استاندارد برای ارزیابی وضعیت اسپرماتوژنز در مردان آزواسپرم است. جمع‌آوری منی و آنالیز آن به عنوان روشي غیرتهاجمی در ارزیابی اسپرماتوژنز ارزشمند است. شناسایی مارکرهای پلاسمای منی با منشا بیضه‌ای و مجاری خارج بیضه‌ای مرتبط با عملکرد لوله‌های سمینی‌فروس ارزش زیادی در پیش آگهی از وجود اسپرم در بافت بیضه و نیز علل احتمالی آزواسپرمی دارد. بنابراین هدف این مطالعه شناسایی چنین مارکرهایی بوسیله مقایسه محتوی پلاسمای منی مردان نورمواسپرم و آزواسپرم با استفاده از روش‌های مختلف است.
روش بررسي: نمونه‌های منی از 200 مرد مراجعه‌کننده به مرکز درمان ناباوروری ابن‌سینا جمع‌آوری و سپس براساس معیارهای WHO آنالیز شدند. براساس نتایج حاصل از آنالیز منی، مردان به دو گروه تقسیم شدند: مردان نورمواسپرم (100=n) و مردان آزواسپرم (100=n). غلظت فروکتوز و آنزیم آلفا گلوکوزیداز خنثی،Inhibin B و AMH در پلاسمای منی بوسیله روش‌های اسپکتروفوتومتری و ELISA اندازه‌گیری شدند. وضعیت اسپرماتوژنز بیضه در مردان آزواسپرم با روش هیستوپاتولوژی نمونه بیوپسی بیضه ارزیابی شد. داده‌های حاصل با استفاده از نرم افزارSPSS  و با استفاده از آزمون‌های آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون t نمونه‌هاي تصادفي و آزمون من‌ويتني و ضرايب همبستگي پيرسون و  اسپيرمن آنالیز آماری شدند. در این مطالعه P-value کمتر از 05/0 معنی‌دار در نظر گرفته شد.
نتایج: غلظت فروکتوز در بین دو گروه اختلاف معنی‌داری نداشت؛ اما میان غلظت فروکتوز و تعداد اسپرم ارتباط منفی معنی‌دار مشاهده شد (408/0-=r، 01/0p&lt;). غلظت آنزیم آلفا گلوکوزیداز خنثی (1/1-04/1: (95%) CI، 07/1:OR)، Inhibin B (016/1-005/1: (95%)CI، 01/1:OR) و AMH (28/2-17/1: (95%)CI، 63/1:OR) در پلاسمای مایع منی افراد نرمواسپرم نسبت به افراد آزواسپرم به طور معنی‌داری بالاتر بود. غلظت Inhibin B و  AMHدر مردان آزواسپرم دارای اسپرم در بیوپسی بیضه و مردان آزواسپرم فاقد اسپرم در بیوپسی بیضه به طور معنی‌داری متفاوت بود (01/0p&lt;). همچنين ارتباط مثبت و معنی‌دار بین غلظت آلفا گلوکوزیداز خنثی، غلظت Inhibin B و تعداد اسپرم در مردان نورمواسپرم مشاهده شد (345/0=r، 01/0p&lt;).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که Inhibin B و  AMHبا حضور اسپرم در بافت بیضه ارتباط دارند و لذا اندازه‌گيري آنها در پيش‌آگهي احتمال يافتن اسپرم در نمونه بيوپسي بيضه مفيد خواهد بود ولي به علت تغییرات غیر اختصاصی در غلظت Inhibin B و AMH، بکارگیری تکنیک‌های مولكولي به منظور شناسايي مارکرهای مولکولی اختصاصی‌تر در پلاسمای منی که به طور قطعی وضعیت اسپرماتوژنز را مشخص نماید پیشنهاد می‌گردد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=42</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
ارزيابي سطح سرمي لپتين در زنان با سقط مكرر ايمونولوژيك
</title>
<description>
زمينه و هدف: سقط مكرر (RA) مي‌تواند پيامد بيان نابجاي فاكتورهاي ايمونولوژي در طي بارداري باشد. گرچه در مورد نقش فاكتورهاي ايمونولوژي در فرآيند باروري انسان اختلاف نظر وجود دارد؛ ولي شواهدي موجود است كه نشان مي‌دهد ظهور اتوآنتي‌باديها باعث شكست باروري مي‌شود. بروز بعضي آنتي‌باديها و لپتين تأثير زيادي بر توليد سايتوكاينها با الگوي Th1 (ايمني سلولي) دارد. مطالعه حاضر به بررسي سطح سرمي لپتين در زنان با سقط مكرر ايمونولوژي مي‌پردازد.
روش بررسي: در اين مطالعه آينده‌نگر، 250 بيمار با علل مختلف سقط مكرر، مراجعه‌كننده به درمانگاه فوق تخصصي ابن‌سينا، مورد بررسي قرار گرفتند. 81 بيمار با يافته‌هاي منفي براي علل كاريوتيپ، آناتومي، هورموني و يا عفونت در دو گروه سقط مكرر ايمونولوژي (IRA، 39‌n=) و سقط مكرر با علل نامشخص URA)،‌42 n=) قرار گرفتند. تمامي افراد گروه IRA داراي سرولوژي مثبت در مورد حداقل يك اتوآنتي‌بادي بوده، در صورتي كه در گروه URA فاقد آن شد. بعد از خونگيري از بيمار،‌ سطح آنتي‌بادي ACA, APA, LACAbs  anti- dsDNA, ANA ATIIIAbs, TPOAbs, TgAbs, با روش الايزا يا ایمونواسي كمي‌لومينسنس اندازه‌گيري شد.
نتايج: از مجموع 39 بيمار در گروه IRA، 9 نفر ( 1/23%) براي اتو آنتي‌بادي ANA مثبت بودند،‌ كه TgAbs مثبت در 24 نفر (5/61% )، TPOAbs مثبت در 25 نفر ( 1/64% ) و در ATIIIAbs مثبت در 1 نفر (6/2% ) بود. تمام بيماران گروه IRA داراي مقادير طبيعي در اتو آنتي‌بادي ACA‌ anti-ds DNA, LACAbs, APA, بودند. با مقادير طبيعي قند خون ناشتا ( FBS )، گرچه سطح سرمي لپتين در دو گروه بيماران مبتلا به سقط مكرر URA و  IRAبيش از حد نرمال بود، ولی مقادير سطح سرمي لپتين در اين دو گروه تفاوت معناداري با يكديگر نداشت ( به ترتيب ng/ml 2/13 ± 7/23 و ng/ml 5/12± 7/22). به علاوه سطح سرمي لپتين ارتباط مثبت با وزن و BMI در دو گروهURA  و IRA را نشان مي‌داد  (به ترتيب 621/0 r= ، 001/0 p=  و 554/0  r=، 001/0  p&lt;).
نتيجه‌گيري: اين مطالعه پيشنهاد مي‌كند كه بيماران IRA و URA داراي سطح لپتين سرمي بيش از زنان طبيعي مي‌باشند. وجود عدم تفاوت آماري معنادار در مورد سطح سرمي لپتين دو گروه سقط مكرر، لزوم مطالعه وسيعتر در مورد سطح سرمي لپتين در بيماران IRA و URA در مقايسه با زنان طبيعي را پيشنهاد مي‌كند. 
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=42</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
پيشگيري از انتقال مادري- جنيني HIV/AIDS: آيا مادران باردار در اين زمينه آگاهي دارند؟
</title>
<description>
اهداف: در حال حاضر بيماري HIV در آسيا رو به گسترش است. يكي از راه‌هاي مهم انتقال HIV انتقال از مادر به جنين است كه تقریباً در 35% الي 45% موارد روي مي‌دهد. در صورتي كه با آموزش به مادر، شروع به موقع پروفيلاكسي دارويي براي مادر و سپس جنين، اجتناب از شيردهي و سزارين، اين خطر به 2%كاهش مي يابد. بنابراين آگاهي مادر مي‌تواند در پيشگيري از انتشار بيماري نقش مهمي داشته باشد. این بررسي نیز به منظور تعيين سطح آگاهي مادران باردار از HIV و احتمال انتقال به جنين و امكان پيشگيري از آن در مادران باردار طراحي شده است. 
روش کار: اين مطالعه به صورت توصيفي‌ـ تحليلي و به طور مقطعي (Cross-Sectional) روي 1577 زن باردار 15 تا 46 ساله مراجعه‌کننده به درمانگاه‌های مامایی شهر تهران انجام شد. ابزار تحقیق پرسشنامه بود. یافته‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS ويرايش 13 و آزمون‌های آماری ANOVA، تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل و سطح معنی‌داری 05/0 در نظر گرفته شد.
نتايج: براساس نتايج اين مطالعه 5/16% داراي آگاهي مطلوب در مورد بيماري بودند. در زمينه روش‌هاي انتقال بيماري 1/54% و در زمينه روش‌هاي پيشگيري 7/5% آگاهي مطلوب داشتند. 57% شرکت‌کنندگان تا زمان مطالعه آزمايش HIV انجام نداده بودند و 2/28% نیز تمایلی به انجام آزمايش نداشتند. 2/86% افراد از امکان پیشگیری دارویی در ایران جهت پیشگیری از انتقال عفونت به جنین اطلاع نداشتند.
نتيجه‌گيري: با توجه به اينكه 2/28 % شركت‌كنندگان تمايلي به انجام آزمايش HIV/AIDS نداشتند مي‌توان نگرش منفي نسبت به بيماري را استنباط نمود. به علاوه، براساس نتايج حاصل مي‌توان گفت با وجودي كه آگاهي افراد در زمينه روش‌هاي مختلف انتقال بيماري به طور نسبي بالاست ولي در مورد امكان پيشگيري از بيماري بسيار ضعيف است و بايد آموزش روي روش‌هاي پيشگيري از بيماري متمركز گردد. اين آموزش مي‌تواند از طريق رسانه‌هاي جمعي و يا به صورت بخشي از مراقبت‌هاي دوران بارداري باشد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=42</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
گزارش يك مورد بارداری خودبخودی در آمنوره اوليه
</title>
<description>
زمينه و هدف: نارسايي اوليه تخمدان، سندرمي متشكل از آمنوره، عدم ترشح كافي استروژن و وجود هورمون FSH در مقاديري مشابه زنان يائسه در زنان جوان مي‌باشد. در اين مقاله، يك مورد بارداري موفق به روش طبيعي در فرد مبتلا به آمنوره اوليه كه با بارداري ترم به يك مركز درماني كشور هند مراجعه كرده بود، گزارش مي‌شود. 
معرفي بيمار: خانمي 29 ساله با سابقة آمنوره اوليه در هنگام بارداري ترم به بيمارستان مراجعه كرد. وي چندين مرحله‌ گذرا، خونريزي زنانه به دنبال قطع درمان هورموني را تجربه كرده بود؛ اما به نحو تصادفي باردار شده بود. اين فرد يك دوران بارداري بدون حادثه‌اي را طي كرده و به درخواست وي تحت عمل سزارين قرار گرفت.
نتيجه‌گيري: اين گزارش مورد براي جلب توجه به امكان بروز خودبخودي لقاح و بارداري، به دليل عملكرد خودبخودي و غير قابل پيش‌بيني تخمدان در مبتلايان به نارسايي اوليه تخمدان ارائه شد. با اين وجود، اهداء تخمك هنوز به عنوان بهترين شيوة درماني براي درمان ناباروري مبتلايان به آمنوره اوليه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. 
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=42</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

</channel> </rss>
