
<rss version="2.0" encoding="utf-8">
<channel>
<title>

</title>
<link>http://www.jri.ir/</link>
<description>
فصلنامه پزشکی باروری و ناباروری متعلق به پژوهشگاه ابن سینا می باشد و کلیه حقوق آن محفوظ می باشد.
استفاده از تمام یا بخشی از مطالب مقالات یا خلاصه مقالات فصلنامه پزشکی باروری و ناباروری با ذكر نام کامل منبع بلامانع است.
</description>
<language>fa</language>

<item>
<title>
اثرات عقيم سازي عصاره گياه چريش روي موش صحرائي نر
</title>
<description>
امروزه به دليل مشكلات متعدد ناشي از آفت‏كشهاي سنتزي تلاش بر اين است تا آفت كشهاي بيولوژيك و طبيعي جايگزين آنها گردد. از جمله اين موارد استفاده از فرآورده‏هاي گياهي است. گونه گياهي  Azadirachta indicaـ چريش- از جمله گياهان با ارزشي است كه مطالعات متعدد روي عصاره مغز دانه آن اثرات ضد باروري و سقط جنيني موقت و قابل بازگشت آن را در حيوانات آزمايشگاهي به اثبات رسانده است. لذا بر آن شديم تا ضمن مطالعه اين ويژگي، ميزان دوز مؤثر جهت عقيم‏سازي دائم جوندگان براي كنترل جمعيت آنها را بدست آوريم. در اين بررسي 24 موش صحرايي نر نژاد (Wistar) 5-4 ماهه ( با وزن 200-150 گرم) بصورت تصادفي انتخاب شده و به 4 گروه شامل 6 موش تقسيم شدند. به گروه اول آب  و به سه گروه ديگر به ترتيب mg/kg5، mg/kg15 وmg/kg25 عصاره گياه چريش(عصاره تجاري Neemazal با مقدار آزاديراكتين 1% ) به مدت 6 روز متوالي به روش گاواژ خورانده شد. در روز هاي چهارم و نهم آزمايش، از تمام گروه‏ها خونگيري و بررسيهاي هماتولوژيكي و سرمي (هورمون تستوسترون) انجام شد. در روز دهم آزمايش دو حيوان از هر گروه آزمايشي تشريح شدند تا بررسيهاي بافت شناسي بر روي بيضه آنها انجام شود. سپس حيوانات باقيمانده گروه براي تست باروري در كنار موشهاي صحرائي ماده بالغ قرار گرفتند. بعد از مشاهدة تكثير در حيوانات ماده، اين گروهها از مراحل آزمايش خارج شدند. مقادير MCH، هموگلوبين گروه سوم در مرحله اول (05/0P&lt;) و مرحله دوم (به ترتيب 001/0P&lt; و 01/0P&lt;) و مقدار گلبولهاي سفيد گروه سوم در مرحله دوم (05/0P&lt;) نسبت به گروه كنترل افزايش معني‏داري نشان داد. اما در مورد مقادير ساير فاكتورهاي بررسي شده، بين نمونه‏هاي كنترل و آزمايش اختلاف معني‏داري مشاهده نشد. بين مقدار هورمون تستوسترون گروههاي كنترل وآزمايش اختلاف معني‏داري ديده نشد. موشهاي ماده مجاور شده با گروهي كه mg/kg15 عصاره گياه چريش دريافت كرده بودند پس از گذشت 60 روز زايمان نمودند (دوره بارداري اين حيوانات 23-20 روز است). در گروهي كه mg/kg25 عصاره دريافت كردند نيمي از حيوانات تحت آزمايش به علت تجويز دوز بالاي عصاره تلف شده و در نيم ديگر آنها پس از گذشت 3 ماه توليدمثل ديده شد. نتايج بررسيهاي بافت‏شناسي هم بيانگر ايجاد تغييراتي در سير اسپرماتوژنز، شامل از بين رفتن اسپرماتوزوئيدها، توليد اسپرم‏هاي غيرطبيعي و پرخوني بافت بينابيني در برخي توبولهاي اسپرم‏ساز بود. لذا با گذشت زمان (90-60 روز) و ترميم سلولهاي آسيب ديده مجدداً توليدمثل ديده مي‏شود. با توجه به نتايج حاصل به نظر مي‏رسد كه بتوان از عصاره اين گياه بعنوان عامل ضدباروري استفاده كرد، تحقيقات بيشتر و لحاظ مسائلي همچون به صرفه‏بودن اقتصادي، فرمولاسيون مناسب آنرا تهيه و در طعمه حيوانات مورد استفاده قرار داد و بدين طريق، روشي جديد در كنترل نسل و ازدياد تعداد جوندگان مضر كشاورزي ارائه نمود. 
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=10</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
ارتباط بين سطح LH روز سوم سيكل و پاسخ تخمدان در سيكلهاي لقاح خارج رحمي (IVF)
</title>
<description>
سالهاي اخير اوج پيشرفت در درمان ناباروري بوده است بطوريكه ابداع روشهاي جديد سهم بسزايي در اين پيشرفت داشته‏اند. در اين روشها، فاكتورهاي بسياري جهت ارزيابي و تشخيص در نظر گرفته مي‏شود. هدف از اين مطالعه بررسي ارتباط سطح LH روز سوم سيكل در سيكلهاي لقاح خارج رحمي با ميزان پاسخ تخمدان مي‏باشد. مطالعه از نوع توصيفي (Case series) بوده و بنابراين 78 بيمار كانديد IVF با  شرايط ورود به مطالعه، انتخاب و بر اساس سطح LH روز سوم بدو دسته تقسيم شدند. گروه اول شامل 14 نفر با mIU/ml3LH&lt;  و گروه دوم 64 نفر، باmIU/ml3LH&gt; بودند. بيماران براساس برنامه درماني رژيم طولاني ثابت با آگونيست گنادوتروپينها به همراه گنادوتروپين انساني وارد سيكل درماني شدند. در پايان  دو گروه از نظر تعداد فوليكول، تعداد تخمك بدست آمده، طول مدت تحريك تخمداني، تعداد آمپولهاي گنادوتروپين مصرفي، تعداد جنين بدست آمده، ميزان حذف سيكل و نهايتاً ميزان بارداري با يكديگر مقايسه شدند.
براساس نتايج بدست آمده و با توجه به 05/0 &lt; P value ، هيچگونه ارتباطي بين سطح LH روز سوم و سن بيمار، نوع ناباروري، علت ناباروري و طول مدت ناباروري ملاحظه نگرديد. از طرف ديگر دو گروه از نظر پاسخ تخمدان، ميزان فوليكول و تخمك بدست آمده،  طول مدت تحريك، تعداد آمپول مصرف شده،  تعداد جنين بوجود آمده، ميزان لغو شدن سيكلها و ميزان بارداري كلينيكي،  تفاوت آماري معني‏داري نشان ندادند. اين بدان معني است كه سطح LH روز سوم در سيكلهاي لقاح خارج رحمي با ميزان موفقيت ارتباطي ندارد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=10</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
موفقيت بارداري بدنبال مصرف متفورمين در بيماران با سندرم تخمدان پلي‏كيستيك(PCOS) تحت درمان با ART
</title>
<description>
ناباروري با شيوع حدود 15% يكي از مشكلات عمده جامعه بوده كه گاهي در طولاني مدت تداوم زندگي خانوادگي را تهديد مي‏كند. يكي از شايعترين علل ناباروري در زنان، علل تخمداني به خصوص سندرم تخمدان پلي‏كيستيك مي‏باشد. از آنجائيكه در اين بيماران متفورمين از طريق كاهش سطح انسولين ممكن است سبب بهبود تعداد و كيفيت تخمكها و افزايش ميزان باروري گردد، اين مطالعه با هدف بررسي تأثير متفورمين در بهبود پاسخ بيماران سندرم تخمدان پلي‏كيستيك در سيكل ART صورت گرفت. اين مطالعه به صورت كلينيكي-تصادفي برروي 100 بيمار مراجعه كننده نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلي‏كيستيك، به بيمارستان شريعتي شهر تهران در طي سال 79-1378 انجام شد. افراد بر اساس معيارهاي ورود به مطالعه، به دو گروه (A، 44 نفر و B، 46 نفر) به صورت تصادفي تقسيم شدند و 10 بيمار به دليل عدم استفاده صحيح از داروها از مطالعه حذف گرديدند. در گروه A  علاوه بر پروتكل بلندمدت براي تحريك تخمك‏كذاري، متفورمين با دوز mg 500 سه بار در روز تجويز شد و يافته‏ها با استفاده ازشاخصهاي آماري و آزمون آماري t-test و مجذور كاي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند و 05/0P&lt; معني‏دار تلقي شد. نتايج نشان داد سطح استراديول در گروه A بطور متوسط ml/pg 1056±2159 و در گروه B pg/ml1050± 2842 بود  و اختلاف معني‏دار وجود داشت(002/0P=). ميزان HMG مصرفي در گروه A 6/7±23 آمپول و در گروه B 12/8±34/31 آمپول بود و بين دو گروه اختلاف معني‏داري وجود داشت(001/0P=). تعداد تخمك‏ها اختلاف معني‏دار نداشتند، ولي از نظر تعداد تخمك‏هاي نارس (ژرمينال وزيكول) اختلاف معني‏دار بوده است
(047/0P=). از نظر طول مدت درمان، تعداد تخمك و تعداد بارداري اختلاف معني‏دار بين دو گروه ديده نشد. بنابراين با توجه به يافته‏هاي فوق متفورمين قادر خواهد بود از طريق كاهش ميزان مقاومت به انسولين و هيپرآندروژنيسم در افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلي‏كيستيك سبب كاهش واضح در سطح استراديول سرم و ميزان HMG مصرفي در اين بيماران شده و در بهبود كيفيت تخمكها تاثير مي‏گذارد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=10</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
نقش اندازه گيري ßHCG سرم بر پيش بيني سندرم فوليكول تهي
</title>
<description>
يكي از موارد مهم در درمان بيماراني كه نياز به انجام لقاح آزمايشگاهي و انتقال آن به رحم دارند، گرفتن تخمكهاي با كيفيت و تعداد مناسب مي‏باشد. متأسفانه در بعضي از موارد عليرغم ظاهر خوب تخمدان در بررسيهاي سونوگرافيك و اندازه‏گيريهاي هورموني، هيچ تخمكي پس از تزريق HCG بدست نمي‏آيد كه اين مسئله تحت عنوان سندرم فوليكول تهي (empty follicle syndrome) ناميده مي‏شود. هدف از اين مطالعه بررسي رابطه بين سطح βHCG سرم و بروز سندرم فوليكول تهي در بيماران تحت درمان ناباروري با تحريك تخمك‏گذاري مي‏باشد. اين مطالعه بصورت آينده‏نگر و موردي شاهدي بر روي 1009 بيمار انجام گرفت كه 135 نفر به دلايل مختلف از مطالعه خارج شده و از 874 نفر باقيمانده 3/23% افراد تحت درمان با روش IVF  معمولي و 7/76% آنان كانديد استفاده از ميكرواينجكشن (تزريق داخل سيتوپلاسمي اسپرم) بودند. كليه بيماران تحت درمان با HMG و GnRHa با پروتكل طولاني مدت بودند.  در كليه آنان در طي دورة درمان تعداد فوليكول رشد يافته مورد ارزيابي قرار گرفت و ميزان سطح βHCG سرم در زمان تزريق HCG و زمان گرفتن اووسيتها اندازه‏گيري و با تعداد اووسيت بدست آمده مقايسه شد. در بررسي نتايج اين مطالعه در 34 نفر از بيماران (9/3%) هيچ تخمكي بدست نيامد (گروه I)، در 92 نفر (5/10%) تعداد تخمك بدست آمده كمتر از 50% فوليكولهاي رشد يافته بود (گروه II) و نهايتاً در 748 نفر (5/85%) تعداد تخمكهاي بدست آمده بالاي 50% فوليكولهاي رشد يافته بود (گروه III). 36 ساعت بعد از تجويز HCG سطح متوسط βHCG سرم در گروه I (107± 6/154)، گروه II (4/90± 7/141) و گروه III  (6/56± 156) بوده است. هيچ گونه اختلاف معني‏داري بين نتايج سطح سرمي ßHCG و سندرم فوليكول تهي وجود نداشت (194/0P=).
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=10</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
عوارض زودرس يائسگي در زنان شهر تهران 
</title>
<description>
با افزايش اميد زندگي در كشورهاي توسعه يافته‏اي چون ايران، پديدة يائسگي نيز بيشتر ديده مي‏شود. بروز عوارض زودرس يائسگي مي‏تواند كيفيت زندگي اين زنان را به شدت تحت تأثير قرار دهد. مطالعه توصيفي و مقطعي به بررسي عوارض زودرس 441 مورد زنان يائسه در سطح شهر تهران با استفاده از روش نمونه‏گيري خوشه‏اي پرداخته است. ميانگين سن يائسگي نمونه‏ها 45/4±51/48 سال بدست آمد. در اين مطالعه متغيرهاي سن، سن اولين قاعدگي، وضعيت ازدواج، شيردهي، سابقه مصرف قرصهاي ضدبارداري، سابقه مصرف قرصهاي جايگزيني هورموني، ‌ورزش، مصرف كلسيم خوراكي، دارويي و سيگاركشيدن مورد بررسي قرار گرفت. با استفاده از پرسشنامه استاندارد جونز (Jones) كليه عوارض زودرس يائسگي مورد بررسي قرار گرفت. ميانگين جمع امتيازات مربوط به عوارض زودرس 8/6±1/12 بدست آمد. 3/60% افراد داراي عوارض زودرس شديد بودند. براساس نتايج حاصل از اين مطالعه متغير ورزش با كاهش عوارض يائسگي به طور معني‏داري ارتباط داشت (001/0=P). اما بين عوارض زودرس يائسگي و متغيرهاي شيردهي، سيده بودن، سابقه مصرف قرصهاي ضدبارداري خوراكي، سابقه مصرف قرصهاي درماني جايگزين هورموني، مصرف كلسيم دارويي و مصرف كلسيم غذايي ارتباط معني‏داري يافت نشد. در اين راستا به منظور تقليل عوارض زودرس يائسگي تغيير الگوي زندگي زنان موجود در اين سن و از جمله توجه به ورزش و فوايد آن حائز اهميت است.

</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=10</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
ميزان تداوم استفاده از وسايل پيشگيري از بارداري و علل قطع آن در شهر زاهدان
</title>
<description>
علي‏رغم موفقيتهاي چشمگيري كه در زمينه كنترل مواليد در دهه‏هاي اخير در ايران انجام گرفته است، با عنايت به محدوديت منابع مالي كشور، لازم است در راستاي مهار هر چه بيشتر رشد جمعيت, مطالعات بيشتري در زمينه چگونگي استفاده از امكانات موجود صورت پذيرد. هدف از اين مطالعه بررسي تداوم استفاده از وسايل پيشگيري از بارداري و  عوامل تعيين‏كننده در قطع آن در زنان مراجعه كننده به مراكز بهداشتي، درماني شهر زاهدان مي‏باشد. مطالعة حاضر در نواحي مختلف شهر زاهدان در اواخر سال 1379انجام شد. 1743 نفر زناني كه در اين مطالعه شركت كردند مطالعه شدند. از ابتداي سال 1377 يكي از چهار روش پيشگيري از بارداري: قرص ضدبارداري, آي‏يودي, آمپول و نورپلانت را استفاده مي‏كردند. ميانگين سن زنان مورد بررسي 6±27 سال, ميانگين سن همسرانشان 8±33 و ميانگين تعداد فرزند 2±8/2 بود.6/89% زنان خانه‏دار و 7/28% زنان بيسواد بودند. متداولترين روش مورد استفاده قرصهاي ضدبارداري با فراواني 2/71% و پس از آن آمپول با 9/12%، آي‏يودي با 7/12% و نورپلانت با1/3% بودند. با استفاده از روش كاپلان‏ماير بيشترين تداوم  استفاده طي سال اول به ترتيب مربوط به قرص LD (92%) و پس از آن نورپلانت (86%)، آي‏يودي (82%) و آمپول (53%) بود. بيشترين تداوم استفاده در پايان سال سوم به ترتيب مربوط به نورپلانت (78%)، LD (70%), آي‏يودي (60%) و آمپول (44%) بود. بيشترين علت قطع قرصهاي  ضدبارداري و آمپول تغيير روش و بيشترين علت قطع آي‏يودي و نورپلانت عوارض جانبي بود. تداوم استفاده از وسايل فوق با هيچكدام از متغيرهاي سطح سواد زنان و همسران آنها, شغل زنان و همسران آنها, تعداد فرزند و سن آخرين فرزند، ارتباط آماري معني‏داري نشان نداد. آزمون كاكس نشان داد كه تداوم استفاده از وسايل با نوع وسيله و مركز بهداشتي، درماني در ارتباط مي‏باشد. بررسي بيشتر دلايل آن و مشاوره مناسب با زنان در زمان انتخاب وسايل پيشگيري و شش ماه اوليه استفاده از آن توصيه مي‏شود.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=10</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
مقايسه فراواني زايمان طبيعي و سزارين و علل آن در شهرستان شاهرود ( 1379)
</title>
<description>
امروزه سزارين به عنوان يك عمل جراحي عادي  انجام مي‌شود و علاوه بر اين كه بسياري از امكانات, تجهيزات و تختهاي بيمارستاني و افراد مجرب در ارتباط با اين عمل درگير مي‌‌شوند, ميزان مرگ و مير و عوارض زايماني در مادراني كه تحت عمل سزارين قرار مي‌گيرند به طور چشم‌گيري بيش از مادراني است كه زايمان طبيعي دارند. هدف از اين مطالعه بررسي و مقايسه فراواني زايمان طبيعي، سزارين  و علل آن در شهرستان شاهرود مي‏باشد, تا از نتايج آن در جهت برنامه‌ريزي صحيح در رابطه با ترويج زايمان طبيعي استفاده گردد. اين پژوهش يك مطالعه مقطعي مي‌باشد. ابزار گردآوري داده‌ها دو  پرسشنامه است كه بر اساس اهداف پژوهش تنظيم و پس از تعيين روايي و پايايي آن اطلاعات مورد نياز طي مدت پنج ماه جمع‏آوري گرديد. نتايج بررسي نشان داد كه تعداد كل زايمان در طي اين مدت در شهرستان شاهرود 1221 نفر بود كه
3/1% زايمان‏ها با وسيله (واكيوم)، 1/42% توسط سزارين و 6/56% زايمان طبيعي بوده است. در اين مطالعه شايع ترين علل سزارين به ترتيب، سزارين قبلي (1/26%), تمايل به بستن لوله‏ها (5/9%) و عدم تطابق سر با لگن (4/8%) بود.  
شيوع سزارين در شهرستان شاهرود نسبت به آمار قابل قبول بين المللي (22-20%) بيشتر است. با در نظر گرفتن اين مسئله كه شايع ترين علت آن، سزارين قبلي بوده و بسياري از محققين افزايش وضع حمل واژينال پس از عمل سزارين را بي خطر مي‏دانند، مي‌توان اين اميد را داشت كه با آموزش همگاني در جهت ترويج انجام زايمان طبيعي اين شيوع بالاي انجام عمل سزارين در اين شهرستان و به طور كلي در سطح كشور، كاهش يابد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=10</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
گزارش يك مورد ازدواج به وصال نرسيده به مدت 14 سال و درمان موفقيت آميز آن
</title>
<description>
ازدواج به وصال نرسيده (UCM) به ازدواجي اطلاق مي‏شود كه زن و شوهر هيچگاه نزديكی (Coitus) نداشته باشند. عوامل مختلفي از جمله علل رواني، اجتماعي و جسمي به عنوان عامل بروز آن معرفي شده است. زوج معرفي شده در اين مقاله، با سابقه 14 سال ناباروري به علت UCM و تمايل به داشتن فرزند تحت درمان قرار گرفتند. در طول دوره ازدواج و در پيگيري UCM زن تحت چندين نوبت عمل جراحي جهت ديلاتاسيون، ميومكتومي و الكتروكوتري تخمدان‏ها قرار گرفت و يك دوره روان درماني نيز براي وي انجام شد. همچنين به علت تمايل داشتن فرزند براي بيمار، 10 بار تلقيح داخل رحمي اسپرم (IUI) به عمل آمد كه تمامي موارد ناموفق بود. زوجين پس از بررسي روانپزشكي، با استفاده از روشهاي زوج درماني (couple therapy) و سكس‏تراپي تحت درمان قرار گرفتند و سپس براي كاهش اضطراب در زن روان‏درماني انفرادي انجام شد. پس از حدود 5 ماه  براي اولين بار نزديكي طبيعي و منجر به بارداري و زايمان ترم گرديد. پيش از اين در درمان UCM تركيب سكس تراپي و سايكوتراپي انفرادي زن، بكار نرفته است. روشهاي درماني ديگر نظير سكس‏درماني زوج، درمان رفتاري-هيپنوتيك، روان درماني به روش سايكوسوماتيك به صورت منفرد يا همگام با درمانهاي اورولوژي و ژنيكولوژي مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به عدم آگاهي كافي درباره روابط جنسي و نيز وابستگي به خانواده پدري به عنوان عوامل مهم و شايع ايجادكننده اين اختلال به نظر مي‏رسد آموزش روابط جنسي در مراكز آموزشي و بهداشتي كشور، ضروري است.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=10</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
گزارش يك مورد سل پستان در بيمار با سابقه پرولاكتينوما 
</title>
<description>
سل شامل طيف وسيعي از بيماريهاي باليني است و يكي از فراوانترين علل عفوني مرگ و مير در جهان مي‏باشد. از سال 1993 از سوي سازمان بهداشت جهاني اين بيماري به عنوان يك هدف مهم بهداشت جهان شناخته شده است. سازمان بهداشت جهاني با كشف داروي ضد سل ريشه‏كني سل را تا سال 2000 ميلادي پيش‏بيني مي‏كرد، ولي در سالهاي اخير اين بيماري رو به افزايش گذاشته است كه علت آن را پاندمي ايدز مي‏دانند. سل بيشتر اوقات مشكلات ريوي ايجاد مي‏كند ولي مي‏تواند ارگان خارج ريوي را نيز گرفتار كند. سل پستان يك بيماري بسيار نادر مي‏باشد كه گاهي اوقات با سرطان پستان اشتباه مي‏شود. اين مورد بيماري، گزارش يك بيمار 25 ساله است كه از سه سال قبل سابقه پرولاكتينوما داشته و از يك سال پيش دچار ترشحات چركي و توده در پستان شده و چندين بار تحت درمان جراحي درناژ آبسه و درمان طبي آنتي‏بيوتيك قرار گرفته بود. بالاخره با توجه به عدم پاسخ به درمان آنتي‏بيوتيك و عود آبسه، بيوپسي انجام شد كه در پاتولوژي گرانولوم همراه كازوئوز ديده شد. بيمار براي مدت 6 ماه با درمان سل بهبود يافت و تا يكسال علائمي از بازگشت بيماري مشاهده نشد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=10</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

</channel> </rss>
