
<rss version="2.0" encoding="utf-8">
<channel>
<title>

</title>
<link>http://www.jri.ir/</link>
<description>
فصلنامه پزشکی باروری و ناباروری متعلق به پژوهشگاه ابن سینا می باشد و کلیه حقوق آن محفوظ می باشد.
استفاده از تمام یا بخشی از مطالب مقالات یا خلاصه مقالات فصلنامه پزشکی باروری و ناباروری با ذكر نام کامل منبع بلامانع است.
</description>
<language>fa</language>

<item>
<title>
بررسی حضور رونوشتهای اختصاصی بيضه در اسپرم بالغ انسان
</title>
<description>
زمینه و هدف: انجام صحیح و کامل روند اسپرماتوژنز مستلزم بیان تعداد بسیار زیادی ژن به صورت همزمان و یا با توالی خاص خود می‌باشد؛ به‌طوری که توقف یا اختلال در بیان هر یک از آنها ممکن است منجر به توقف يا اختلال در روند اسپرماتوژنز گردد. شناسایی این قبیل ژنها و ارزیابی عملکرد آنها اطلاعات ارزشمندی درباره نقش این ژنها در اسپرم بالغ، روند اسپرماتوژنز و نيز عملکرد بعدی آنها در فرآیند لقاح و تکوین جنین و نیز درک اساس مولکولی فرآیند لقاح و يافتن علل بسیاری از انواع ناباروری بدون علت، فراهم می‌کند. جهت بررسي مراحل مختلف روند اسپرماتوژ‍نز مي‌توان از ژن‌هايي استفاده كرد كه در مرحله و ردة سلولي خاصي از اين روند بيان مي‌شود.‍ در مطالعه حاضر بیان ژن‌های PRM1، TSGA10، AKAP4 PRM2، DAZ SYCP3 در اسپرم طبيعي انسان بررسی شد.
روش بررسی: نمونه مایع منی افراد دارای پارامترهای اسپرمی طبيعي (مطابق استانداردهای WHO) مراجعه کننده 
به مرکز درمان ناباروری و سقط مکرر ابن‌سینا، جمع‌آوری شد. اسپرم‌های متحرک با مرفولوژی طبیعی طی مراحل سانتریفوژ شیب غلظت با استفاده از گراديان ® Pure Sperm از نمونه‌های مایع منی افراد نرمواسپرم جدا گردید. بیان ژن SYCP3 با روش Nested RT-PCR و بیان ژن‌های DAZ، TSGA10 و PRM2، PRM1 و  AKAP4با روش RT-PCR بررسی و با توجه به بیان ژن‌های فوق در بیضه طبيعي از بافت بیضه به‌عنوان کنترل مثبت استفاده گردید.
نتایج: مطالعه روی cDNA حاصل از اسپرم‌های طبیعی نشان داد که ژن‌های TSGA10، DAZ، PRM2 وPRM1 در نمونه طبيعي بیضه (به‌عنوان کنترل) و در تمام نمونه‌های اسپرم تحت بررسی بیان می‌شوند. همچنین نتایج نشان داد که ژن‌های AKAP4 و SYCP3 در اسپرم بالغ بیان نمی‌شوند.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که رونوشت ژن‌های TSGA10، PRM2، DAZ و  PRM1در اسپرم بالغ انسان حضور دارند. علت نگهداری انتخابی رونوشتها و عدم حضور رونوشت‌هایی مانندAKAP4  و SYCP3 در اسپرم بالغ نمایانگر انتقال گروهی از رونوشت‌های پدری به تخمک و نقش احتمالی آنها در مراحل بعدي عملكرد اسپرم می‌باشد. مطالعه و ردیابی این ژنها در مراحل اولیه تکوین جنین نتایج تازه‌ای از عملکرد این ژنها در فرآيند لقاح و تكوين جنين در اختیار قرار خواهد داد. 
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
اثر مورفولوژی اسپرم در میزان حاملگی به روش تلقيح داخل رحمي اسپرم
</title>
<description>
زمینه و هدف: یکی از عوامل موثر برنازایی فاکتورهای مردانه می‌باشد. یکی از علل ناباروري، فاکتورهای مردانه شامل اختلال در تعداد، تحرك و مورفولوژی اسپرم می‌باشد. تلقیح داخل رحمی اسپرم (IUI) به‌طور گسترده‌ای جهت درمان زوج‌های نابارور ناشي از فاکتور مردانه به‌کار می‌رود. معیارهای تعداد اسپرم و تحرک آن و درصد اسپرم‌های داراي مورفولوژی طبيعي در ارزيابي كيفيت مايع مني مورد بررسي قرار مي‌گيرند. مطالعات متعددی به بررسی تعداد و تحرک اسپرم پرداخته است؛ ولی مطالعه مورفولوژی اسپرم در منطقه شمال كشور (مازندران) کمتر صورت گرفته است. لذا اين مطالعه موفقیت بارداري به روش IUI را در افراد داراي اسپرم‌هاي با مرفولوژی طبيعي کمتر از 5% و بیشتر از 5% مورد ارزیابی قرار مي‌دهد.
روش بررسی: مطالعه حاضر، مطالعه‌ای تحلیلی بود كه روی زوجين كانديد انجام IUI مراجعه كننده به دو مرکز ناباروری شهر بابل انجام شد. پس از طی مراحل اولیه و تحریک تخمک‌گذاری و رعایت نکات لازم جهت IUI، نمونه اسپرم از نظر تعداد، تحرک و مورفولوژی براساس معیار NAFA and ESHRE-SIGA 2002 مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس نتايج حاصل از طریق نرم افزارآماری SPSS و با آزمون‌های رگرسيون لجستيك، t زوجي و تست دقيق فيشر مورد ارزیابی آماری قرار گرفت و 05/0p&lt; معنی‌دار در نظر گرفته شد.
نتایج: از 561 زوجي که براي آنها سیکل IUI انجام شد در 103 مورد بارداری در زوجين با مورفولوژی طبيعي بیش از 5% و4 مورد بارداری در زوجين با مورفولوژی کمتر از 5% مشاهده شد که از نظر آماری معنی‌دار بود (05/0p&lt;)؛ در 504 مورد از اين زوجين تعداد اسپرم بیش از million/ml20  بود، كه در اين گروه نتیجه IUI در موارد مرفولوژی اسپرم بیش از 5% به‌طور معنی‌داری بیشتر از زوجين با مورفولوژی کمتر از 5% در اين گروه بود (4/21 نسبت به 6/5)، (01/0p&lt;). در 543 نفر از زوجين تحرک اسپرم بیش از 50% بود كه بررسي نتایج IUI در اين گروه نشان داد مواردي كه مورفولوژی اسپرم بیش از 5% بود به‌طور معنی‌داری بیشتر از موارد با مورفولوژی اسپرم کمتر از 5% در اين گروه بود (5/20 نسبت به3/8)، (05/0p&lt;).
نتیجه‌گیری: نتیجه مطالعه نشان داد که مورفولوژی طبيعي اسپرم بیش از 5% می‌تواند فاکتوري تعیین کننده و تأثیرگذار بر روی نتایج IUI باشد و مورفولوژي نرمال اسپرم همراه با تعداد و تحرك نرمال نقش بسزايي در افزايش ميزان بارداري دارد؛ لذا پيشنهاد مي‌شود علاوه بر بررسي تعداد و تحرك به بررسي مورفولوژي نيز توجه شود.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
انتخاب جنس فرزند با جداسازي اسپرم به روش گراديان آلبومين در سيكل‌هاي تلقيح داخل رحمي اسپرم
</title>
<description>
زمينه و هدف: از جمله دغدغه‌هاي زوجين، به‌خصوص در كشورهاي آسيايي، دستيابي به فرزند پسر مي‌باشد. اين خواسته معمولاً در زوجين بارور در مقايسه با افراد نابارور از شدت بيشتري برخوردار است. يكي از روش‌هاي نسبتاً ساده، ارزان قيمت و قابل انجام در مراكز ناباروري كه نيازي به مواد شيميايي سمي جهت جداسازي اسپرم‌هاي X و Y ندارد، روش اريكسون جهت جداسازي اسپرم با گراديان آلبومين مي‌باشد. لذا، هدف اين مطالعه بررسي نتايج مربوط به انتخاب جنس نوزاد به روش جداسازي اسپرم با استفاده از روش اريكسون در افراد بارور و نابارور تحت درمان IUI بود.
روش بررسي: مطالعه از نوع توصيفي‌ـ تحليلي بود و نمونه‌ها، 32 زوج (30 زوج بارور و 2 زوج نابارور) متقاضي تعيين جنسيت فرزند (31 زوج خواهان فرزند پسر و 1 زوج خواهان فرزند دختر) به روش اريكسون بودند. پس از بررسي اوليه نمونه اسپرم با استفاده از گراديان آلبومين، اسپرمها طي كمتر از دو ساعت آماده شدند و با كاتتر ترانسفر مقدار l500-400 محلول حاوي بيش از 10 ميليون اسپرم به حفره رحمي تزريق شد. تمام افراد كانديدا، جهت انجام IUI، تحريك تخمك‌گذاري شده بودند. داده‌ها با نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون 2،  tو ناپارامتري ويلكاكسون محاسبه شد.
نتايج: از مجموع 32 زوج تحت مطالعه 30 زوج قبل از درمان داراي حداقل يك فرزند بودند. با جداسازي اسپرم به روش گراديان آلبومين و IUI ميزان بارداري 4/34% بود كه از اين میزان 4 مورد سقط شدند. ميزان تولد 8/21% و دستيابي به جنس دلخواه در بين تولدها 4/71% بود. نتايج نشان داد كه دو پارامتر تحرك پيشرونده تند، کند و نيز مرفولوژي طبيعي اسپرم بعد از جداسازي اسپرم با گراديان آلبومين افزايش يافت (به ترتيب 001/0p&lt;، 05/0p&lt; و 05/0p&lt;). در ضمن میزان تحرک پیشرونده و مورفولوژی طبیعی اسپرم در افرادی که صاحب فرزند پسر شدند، بیشتر از سایرین بود. فقط يك زوج خواهان فرزند دختر بودند كه صاحب فرزند پسر شدند.
نتيجه‌گيري: روش گراديان آلبومين كه توسط اريكسون ابداع شد، روش بسيار مناسبي براي جداسازي اسپرم‌هاي X و Y و در نتيجه تعيين جنسيت پسر در زوجين بارور مي‌باشد. كارايي اين روش براي افراد نابارور نياز به مطالعه وسيعتر دارد. در ضمن، روش گراديان آلبومين به علت عدم استفاده از مواد شيميايي سمي جهت جداسازي اسپرم و نيز عدم دستكاري جنين، روشي مطمئن مي‌باشد.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
بررسی فراوانی لژیونلا نموفیلا در زنان باردار مبتلا به عفونت تنفسی به وسیله روش‌هایNested PCR-RFLP و ELISA بر روی نمونه ادرار
</title>
<description>
زمينه و هدف: پنوموني در دوران بارداري مي‌تواند عواقب بدي هم براي مادر و هم براي جنين داشته باشد. بنابراين تشخيص و درمان سريع بيماري از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. لژيونلا نموفيلا يکي از علل پنوموني آتيپيكال در جمعيت‌هاي مختلف مي‌باشد. مطالعات در زمينه عفونت لژيونلايي به دوران بارداري محدود مي‌باشد. بيماران مبتلا به عفونت لژيونلايي براي مدت نامحدودي LPS و DNA باکتري را در ادرار خود دفع مي‌کنند، بنابراين بکارگیری توام PCR و ELISA (تشخيص آنتي‌ژن باكتريايي) بهترين ابزار تشخيص بیماری مي‌باشد. اين تحقيق به منظور تعيين فراواني عفونت لژيونلا نموفيلا در زنان باردار مبتلا به عفونت تنفسي انجام گرفت.
روش بررسي: اين مطالعه توصيفي‌ـ تحليلي روي 95 مادر باردار 41-15 ساله مبتلا به عفونت تنفسي مراجعه‌كننده به درمانگاه‌هاي مامايي بيمارستان‌هاي وابسته به سازمان تأمين اجتماعي و دانشگاه علوم پزشكي تهران از زمستان 84 تا تابستان 85 انجام شد. وجود عفونت لژيونلايي به روش RFLP-PCR Nested و آزمون ELISA روي نمونه ادرار بيماران مورد بررسي قرار گرفت. داده‌هاي پرسشنامه‌ها همراه با نتايج آزمايشات تحت برنامهSPSS  (ويرايش 13) و با استفاده از آزمون‌هاي آماري t مستقل،‌ فیشر، 2، مدل لجستيك و مک نمار مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و سطح معنی‌داری 5% درنظر گرفته شد. 
نتايج: شيوع عفونت در نمونه مورد بررسي با استفاده از روش مولكولي 1/22% (1/30%- 1/14%CI=) و با استفاده از روش الايزا 2/4%  (2/8%-0/2%CI=) بدست آمد؛ كه اين تفاوت از نظر آماري معني‌‌دار بود (005/0p&lt;). شايع‌ترين علايم بيماري در بين شرکت‌کنندگان شامل تب 1/22%، لرز 8/35%، سرفه 8/56%، سردرد 7/54%، اسهال 4/8% و درد شکمي 9/38% بود. بررسيها نشان داد كه شيوع علايم تب، لرز، درد شكمي و سابقه بيماريهاي كبدي و كليوي در افراد با PCR مثبت به‌طور معني‌داري بيشتر بود (به ترتيب 001/0p&lt;، 05/0p&lt;). همين ارتباط بين علايم لرز و تب با نتيجه تست ELISA نيز وجود داشت (05/0p&lt;)، ولي بين ساير متغيرهاي مورد بررسي با نتیجه تست ارتباط آماري معني‌داري یافت نشد. 
نتيجه‌گيري: با توجه به شيوع 1/22درصدي بيماري در اين مطالعه مي‌توان گفت كه فراواني اين عفونت در زنان باردار مورد بررسي زياد است و از آنجایی كه تست‌هاي تشخيصي سريع مثل PCR در حال حاضر در دسترس مي‌باشد؛ لذا جهت درمان مناسب و به‌موقع به‌منظور پيشگيري از عوارض مادري و جنيني پيشنهاد مي‌شود اين تست به‌عنوان يكي از آزمايشها در مبتلايان به عفونت‌هاي تنفسي خصوصاً در مادران باردار درخواست شود. انجام آزمايشات PCR و ELISA روي نمونه ادرار براي شناسايي گونه‌هاي لژيونلا مناسب بوده و مي‌تواند نتايج را در کمتر از يک روز مشخص کند كه کمک بسيار بزرگي در تشخيص و درمان به موقع پنوموني لژيونلا بويژه در دوران بارداري مي‌باشد. 
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
مقايسه 17-α- هيدروكسي پروژسترون كاپروات با پروژسترون روغني در حمايت از فازلوتئال در سيكل‌هاي تلقيح داخل رحمي اسپرم
</title>
<description>
زمينه و هدف: حمايت فاز لوتئال در بيماران تحريك تخمك‌گذاري شده وIUI هنوز در بعضي از مراكز بطور روتين انجام مي‌شود. هدف از اين مطالعه، مقايسه اثر پروژسترون روغني با 17-α-هيدروكسي پروژسترون براي حمايت فازلوتئال در اين بيماران بود.
روش بررسي: در اين كارآزمايي باليني، 162 بيمار كه در مركز درمان ناباروري منتصريه مشهد در سال 85-1384 تحريك تخمك‌گذاري و IUI شده بودند به طور تصادفي تحت درمان با 17-α- هيدروكسي پروژسترون كاپروات (mg250، عضلاني، هفته‌اي يك بار) يا پروژسترون روغني (mg50، عضلاني، روزانه) تا زمان اندازه‌گيري BHCG  سرم قرار گرفتند. سپس در بيماراني كه α-hCG آنها مثبت بود، اين درمان تا هفته 12 بارداري ادامه يافت. تجزيه و تحليل اطلاعات با استفاده از آزمون‌هاي آماري t ، α2 و دقيق فيشر انجام شد و p-value در سطح كمتر از 05/0 معني‌دار در نظر گرفته شد.
نتايج: نتيجه IUI در دو گروه تحت مطالعه مقايسه شد. اختلاف معني‌داري در پيامد بارداري در پارامترهاي تحت بررسي مانند وجود بارداري شيميايي (69/0=p)، بارداري باليني (3/0=p) و ادامه بارداري تا هفته 20 (831/0=p) بدست نيامد؛ در حاليكه عوارض ناشي از تحريك تخمك‌گذاري، IUI و بارداري و به طور معني‌داري در گروه 17-α- هيدروكسي پروژسترون كمتر (002/0p=) و رضايتمندي بيماران در اين گروه به‌طور معني‌داري بيشتر بود (003/0=p).
نتيجه‌گيري: نتايج اين مطالعه تأييد مي‌كند كه استفاده از 17-α- هيدروكسي پروژسترون براي حمايت فاز لوتئال در بيماران تحريك تخمك‌گذاري شده و IUI با اندازه پروژسترون روغني روزانه موثر است وميتواند جايگزين آن گردد. اگرچه مطالعات بيشتري براي اين جايگزيني لازم است.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
رابطه عفونت هليكوباكتر پيلوري و كم خوني در زنان باردار
</title>
<description>
زمينه و هدف: كم خوني زنان در سنين باروري به خصوص زنان باردار داراي شيوع بسيار بالايي (50%) مي‌باشد و عوارض جبران‌ناپذير كم خوني بر نتيجه بارداري و مادر بر هيچ كس پوشيده نيست؛ چنانچه كم خوني مسئول 15-10% از كل مرگ‌هاي مادري مي‌باشد. گزارش‌هاي متفاوت و متناقضي از نقش عفونت هليكوباكترپيلوري در ايجاد كم خوني ارائه شده است. از طرف ديگر عفونت هليكوباكتر پيلوري و عوارض كاملاً شناخته شده ناشي از اين عفونت در كشورهاي جهان سوم شيوع بالايي دارد؛ لذا مطالعه حاضر با هدف تعيين رابطه عفونت هليكوباكتر پيلوري با كم خوني، انجام شد.
روش بررسي: مطالعه به روش تحليلي گذشته‌نگر (موردـ شاهدي) روي 187 مادر باردار در سه ماهه سوم بارداري مراجعه‌كننده براي انجام مراقبت‌هاي دوران بارداري در سال 1385 به مراكز بهداشتي‌ـ درماني وابسته به دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي‌ـ درماني مشهد انجام شد. نمونه‌ها براساس میزان هموگلوبین سه ماهه اول مندرج در پرونده بهداشتی، به دو دسته کم خون (94 نفر) و غیر کم خون (93 نفر) تقسیم شدند. براي تمام نمونه‌ها پرسشنامه‌اي شامل اطلاعات دموگرافیک و سئوالات تغذیه‌ای تكميل گرديد. سپس براي كليه نمونه‌ها در سه ماهه سوم بارداری، آزمایشات هموگلوبین، فریتین و هلیکوباکترپیلوری به روش الایزا و تیتراژ آنتی‌بادی عليه هلیکوباکترپیلوری از نوع IgG انجام شد. نتايج حاصل با استفاده از آمار توصيفي (ميانگين، انحراف معيار و نسبت شانس) و آمار استنباطي (آزمون‌هاي t مستقل، 2، من ويتني و تحلیل واریانس با  اندازه‌گيري‌های مكرر و رگرسيون لجستيك) به وسيله نرم افزار SPSS (ويرايش 13) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و سطح معني‌داري 05/0 در نظر گرفته شد. 
نتايج: نتايج نشان داد كه نمونه‌هاي مورد مطالعه از نظر سن، شغل، میزان تحصیلات، میزان تحصیلات همسر، شغل همسر، تعداد زايمان و عوامل اقتصادی اختلاف معني‌داری نداشتند. بین دو گروه کم خون و غیر کم خون تفاوت آماری معني‌‌داری در میزان ابتلا به عفونت هلیکوباکترپیلوری به دست آمد (01/0=p). همچنین میانگین هموگلوبین و فریتین سه ماهه سوم افراد مبتلا به عفونت هلیکوباکترپیلوری نسبت به افراد سالم کمتر بود (001/0&gt;p). از طرفی تغییرات میزان هموگلوبین سه ماهه اول و سوم در دو گروه سالم و مبتلا به عفونت هلیکو باکتر پیلوری با یکدیگر دارای اختلاف واضح آماری بود (001/0&gt;p)، به طوریکه میزان هموگلوبین سه ماهه سوم افراد مبتلا به عفونت هلیکو باکتر پیلوری نسبت به سه ماهه اول آنها با وجود مصرف آهن مکمل افزایش محسوسی نداشت.
نتيجه‌گيري: با توجه به یافته‌های پژوهش حاضر كه بین ابتلا به عفونت هلیکوباکترپیلوری و کم خونی در زنان باردار رابطه وجود دارد؛ بنابراين گنجاندن آزمايش عفونت هليكوباكترپيلوري در مشاوره‌هاي قبل از بارداري خصوصاً در زنان  با سابقه كم خوني و كم‌خوني‌هاي مقاوم به درمان امري معقولانه و اقتصادي به نظر مي‌رسد. 
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
حق بر شناختن پدر و مادر بيولوژيک
</title>
<description>
فناوري و زيست‌ـ فناوري‌هاي نوین، امکان اهداي گامت و جنين را به زوجين نابارور فراهم آورده است. در نتيجه، يکي از پرسش‌هاي مهمي که رخ نموده اين است: آيا کودکِ حاصل از اهداي ياد شده، حقي بر شناختن پدر و مادر بيولوژيک خود دارد؟ براي پاسخ گفتن به اين پرسش، ابتدا بايد معناي حق را مشخص ساخت. چهار معناي حق‌ـ ادعا، حق‌ـ آزادي، حق‌ـ قدرت و حق‌ـ مصونيت براي حق برشمرده‌اند. دو معناي ادعا و آزادي، به ترتيب به عنوان ادعاي قوي و ضعيف، در اين مسأله قابل تصور است. انتخاب بين اين دو اما منوط به روشن ساختن مبنا و نظرية موجهه حق است. حق براي حفظ گوهر انساني به کار مي‌رود. گوهر انساني، منشأ دو ارزشِ «کرامت ذاتي» و «فاعليت اخلاقي» است. بر اين اساس، به نظر مي‌رسد نشناختن منشأ بيولوژيک، گوهر انساني يا ارزش‌هاي کرامت ذاتي و فاعليت اخلاقي را به خطر نمي‌اندازد. در نتيجه تنها مي‌توان از حق-آزادي بر شناختن پدر و مادر بيولوژيک دفاع کرد که از ديگران، دولت و جامعه، نمي خواهد به نحو فعال به دنبال آگاه ساختن فرزند از منشأ بيولوژيک خود باشند. با اين همه، در موارد استثنايي که عدم آگاهي به منشأ مذکور، موجبِ به خطر افتادن «شخص بودن» و «انسانيت» فرد شود، معناي ضعيف مي‌تواند به معناي قوي تبديل شود.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
بكارگيري تكنولوژيهاي ژنومیکس و پروتئوميكس در تشخيص زود هنگام سرطانهاي دستگاه توليد مثل
</title>
<description>
پیشرفت‌های زیست‌شناسی مولکولی در دهه اخیر به بالا بردن درک محققین از تقابل پیچیده تغییرات ژنتیکی، رونویسی و ترجمه در سرطان‌های انسانی کمک کرده است. این تغییرات مولکولی اساس تکنیک‌های كارآمد و رو به رشد شناسایی سرطان بوده که به مقادیر میکروسکوپی از نمونه بیمار نیاز دارند. برش‌های در اندازه ميكرو توسط لیزر امکان تهیه و جداسازی جمعیت‌های خالص سلولی از بافت توموری و استروما را بوجود آورده‌اند تا بتوان تفاوت‌های نامحسوس در RNA و بیان پروتئین را شناسایی کرد. بررسی مقایسه‌ای این تفاوتها بین بافت‌های سالم، پيش تهاجمي و تهاجمی با استفاده از برنامه‌های قدرتمند بیوانفورماتیک، امکان شناسایی مارکرهای نوين در تومورها، شناسایی مسیرهای پیچیده پروتئینی و گسترش روش‌های درمان با اساس مولکولی را ايجاد كرده است. ادامه پیشرفت در روش‌های نوین میکروتكنولوژى كارآمد امکان بررسی سریع نمونه بیمار و به دنبال آن شناسایی توسط روش‌های نوین تشخیصي، درمان و ردیابی طیف وسيعي از سرطان‌های انسانی را فراهم کرده است. 
همچنین در سال‌های اخیر پیشرفت‌های چشمگیری در ابزارهای جدید برای آنالیز محتوای پروتئینی سلولها، خون و سایر مایعات بدن، حاصل شده است. آنالیز محتوای پروتئینی امکان شناسایی علائم پروتئینی در سرطان را افزایش می‌دهد. آنالیز اسپکتروسکوپی SELDI-TOF با یک روش آنالیتیکی بیوانفورماتیکی پیشرفته ارتباط داده می‌شود تا الگوی پروتئومیکی تفکیکی بهینه‌ای بدست آید. این فن‌آوری امروزه به‌طور گسترده در آزمایشگاه‌ها در کل دنیا به منظور شناسایی بیومارکرهایی برای تشخیص زودرس انواع سرطان، خصوصاً سرطان‌های پستان و دستگاه تولید مثل مانند سرطان تخمدان، پروستات، دهانه رحم و آندومتر بکار گرفته می‌شود.
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
گزارش يك مورد نادر بارداري ترم در نارسايي سرويكس به‌ دنبال استراحت مطلق
</title>
<description>
زمينه و هدف: نارسايي سرويکس يکي از عوامل خطرساز در ايجاد زايمان زودرس مي‌باشد که با ديلاتاسيون بدون درد آن و پرولاپس پرده‌هاي جنيني به داخل واژن در سه ماهه دوم و سوم بارداري مشخص مي‌شود. هدف از ارائه اين گزارش، معرفي يك مورد نادر نارسايي سرويكس در سه ماهه دوم بارداري است كه با درمان انتظاري با موفقيت بارداري به سرانجام رسيد.
معرفي مورد: بيمار خانمي 24 ساله و با تاريخچه نارسايي سرويکس در بارداري قبلي بود که در بارداري دوم با ديلاتاسيون و افاسمان در هفته 24 بارداري بستري و با استراحت در بستر و درمان‌هاي نگهدارنده با موفقيت بارداري را در هفته 39 به پايان رساند.
نتيجه‌گيري: درمان انتظاري به‌صورت استراحت در بستر در وضعيت مناسب همراه با تجويز پروفيلاكسي داروهاي ضد انعقادي مي‌تواند براي اداره نارسايي سرويكس در مراحل پيشرفته‌ بارداري كه خطر بارز زايمان زودرس وجود دارد، روش موثر و بي‌خطري باشد. 
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

<item>
<title>
معرفي يك خانم با ترانس لوكاسيون 14؛13ـ لزوم توجه خاص به جابجايي‌هاي كروموزومي در مشاوره ژنتيك قبل از بارداري (نامه به سردبیر)
</title>
<description>
با توجه به افزايش سن ازدواج و بارداري در ايران، دقت و حوصله در گرفتن شرح حال خانوادگي و ترسيم شجره‌نامه در مشاوره ژنتيك از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. جلب توجه همكاران باليني به‌ويژه متخصصين زنان و زايمان و مامايي، داخلي و اطفال به موارد نادر و ارجاع آن به متخصص ژنتيك جهت مشاوره و انجام آزمايشات لازم، از اهداف اصلي اين نوشتار مي‌باشد. در اين گزارش به خانواده نسبتاً مسني كه به منظور مشاوره ژنتيك قبل از بارداري به درمانگاه ژنتيك بيمارستان شريعتي تهران مراجعه نموده بودند و در بررسيها ترانس لوکاسیون[1] 14؛13 خانم مشخص شد و نيز به نتيجه تشخيص قبل از تولد اشاره خواهد شد. 
</description>
<link>http://www.jri.ir/Fa/CurrentIssue.aspx?id=32</link>
<pubDate>

</pubDate>
</item>

</channel> </rss>
