آغازه
|
شماره اخیر
|
بایگانی فصلنامه
|
جست و جو
|
اشتراک
|
English
مقالات
شماره اخیر
مقالات زیر چاپ
بایگانی فصلنامه
نمایه نویسندگان
نمایه کلید واژگان
امکانات
آر اس اس
جست و جو
مقالات انتخابی من
ارسال مقاله به فصلنامه
راهنمای نویسندگان
مراحل ارزيابی مقاله
همکاری در داوری
اشتراک
درباره مجله
درباره ما
ثبت در نمایه ها
همکاران مجله
تماس با ما
آغازه
اندازه فونت
ارسال
||
پرینت
Share
|
نام کامل شما
ایمیل شما
آدرس صفحه
http://www.jri.ir/fa/ShowArticle.aspx?id=86
موضوع ارسال
توضیح یا نظر
ارسال به
در حال ارسال، لطفا صبر کنید ...
برای این مقاله
نامه به سردبیر
ارسال برای دوستان
مقالات مرتبط
در Google
مقالات مرتبط
در SID
مقاله در قالب های
PDF زبان پارسی
PDF زبان انگلیسی
EndNote
Reference Manager
ProCite
BibTeX
RefWorks
دوره 3، شماره 2، سال 1381، مسلسل 10
گزارش يك مورد ازدواج به وصال نرسيده به مدت 14 سال و درمان موفقيت آميز آن
نسرین میرزایی (.M.D)
گروه مشاوره روانپزشکی، مرکز پزشکی صارم، تهران، ایران
ابوطالب صارمی (.M.D)
دانشکده پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی و گروه زنان و زایمان، مرکز پزشکی صارم، تهران، ایران
چکیده
بالا
چکیده
متن کامل
منابع
ازدواج به وصال نرسیده (UCM) به ازدواجی اطلاق میشود که زن و شوهر هیچگاه نزدیکی (Coitus) نداشته باشند. عوامل مختلفی از جمله علل روانی، اجتماعی و جسمی به عنوان عامل بروز آن معرفی شده است. زوج معرفی شده در این مقاله، با سابقه 14 سال ناباروری به علت UCM و تمایل به داشتن فرزند تحت درمان قرار گرفتند. در طول دوره ازدواج و در پیگیری UCM زن تحت چندین نوبت عمل جراحی جهت دیلاتاسیون، میومکتومی و الکتروکوتری تخمدانها قرار گرفت و یک دوره روان درمانی نیز برای وی انجام شد. همچنین به علت تمایل داشتن فرزند برای بیمار، 10 بار تلقیح داخل رحمی اسپرم (IUI) به عمل آمد که تمامی موارد ناموفق بود. زوجین پس از بررسی روانپزشکی، با استفاده از روشهای زوج درمانی (couple therapy) و سکستراپی تحت درمان قرار گرفتند و سپس برای کاهش اضطراب در زن رواندرمانی انفرادی انجام شد. پس از حدود 5 ماه برای اولین بار نزدیکی طبیعی و منجر به بارداری و زایمان ترم گردید. پیش از این در درمان UCM ترکیب سکس تراپی و سایکوتراپی انفرادی زن، بکار نرفته است. روشهای درمانی دیگر نظیر سکسدرمانی زوج، درمان رفتاری-هیپنوتیک، روان درمانی به روش سایکوسوماتیک به صورت منفرد یا همگام با درمانهای اورولوژی و ژنیکولوژی مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به عدم آگاهی کافی درباره روابط جنسی و نیز وابستگی به خانواده پدری به عنوان عوامل مهم و شایع ایجادکننده این اختلال به نظر میرسد آموزش روابط جنسی در مراکز آموزشی و بهداشتی کشور، ضروری است.
کلمات کلیدی:
ازدواج به وصال نرسیده
،
سکس تراپی
،
سایکوتراپی
،
ناباروری
نحوه استناد به این مقاله:
میرزایی نسرین، صارمی ابوطالب. گزارش یک مورد ازدواج به وصال نرسیده به مدت 14 سال و درمان موفقیت آمیز آن. فصلنامه باروری و ناباروری: سال 3 (1381)، شماره 2، صفحات 64-59.
متن کامل
مقدمه
ازدواج به وصال نرسيده (UCM) به ازدواجي اطلاق ميشود كه در آن هيچگاه زن و شوهر نزديكي نداشته باشند (1). اولين بار Balint در سال 1961 در مقاله خود تحت عنوان ”بخش ديگر طب“به اين اختلال اشاره داشته و تا به حال موارد زيادي در سراسر جهان گزارش شده است (2). در بررسيهاي انجام شده در ايران مهمترين علل رواني UCM در زنان را ترس از نزديكي، نگرش ناخوشايند يا بيتفاوتي نسبت به مسائل جنسي و نگرش ناخوشايند نسبت به همسر و در مردان، اضطراب عملكرد جنسي و انزال زودرس ذكر كردهاند(3). همچنين Zargooshi در مطالعه بر روي 200 مورد ازدواج به وصال نرسيده در كرمانشاه، مهمترين عامل را وجود فشار اجتماعي شديد بر روي زوج جوان (داراي روابط اجتماعي محدود پيش از ازدواج) براي انجام نزديكي در اسرع وقت دانسته است (4). اين اختلال در صورت عدم درمان مناسب، ناباروري و در موارد بسياري طلاق را به دنبال دارد (5). موردي كه در اين مقاله معرفي ميگردد، مربوط به زوجي است كه نخستين بار در سال 1370 به مركز پزشكي صارم مراجعه كردهاند. اين مورد از دو جنبه شامل طول مدت اختلال (14 سال) و موفقيتآميز بودن درمان روانپزشكي و نهايتاً منجر به بارداري از طريق نزديكي طبيعي حائز اهميت است.
معرفي مورد
زن و شوهر مورد مطالعه ساكن منطقه حاشيهاي شهر تهران بودند. زن 30 ساله، خانهدار و مرد 37 ساله، تعميركار خودرو و هر دو داراي تحصيلات كمتر از ديپلم بودند. در نخستين مراجعه به مركز صارم (سال 1370)، مدت 7 سال از ازدواج آنان ميگذشت. در اين مدت زوج هيچگاه نزديكي نداشتند. زن دو سال قبل از مراجعه به مركز (در سال 1368) با تشخيص واژينيسم توسط متخصص جراح زنان و زايمان تحت عمل جراحي ديلاتاسيون قرار گرفته بود. در زمان مراجعه، زن ترس شديدي از نزديكي داشت و به راحتي اجازه معاينه ژنيكولوژيك را به متخصصين نميداد. نهايتاً پس از انجام مشاوره، معاينه وي امكان پذير گرديد. با توجه به سفتي عضلات پرينه در معاينه ركتال و پرينه، مجدداً تحت ديلاتاسيون و پرينورافي معكوس قرار گرفت و به زن توصيه گرديد كه به روانپزشك مراجعه نمايد. در آن زمان مرد از نظر عملكرد جنسي مشكلي نداشت، ولي مانند سابق مقاربت صورت نگرفت و بعد از 7 ماه زوجين با تمايل به داشتن فرزند، مجدداً به مركز مراجعه نمودند، در حالي كه مشكل عدم انجام نزديكي همچنان وجود داشت. پزشكان به زوج توصيه كردند كه براي بارداري از روش تلقيح داخل رحمي اسپرم
(IUI) استفاده كنند. در بررسيهاي ارگانيك، اسپرموگرام مرد طبيعي و وجود آنتيبادي ضداسپرم در سرم و ترشحات زن منفي بود. از سال 74-1371 براي اين زوج مجموعاً 10 بار IUI انجام گرفت كه تمامي موارد ناموفق بود. در سال 1376 به علت ديسمنوره شديد، بيمار لاپاراسكوپي گرديد كه نشاندهنده تخمدان پليكيستيك (PCO) ، آندومتريوز تخمدان راست و ميوم تحت سروز رحمي بود. ميومكتومي و الكتروكوتري(EC) هر دو تخمدان انجام شد. براي بيمار زن سه ماه دكاپپتيل تجويز گرديد. در همان سال بعلت وجود مجدد ترس زن از نزديكي به روانشناس ارجاع گرديد. بيمار حدود 8 ماه تحت رواندرماني قرار گرفت، اما ترس وي از نزديكي همچنان وجود داشت. بنابراين به زوجين پيشنهاد گرديد كه تحت آنستزي موضعي زن، اقدام به نزديكي نمايند، اما مرد اين روش را براي همسرش خطرناك دانسته و از انجام آن امتناع نمود. به اين ترتيب هر دو مشكل (عدم انجام نزديكي و ناباروري) به قوت خود باقي بود.
در سال 1377، به توصيه مركز پزشكي صارم زوجين جهت درمان روانپزشكي به نگارنده ارجاع شدند. در اولين مصاحبه، هر دوي آنها خسته و نااميد بنظر ميرسيدند. مرد افسرده و ميل جنسي خود را از دست داده بود و زن وجود مشكل در خود را رد كرده و علت تداوم اختلال را از دست رفتن ميل جنسي همسرش ميدانست و ابراز مينمود به علت سالها درمان و معاينات مكرر ژنيكولوژيك، ترس وي از بين رفته است.
زن از نظر خصوصيات شخصيتي، وسواسي و وابسته به پدر بوده و به راحتي قادر به بيان احساساتش نبود. روشن بود كه از بين رفتن ميل جنسي مرد، يك مشكل ثانويه به ترس همسرش بود و به همين علت زن تصور ميكرد كه ترس وي كاملاً از بين رفته است. زوج درماني زن و شوهر در مطب آغاز گرديد. استفاده از تكنيكهاي سكستراپي در جلسات هفتگي (يكبار در هفته) شروع شد. در اين تكنيكها زوج از تلاش براي نزديكي منع شدند و از مرد خواسته شد كه در هنگام نوازش و فعاليت جنسي با همسر از هر گونه فكر يا تحريك جنسي بپرهيزد. پس از يك ماه از شروع درمان، تمايل جنسي مرد به حد طبيعي رسيد و علايم اضطراب در زن ظاهر گرديد. رواندرماني انفرادي با استفاده از روشهاي كاهشدهنده اضطراب و نيز درمانهاي شناختي- رفتاري براي زن آغاز شد . در جلسات رواندرماني انفرادي با زن ابتدا آموزش آناتومي و فيزيولوژي ساده ژنيتال آغاز و براي بررسي و شناخت اعضاي جنسي بدن خود تشويق گرديد. سپس به وي تكنيكهاي تنآرامي آموزش داده شد و از وي خواسته شد كه هر روز در منزل آنها را تمرين كند. همچنين با سايكوتراپي به روش تحليل روابط بين فردي به زن كمك شد تا واكنشهاي خود را در روابط با همسر خود و ديگران بهتر بشناسد و اقدام به كشف و تخفيف وابستگيهاي خود به خانواده پدري نمايد. در جلسات روان درماني با روش تحليل روابط بين فردي بيمار توانست بخشهاي كودك-والد و بالغ روان خود را بشناسد و رفتارهاي بالغ خود را با كمك درمانگر تقويت كند.
پس از حدود 4 ماه ( يك جلسه در هفته) زن از نظر رواني به وضعيت بهتري رسيد و درمان براي زوج ادامه پيدا كرد. پس از يكماه براي اولين بار زوج موفق به نزديكي شدند و زن بلافاصله به روش طبيعي در بهمن ماه 78 باردار شد. زايمان وي در مهر ماه 1379 با روش سزارين انجام شد و در پيگيري بعدي كه تا 6 ماه پس از زايمان به عمل آمد، مشكل خاصي از نظر جسمي يا رواني و نيز در ادامه نزديكي به وجود نيامد.
بحث
بر اساس مطالب فوق زوج مبتلا به UCM پس از 14 سال با درمان روانپزشكي بطور موفقيت آميز درمان شدند.
شيوه درماني كه در مورد اين زوج بكار گرفته شد (يعني تركيب سكستراپي زوج و سايكوتراپي انفرادي زن) در موارد قبلي بكار گرفته نشده است. Masters و همكاران اولين بار شيوه سكسدرماني زوج را به كمك يك تيم درمانگر دو نفره زن و مرد براي ناتوانيهاي جنسي بكار بردند كه بسيار موثر بود(6). اما ساير شيوههاي رواندرماني و مشاوره رواني نيز در درمان بكار ميرود. در سال 1972 Fuchs و همكاران از درمان رفتاري-هيپنوتيك و در سال 1982 Kaplan و همكاران از تركيب سكس تراپي و دارو درماني با داروهاي آنتيپانيك در درمان UCM استفاده كردند(8-7). در سال 1981، Bramly از روان درماني كوتاه مدت به روش سايكوسوماتيك براي درمان 50 زوج استفاده كرد و آن را يك روش موفقيت آميز اعلام نمود (9). Bramly در سال 1983 از رابطه متقابل پزشك و بيمار و استفاده درماني از اين رابطه براي كمك به بيماران استفاده نمود (10). Schover و همكارانش در سال 1993 يك درمان تركيبي را براي درمان يك زوج با مشكلات ارگانيك بكار بردند.
آنان از يك تيم متشكل از اورولوژيست، ژنيكولوژيست و سايكولوژيست استفاده كردند و در يك درمان 18 ماهه كه شامل درمانهاي جراحي ترميمي، ليزرتراپي و سكستراپي بود، به موفقيت قابل توجهي دست يافتند
(11). در مورد زوج معرفي شده در اين مقاله، از روش درمان با يك درمانگر استفاده گرديد و اگر چه اغلب متخصصين سكستراپي معتقدند كه زوج هميشه بايد با هم در جلسات حاضر شوند اما در مورد اين زوج بخش عمده درمان به تنهايي با زن دنبال شد كه با نتيجه موفقيتآميزي همراه بود.
يكي از ويژگيهاي اين زوج بيمار، طول مدت قابل توجه بيماري بود (14 سال). در مقالات موجود تنها در مقاله Bramely و همكاران (1981 )، 13 زوج با اختلال به وصال نرسيده بيش از 8 سال گزارش شدهاند و ميانيگن طول مدت اختلال در مجموع بيماران، 2/4 سال بود (9).
از نظر مدت درمان، Bramely در يكي از مقالات خود طول مدت درمان را در 60% موارد 6 ماه و در 72% موارد 2 سال ذكر كرده و در مقاله ديگري متوسط طول مدت درمان را 5/1 سال ذكر ميكند (10-9). در مورد اين زوج بيمار، طول مدت درمان روانپزشكي، 6 ماه بود كه زمان نسبتاً كوتاهي بشمار ميرود.
در مورد زوج مورد بحث اين مقاله، علامت آشكار در زمان مراجعه كاهش ميل جنسي مرد بود و هنگامي كه با استفاده از تكنيكهاي سكستراپي اين علامت برطرف گرديد، علت اصلي اختلال يعني ترس جنسي در زن بارز گرديد. پس از 4 ماه زن شناخت قابل توجهي نسبت به ابعاد تاثيرگذار زمان كودكي خود در روابط خود با خانواده و همسرش پيدا كرد و توانست مهارتهاي بالغانه خود را در اين روابط تقويت نمايد بطوريكه واكنشهاي رفتاري وي بطور محسوس تغيير يافت. بمرور شناخت و توانايي بهتري براي قائلشدن تمايز بين دو سيستم خانواده پدري و زندگي زناشويي در زن پيدا شد. به اين ترتيب پس از گذشت 6 ماه از آغاز درمان، بيمار توانست احساس وابستگي خود به خانواده اوليه را كاهش دهد و رابطه جنسي ژنيتال را بعنوان بخشي از رفتار بالغانه خود بپذيرد. در حقيقت روان درماني با تحليل روابط بين فردي به اين بيمار كمك كرد تا در مدت كوتاهي جنبههاي مثبت و قابل اتكاء شخصيت خود (بالغ) را بشناسد و بتواند از تواناييهاي خود براي حل مشكلات استفاده كند. تمرينهاي كاهنده اضطراب، تنآرامي و تكنيكهاي سكستراپي زوج هم به پيشبرد درمان كمك كردند. اين در حالي است كه تعدادي از عوامل موجود در اين زوج مورد بررسي، از جمله سابقه ممانعت از معاينه ژنيكولوژيكي در نخستين مراجعه و سابقه تروماي پزشكي در ناحيه ژنيتال معمولاً با موفقيت كمتري در درمان همراه ميباشند(9).
درمان موفقيتآميز اين زوج عليرغم عدم موفقيت انجام متعدد روشهاي كمكي بارداري (ART) نشاندهنده آن است كه تركيب رفتار درماني و روان درماني شناختي ميتواند روش مناسبي براي درمان UCM باشد. اين مسئله كه بخش عمده درمان بصورت انفرادي و با زن صورت گرفت، با نظر Bramely در مورد موفقيت زوجهايي كه فقط زن براي درمان مراجعه ميكند، هماهنگي بيشتري دارد.
بر اين اساس عدم آگاهي كافي درباره روابط جنسي و نيز وابستگي به خانواده پدري از عوامل شايع و مهم ايجاد اين اختلال ميباشد(10)، آموزش روابط جنسي در مراكز آموزشي و بهداشتي در كشور ما ضروري بنظر ميرسد و بايد براي انجام آن برنامه ريزي شود. تـكرار روش درمـاني مـورد اسـتفاده براي اين زوج در ساير زوجهاي مبتلا به ازدواج به وصال نرسيده (UCM) ميتواند اثربخشي آن را با دقت بيشتري نشان دهد.
تشكر و قدرداني
بدينوسيله از استاد ارجمند جناب آقاي دكتر فريدون مهرابي كه راهنمائيهاي علمي و تجربيات ارزنده ايشان عامل مهمي در پديد آوردن اين مقاله بوده است كمال تشكر را داريم. همچنين از كليه همكاران مركز پزشكي صارم كه به هر وسيله در تدوين اين مقاله ما را ياري نمودند تشكر و قدرداني ميگردد.
منابع
بالا
چکیده
متن کامل
منابع
Kaplan H.I., Sadock B.J. Synopsis of psychiatry. Behavioural Sciences, clinical Psychiatry. Lippincott,William’s Wilkins, 8th Edition. 1998; pp 708- 9.
Balint M. The other part of medicine. Lancet. 1961; 1: 40- 2.
براتي امير حسين، محرابي فريدون. بررسي علل ازدواجهاي به وصال نرسيده در ايران . دفترچه مقالات سمينار سراسري پايان نامههاي پزشكي، سال 1377، ص 18-9.
Zargooshi J. Unconsummated marriage, clarification of etiology and treatment with intracorporeal injection. BJU. 2000; 86: 75- 9.
Watson J.P., Brockman B. A follow-up of couples attending a psychosexual problems clinic. Br J Clin Psychol. 1982; 21(2): 143- 4.
Masters W., Johnson V. Human sexual inadequacy. Boston, LittleBrown and Co. 1970.
Fuchs K. Hypnobehavioral approach for then -consummated marriage. I Am Soc Psychosom. Dent Med. 1972; 19 (3): 77- 82.
Kaplan H.S., Fyer A.J., Novick A. The treatment of sexual phobias: the combined use of antipanic medication and sex therapies. J Sex Mortalit Ther. 1982; 8(1): 3- 28.
Bramley H.M., Draper K., Kilvington J.M. Brief psychosomatic therapy for consummation of marriage. Br J Obs Gyn. 1981; 88: 819- 24.
Bramley H.M., Brown J., Draper K.C., et al. Non-consummation of marriage treated by members of the IPM: a prospective study. Br J Obs Gyn. 1983; 90: 908- 13.
Schover L.R., Montague D.K., Youngs D.D. Multidisciplinary treatment of an unconsummated marriage with organic factors in both spouses. Clev Clin J Med. 1993; 60(1): 72- 4.
پیوندهای مرتبط
پژوهشگاه فن آوریهای نوین علوم پزشکی جهاد دانشگاهی، ابن سینا
مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری و سقط مکرر
فصلنامه بیوتکنولوژی پزشکی ابن سینا
بانک اطلاعات دوقلوهای ایران
پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی
آغازه
|
درباره ما
|
شماره اخیر
|
بایگانی فصلنامه
|
ارسال مقاله
|
راهنمای نویسندگان
|
اشتراک
|
جست و جو
|
تماس با ما
بهترین حالت برای دیدن تارنما، صفحه ای با اندازه 1024*768 می باشد. -
XHTML
-
CSS
برای هرگونه توضیح یا سوال لطفا با ما
تماس
بگیرید.
فصلنامه علمی پژوهشی باروری و ناباروری متعلق به
پژوهشگاه ابن سینا
می باشد و کلیه حقوق آن محفوظ می باشد.
استفاده از تمام یا بخشی از مطالب مقالات یا خلاصه مقالات
فصلنامه علمی، پژوهشی باروری و ناباروری
با ذكر نام کامل منبع بلامانع است.
ISSN:1735-8507, @2009