کلامیدیا تراکوماتیس یک باکتری کوکوئید کوچک (m5/1-2/0)، گرم منفی و بیحرکت است و بهصورت انگل اجباری در درون سلولهای بدن انسان و حیوانات زندگی میکند (1). عفونت کلامیدیایی، یکی از شایعترین بیماریهای منتقله جنسی در سراسر جهان میباشد که از سال 1996 سالانه حدود 20% به جمع مبتلایان به آن افزوده میشود (2) بطور تخمینی، در ایالت متحده امریکا هر سال تا 4 میلیون نفر به عفونتهای کلامیدیایی مبتلا میشوند (3).
عوارض ناشی از این عفونت، بهصورت ناباروری و بارداری خارج از رحم در زنان و اپیدیدمیت در مردان بروز مینماید و بیش از 50% زنان و 80% مردان مبتلا به عفونت کلامیدیایی، بدون علامت هستند که درصد بالای عفونتهای بدون علامت، باعث اشاعه ناقلین بسیار زیادی در جامعه میگردد که ناآگاهانه این عامل بیماریزا را به شرکای جنسی خود انتقال میدهند (3،1). اهمیت کلامیدیا تراکوماتیس در مامایی، بخاطر توانایی این میکروارگانیسم در ایجاد سرویسیت، پارگی زودرس کیسه آب، زایمان زودرس و عفونت نوزادی در زمان عبور نوزاد از کانال زایمان میباشد (4). دو ارگانیسم شایع در ایجاد PID شامل کلامیدیا و گنوره، جدیترین عوارض دراز مدت را با واسطه ایجاد چسبندگی ناشی از واکنشهای ایمونولوژیک نسبت به عفونتهای دیگر ایجاد مینمایند که این خود منجر به کاهش باروری، ایجاد ناباروری، بارداری خارج رحمی و درد مزمن لگن میشود (1).
از جمله روشهای مورد استفاده برای شناسایی کلامیدیا، آزمایش مولکولی PCR روی نمونه ادرار و تعیین غلظت یا تیتر آنتیبادی کلامیدیا در سرم (سرولوژی) میباشد که حساسیت آزمون PCR 2/98% گزارش شده است. این تست تا سه ماه پس از درمان هم ممکن است مثبت شود (5،6،7). از طرف دیگر حساسیت آزمون الایزا (IgA, IgG)، جهت تشخیص عفونت کلامیدیایی 53% گزارش شده است (7). روشهای سرولوژیکی به تنهایی حساسیت بالایی نداشته و همراه کردن آن با روشهای مولکولی، تشخیص دقیقتری را در اختیار قرار میدهد (9-7) که روش PCR با نمونهگیری از جریان اول ادرار صبحگاهی در موارد عفونت حاد، توصیه میشود؛ در صورتی که استفاده از آزمون الایزا یا ایمونوفلوئورسانس جهت تعیین IgA و IgG در موارد عفونت مزمن، کمککننده خواهد بود.
در حال حاضر شیوع عفونت کلامیدیایی در جهان رو به افزایش است و با توجه به هزینه درمان عوارض عفونتهای کلامیدیایی که سالانه در آمریکا، بیش از 2 میلیون دلار تخمین زده میشود و از آنجا که هزینه تشخیص در مقایسه با هزینه درمان عوارض عفونت بسیار ناچیز و جزئی میباشد، لذا غربالگری و درمان به موقع، باعث کاهش شیوع عفونت دستگاه تولیدمثل شده و از هزینه درمان این بیماری خواهد کاست (3).
مطالعه حاضر با توجه به نقش اساسی عفونت کلامیدیا تراکوماتیس در زمینه ناباروری و دردهای مزمن لگنی طراحی شد تا با توجه به فراوانی این عفونت در زنان نابارور و مقایسه آن با زنان باردار، اهمیت غربالگری عفونت در انواع مختلف ناباروری ارزیابی شده و بعلاوه دو تست سرولوژی و الایزا از نظر تشخیص عفونت کلامیدیایی مورد مقایسه قرار گیرند.
در این مطالعه مقطعی، 233 زن نابارور مراجعهکننده به درمانگاه ناباروری بیمارستان ولیعصر و 225 زن باردار مراجعهکننده به بخش زایمان و درمانگاه زنان بیمارستان امام خمینی (ره) برای مقایسه، بررسی شدند. نحوه تشخیص زنان نابارور بنا به تعریف، شامل زنانی است که پس از یک سال مقاربت بدون پیشگیری موفق به بارداری نشدهاند (10). زنان باردار نیز افرادی بودند که سابقه ناباروری نداشته و در زمان مطالعه، در سه ماهه سوم بارداری قرار داشتند. این زنان در سنین 49-15 سال بوده و رضایت خود را جهت شرکت در مطالعه ابراز نمودند. معیارهای خروج از این مطالعه، شامل ناباروری با علل مردان در گروه زنان نابارور و سابقه ناباروری در گروه زنان باردار و مصرف آنتیبیوتیک طی یک ماه قبل از نمونهگیری در هر دو گروه بود. تمامی اطلاعات مربوط به بیماران از قبیل سن، نوع و علت ناباروری، سابقه استفاده از IUD، طول مدت ناباروری، HSG و لاپاراسکوپی و آزمایشات هورمونی که در پرونده بیمار منعکس شده و از روی آنها علت ناباروری به عنوان یک متغیر مشخص میشود، توسط پرسشگر واحد به پرسشنامه اطلاعاتی افراد منتقل شد. از هر شرکتکننده پس از تکمیل پرسشنامه، ml2 نمونه خون دریافت شد. سپس سرم از نمونه خون جدا گردیده و پس از کدگذاری، تا مرحله انجام آزمایش الایزا جهت بررسی تیتر آنتیبادیهای IgG و IgM کلامیدیا تراکوماتیس، در دمای C20- نگهداری شد. همچنین از هر شرکتکننده ml15 نمونه اول جریان ادرار صبحگاهی نیز جمعآوری گردید و بلافاصله به آزمایشگاه مرکز طبی کودکان منتقل شد، در آزمایشگاه این نمونهها در لولههای دربدار با دور rpm5000 در دمای C4 به مدت min20 سانتریفوژ گردید سپس مایع رویی حذف و رسوب آن به لولههای ml5/1 منتقل گردید و تا زمان استخراج DNA در دمای C70- نگهداری شد. سپس نمونههای ذخیره شده به ترتیب جهت انجام آزمایشات الایزا و PCR به پژوهشگاه ابنسینا انتقال یافت.
استخراج DNA: رسوب نمونههای ادراری تحت شرایط استاندارد (رعایت زنجیره سرد)، به پژوهشگاه ابنسینا انتقال یافت و استخراج DNA روی نمونهها براساس روش Russel و Sambrook (5) و طبق مراحل ذیل انجام پذیرفت:
ml1 بافر PBS به رسوب نمونه ادراری اضافه و با پیپت پاستور مخلوط گردید و به مدتmin 10 با سرعت rpm3000 سانتریفوژ شد. سپس مایع رویی تخلیه و µl300 بافر TES به همراه µl70 محلول 10% SDS اضافه گردید. سپسµl 25 پروتئیناز k (mg/ml10) به رسوب اضافه شده و پس از آن، محلول مورد نظر به مدت 2 ساعت در دمای C56 انکوبه گردید. در مرحله بعد به مقدار µl250 محلول NaCl اشباع به آن افزوده و به مدت min5 با دور rpm3500 سانتریفوژ گردید. پس از انتقال محلول فوقانی به میکروتیوپهای جدید، µl300 ایزوپروپانل به آنها اضافه و به آرامی مخلوط گردید (بهتر است الکل سرد باشد تا کلاف DNA ظاهر گردد). مجدداً مخلوط حاصل به مدت min10 با دور RPM10000 سانتریفوژ و محلول رویی تخلیه و رسوب حاصل با µl500 اتانل 70% شستشو داده شد (سانتریفوژ rpm 10000 به مدت min2). در نهایت مقدار µl100-10 بافر TE به DNA افزوده گردید (حجم TE اضافه شده به DNA، به اندازه کلاف DNA بستگی دارد). DNA استخراج شده، تا زمان انجام PCR در دمای C20- نگهداری شد.
انجام PCR: پرایمر طراحی شده برای کلامیدیا تراکوماتیس دارای توالی زیر میباشد:
S: 5 CTA CGC GTT TGT ACT CCG TCA CAG 3
AS: 5AAC TTA TCC TCA GAA GTT TAT GCA CT 3`
واکنش PCR در حجم µl25 و به شرح زیر انجام گرفت:
از بافر 10x PCR (Roche, Germany) به مقدار µl5/2، dNTP (mM10) به مقدار µl5/1، پرایمرهای Forward و Reverse با غلظت mM10 به مقدار µl5/0 و Taq DNA Polymerase (µl/u5) (Roche, Germany) به مقدار µl2/0 و آب مقطر دیونیزه استریل استفاده گردید.
برای کلامیدیا تراکوماتیس، برنامه C94 به مدت min5 برای یک نوبت و نیز C94 به مدت s30 و C60 به مدت s30 و C72 به مدت s30 طی 37 سیکل و در نهایت C72 به مدت min5 در یک نوبت به کار گرفته شد. محصول PCR بر روی ژل 5/1% آگارز الکتروفورز شد و محصول PCR به طول pb206 با رنگآمیزی اتیدیوم بروماید در ژل آگارز قابل مشاهده شود. در این مرحله از مارکر DNA شماره VIII (Roche, Germany) جهت تأیید اندازه محصول PCR استفاده شد (شکل 1).
برای اطمینان بیشتر از هر سری PCR منفی (سریهای 8 تایی)، یک نمونه منفی برداشته شده و روی آن PCR semi-nested انجام شد و علاوه بر این، روی نمونههای مثبت PCR مجدد با 45 سیکل تکرار شد. توالی پرایمر AS2 جهت اجرای PCR semi-nested به شرح زیر میباشد:
AS2: 5` GGT AAT AAT TTG CTG GAT GGC 3`
محصول PCR مجدد روی ژل آگارز 5/1% الکتروفورز شدند. در این مرحله طول قطعه مورد نظر، bp215 بود. به همراه هر سری تست PCR، یک نمونه کنترل مثبت و کنترل منفی نیز گنجانده شد تا صحت اجرای PCR و نبود آلودگی محرز گردد. همچنین در بررسیهای تکمیلی، موارد مثبت کلامیدیا تراکوماتیس توسط کیت PCR (Bioron, Germany) تأیید گردید.
انجام الایزا: سرمهای جمعآوری شده در دو ویال ml5/0 و ml5/1 در شرایط استاندارد زنجیره سرد به پژوهشگاه ابنسینا منتقل و در دمای C20- نگهداری گردید. جهت سنجش IgG و IgM بر علیه کلامیدیا از کیت الایزا (Euroimmune, Germany) استفاده شد.
برای انجام الایزا طبق دستورالعمل کیت، µl5 سرم بیمار به نسبت 1 به 101 با sample buffer موجود در کیت رقیق شده و سایر مراحل آزمون مطابق دستورالعمل کیت انجام شد.
در نهایت اطلاعات پرسشنامه، همراه با نتایج حاصل از آزمایشات PCR و الایزا وارد نرمافزار SPSS ویرایش 11 شد. روشهای آماری که در این مطالعه استفاده شد، عبارتند از آزمون مقایسه دو نسبت، آزمون جهت پیدا کردن ارتباط بین متغیر پیامد با متغییرهای مستقل و محاسبه شاخص اپیدمیولوژیک OR و از مدل رگرسیون لجستیک برای بررسی اثر متغیر مواجهه عفونت بر پیامد پس از تعدیل برای بقیه متغیرها استفاده شد و سطح معنیداری 5 % در نظر گرفته شد.
میانگین سنی در گروه زنان باردار، 83/5±83/26 سال و در زنان نابارور، 26/6±85/29 سال بود (001/0p<). در گروه زنان نابارور، 2/62% و در گروه باردار، 5/52% افراد دارای تحصیلات زیر دیپلم بودند (0001/p<). 7/5% زنان نابارور، سابقه بارداری خارج رحم داشتند در حالی که در زنان باردار هیچ موردی وجود نداشت و 8/40% زنان نابارور و 25% زنان باردار، سابقه جراحی در ناحیه شکم داشتند (0001/p<). سابقه استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری در 2/97% از زنان باردار در مقایسه با10% گروه نابارور مشاهده شد (001/0p<).
8/13% افراد نابارور و 1/11 افراد باردار دارای نتایج مثبت PCR بودند که این اختلاف معنیدار نبود؛ بهعبارتی شانس مثبتشدن نتایج PCR در افراد نابارور، 3/1 برابر افراد باروراست (OR=1.28, CI95%: 0.42-1.45). 6/8% زنان نابارور در مقایسه با 9/4% زنان بارور نتایج مثبت الایزا برای IgG داشتند که شانس مثبتشدن آن در افراد نابارور، 8/1 برابر افراد بارور است (OR=1.82, CI95%: 0.85-3.89). 9/0% زنان نابارور و 8/1% باردارها آزمایش IgM مثبت داشتند که شانس مثبتشدن تست در افراد نابارور، نصف افراد بارور بود (OR=0.48, CI95%: 0.09-2.63). اختلاف مشاهده شده بین دو گروه برای تمامی موارد فوق معنیدار نبود.
8/13% زنان با ناباروری اولیه در مقابل 3/14% افراد با ناباروری ثانویه، PCR مثبت داشتند. 4/8% از موارد ناباروری اولیه و 8% موارد ناباروری ثانویه، آزمایش IgG مثبت و 6% از زنان با ناباروری اولیه در مقابل 3/1% از زنان با ناباروری ثانویه، آزمایش IgM مثبت داشتند؛ ولی این تفاوتها در هیچ مورد معنیدار نبود. در افراد دارای نتایج مثبت PCR، میانگین طول مدت ناباروری کمتر میباشد که از نظر آماری معنیدار نیست (054/0p=).
جهت بررسی ارتباط نتایجPCR ، IgM وIgG برای کلامیدیا در دو گروه زنان باردار و نابارور، پس از حذف اثر متغیرهای مخدوش کننده شغل، سابقه جراحی شکم، سابقه بارداری خارج از رحم، سابقه استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری، سن و تحصیلات، از رگرسیون لجستیک استفاده گردید.
نتایج آنالیز رگرسیون لجستیک نشان میدهد که پس از حذف اثر متغیرهای مخدوشکننده که توزیع آنها در دو گروه بارور و نابارور متفاوت بود، نسبت شانس مثبت شدن نتیجه PCR در گروه زنان نابارور، 56/1 برابر شانس مثبت شدن در گروه زنان باردار بود. هیچکدام از متغیرهای سطح تحصیلات، سن، سابقه استفاده از داروهای ضد بارداری، سابقه جراحی شکم و سابقه بارداری خارج از رحم، تأثیری بر نتایج PCR نداشت و شانس مثبت شدن نتیجه PCR در دو گروه زنان نابارور و بارور، تفاوت معنیدار آماری نداشت.
همچنین آنالیز رگرسیون لجستیک نشان میدهد که شانس مثبت شدن IgG در گروه نابارور، 48/1 برابر گروه بارور میباشد؛ اما این تفاوت معنیدار نیست. همچنین این آزمون نشان داد که هیچگونه تفاوت آماری معنیداری بین فراوانی مثبت شدن IgM در دو گروه زنان باردار و نابارور وجود نداشت.
در پژوهش حاضر، فراوانی نتایج مثبت PCR برای کلامیدیاتراکوماتیس در زنان نابارور، 8/13% و در زنان باردار 1/11% و موارد مثبت آزمونهای سرولوژی IgG در زنان نابارور، 6/8% و در زنان باردار، 9/4% و همچنین تیتر بالای IgM ضد کلامیدیا در زنان نابارور، 9/0% و در زنان باردار، 8/1% بود که از نظر آماری در افراد بارور و نابارور، یکسان بود. در مطالعه Debatista روی 44 زن نابارور استرالیایی با استفاده از روش PCR و سرولوژی، 9/15% نمونهها عفونت کلامیدیا داشتند (11). در مطالعه Siemery بر روی 191 زن نابارور غنایی و 248 زن باردار سالم، به ترتیب 4/2% و 8/1% موارد مثبت PCR گزارش شد که از نظر آماری اختلافی بین دو گروه وجود نداشت. شیوع آنتیبادی IgG در زنان نابارور، 39% و در زنان باردار، 19% بود که در گروه زنان نابارور بطور معنیداری بالاتر بود. براساس این نتایج عفونتهای قبلی کلامیدیا ممکن است با ناباروری زنان غنایی در ارتباط باشد (12). در مطالعه Ramper Sad و همکاران، در 21% زنهای باردار ترینیداد، موارد مثبت کلامیدیا باPCR گزارش گردید (13). در ایران در مطالعه بادامی و همکاران نیز با استفاده از آزمون PCR، 8/8% زنان نابارور ایرانی آلوده به کلامیدیا بودند (14). مطالعه چمنی و همکاران در تهران با استفاده از روش PCR نشان داد که 2/11% (340/38 نفر) افراد برای کلامیدیا مثبت بودند (15). در یک مطالعه در چین، 1/10% زنان باردار چینی با روش PCR دارای تست مثبت بودند (16). مطالعه Tukur روی 120 زن نابارور با علت لولهای و 120 زن سالم نیجریهای با بکارگیری PCR انجام شد، عفونت کلامیدیا در 3/38% زنان نابارور و 3/13% زنان سالم تشخیص داده شد (17).
در این پژوهش، موارد مثبت آزمونهای سرولوژی الایزا (IgG) در زنان نابارور، 6/8% و در زنان باردار به 9/4% بود که از نظر آماری اختلافی نداشتند. همچنین آنالیز رگرسیون لجستیک نشان داد که شانس مثبت شدن IgGدر گروه نابارور، 48/1 برابر گروه بارور میباشد. در مطالعه Sonmez و همکاران روی 152 زن نابارور و 80 زن باردار با استفاده از آزمون سرولوژی، 6/34% زنان نابارور و 5/22% زنان باردار عفونت کلامیدیایی داشتند (18). همچنین در مطالعه Sherman روی 50 زن نابارور هندی با علل لولهای و 20 زن باردار سالم با سن مشابه، IgG در 70% زنان نابارور با علت لولهای، 35 % زنان باردار و 55% زنان نابارور با سایر علل، مثبت شد (9). در مطالعه Omo- Aghoya Lo روی 162 زن نابارور با مشکل لولهای و 162 زن باردار نیجریهای، شیوع آنتیبادی کلامیدیا در گروه زنان نابارور به طور معنیداری بالاتر بود (8/65% در مقابل 3/17%) (19). مطالعه Idahia در سوئد نیز نشان داد که شیوع آنتیبادی ضد کلامیدیا IgG در زنان نابارور با علت لولهای بالا بوده است (20). در مطالعه Land Ya، ارزش تعیین آنتیبادی IgG در پیشبینی آسیب لولهای و ناباروری مطرح شد (21). مطالعهThomas در انگلستان نیز نشان داد که احتمال آسیب لولهای در تیترهای بالای آنتیبادی ضد کلامیدیا بیشتر میباشد (22).
تفاوت فراوانی موارد مثبت PCR و سرولوژی در زنان باردار و نابارور این مطالعه نسبت به سایر مطالعات (11،25،26،30)، ممکن است به این دلیل باشد که در ایران علیرغم فرهنگ جاری در کشور، کلینیک مستقل بیماریهای منتقله از راه جنسی وجود ندارد و عدم مراجعه و تشخیص، منجر به افزایش شیوع این عفونت میشود. چنانکه در بررسی 1052 زن مجرد و متأهل مراجعهکننده به درمانگاههای زنان و مامایی سطح شهر تهران، شیوع عفونت با استفاده از روش PCR، 3/12% بدست آمد (23). همچنین بررسی زنان متأهل دارای فعالیت جنسی نشان داد که 8/12% (991/127 نفر) آلودگی کلامیدیایی داشتند (24).
در این پژوهش بین نوع ناباروری و خطر ابتلا به کلامیدیا، ارتباط معنیداری یافت نشد و تقریباً فراوانی عفونت کلامیدیایی بر حسب هر یک از روشهای آزمایشگاهی بین دو دسته ناباروری اولیه و ثانویه یکسان بود. اما مطالعه Tukur، نشان داد که بین نوع ناباروری با عفونت کلامیدیا ارتباط وجود دارد (17). همچنین Malik نشان داد که بین نوع ناباروری و آزمایش سرولوژی IgG ارتباط معنیدار وجود دارد؛ بدین ترتیب که در 55% زنان نابارور با علت ثانویه و 5/5% از زنان سالم، IgG مثبت شد (25). در مطالعه دیگری بر روی 110 زن نابارور با علت ثانویه و 30 زن باردار هندی، با روش کشت سلولی، عفونت کلامیدیا در 28% از زنان نابارور با علت ثانویه و 3/3% زنان باردار مشاهده شد؛ همچنین با روش الایزا، عفونت مثبت در 37/16% از نابارورها ملاحظه گردید. در این مطالعه به ارتباط بین موارد مثبت عفونت کلامیدیا و ناباروری ثانویه اشاره شده است (26).
در مطالعه حاضر، بین علت ناباروری با نتایج آزمایشگاهی IgG و IgM، ارتباط معنیداری وجود نداشت و فراوانی عفونت کلامیدیایی بر حسب هر یک از روشهای آزمایشگاهی، بین علل ناباروری (رحمی، تخمدان، لولهای و ...) یکسان بود؛ ولی موارد مثبت PCR در نمونههای با علت ناباروری تخمدانی بیشتر از سایر انواع ناباروری بود که شاید به دلیل فراوانی بالاتر این بیماران (5/45%) در مطالعه باشد.
مطالعه Cravioto Mdl در مکزیک روی 585 زن نابارور (با سابقه بارداری خارج رحمی (EP) ، سقط و آسیب لولهای) و زنان باردار و زنان نابارور بدون علت لولهای نیز نشان دهنده عدم وجود ارتباط عفونت کلامیدیا در افراد نابارور با سابقه بارداری خارج رحمی و سقط بود (27)؛ ولی مطالعه Hatog بر روی 313 زن با کاهش قدرت باروری هلندی، نشاندهنده وجود ارتباط آنتیبادی کلامیدیا تراکوماتیس با پاتولوژی لولهای بود (28). همچنین مطالعهShamram در هند (9) و Idahi در سوئد نیز نشاندهنده وجود ارتباط IgG مثبت و عامل ناباروری لولهای بوده است (20). مطالعهden Hartog نیز نشان داد که وجود آنتیبادی کلامیدیا تراکوماتیس به عنوان پیشگوییکننده مستقل پاتولوژی لولهای میتواند مطرح باشد (28). مطالعه Havid نشان داد که متعاقب عفونت کلامیدیا و افزایش اینترلوکین، واکنشهای التهابی در لولههای فالوپ ایجاد میشود (26)؛ ولی مطالعه مروری Wallac و Omo-Aghoya Lo نشاندهنده عدم وجود ارتباط قوی بین آنتیبادی کلامیدیا و ناباروری میباشد (19،29).
لذا شاید بتوان گفت که کلامیدیا تراکوماتیس با واکنشهایی غیر از عوارض لولهای منجر به ناباروری میگردد که لزوم مطالعات آزمایشگاهی دقیقتر را ایجاب مینماید.
با توجه به نتایج PCR و در نظر گرفتن اینکه در سالهای اخیر مطالعات پراکندهای جهت یافتن بهترین روش تشخیص کلامیدیا انجام شده است (6،12،30،31)، نتایج این مطالعه و سایر مطالعات حاکی از آن است که به واسطه حساسیت و ویژگی بالای روشهای مولکولی از جمله PCR، میتوان به آسانی از نمونه ادرار به عنوان یک روش غیر تهاجمی برای غربالگری گونههای کلامیدیا به ویژه کلامیدیا تراکوماتیس استفاده نمود. به ویژه آنکه این روشها از نظر هزینه برای آزمایش تعداد زیادی نمونه مناسبتر بوده و دارای حساسیت کافی برای تشخیص کلامیدیا هستند (25).
در مجموع میتوان گفت که شیوع کلامیدیا تراکوماتیس مانند دیگر عوامل بیماریهای مقاربتی قابل انتقال، از کشوری به کشور دیگر و حتی در داخل کشورها متفاوت میباشد، لذا فراوانی مشاهده شده در مطالعه حاضر بر اهمیت فوقالعاده برنامههای غربالگری در ایران در زنان نابارور و باردار از نظر این عفونت تأکید مینماید. همچنین با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت که در انواع علل ناباروری، عفونت کلامیدیایی باید در نظر گرفته شود. بهعلاوه انجام مطالعات جامعتر بهصورت مورد- شاهدی جهت بررسی و مقایسه عفونت در زنان نابارور با زنان باردار، میتواند ارتباط عفونت کلامیدیایی با ناباروری را بطور دقیقتری ترسیم نماید.
این مطالعه با حمایت و پشتیبانی پژوهشگاه فنآوریهای نوین علوم پزشکی جهاد دانشگاهیـ ابنسینا و مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (عج) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتیـ درمانی تهران انجام شده است که بدینوسیله از ریاست محترم آن پژوهشگاه و همچنین معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران تشکر و قدردانی میگردد.