انقباضات رحمی به میزان قابل توجهی در شب، بیش از روز رخ میدهد (به نسبت2:1) ، بطوری که در یک پژوهش از 39628 انقباض ثبت شده، 4/67درصد آن بین ساعت 8 شب تا 8 صبح رخ داده است. این حالت ریتمی در انقباضات رحمی، اغلب بعد از هفته 24 حاملگی دیده میشود و با پیشرفت حاملگی تجمع انقباضات رحمی در شب، بیشتر می گردد(1). پژوهشهای دیگر نیز افزایش میزان فراوانی انقباضات رحمی درشب را گزارش نمودهاند (3-1) و همچنین اوج فراوانی این انقباضات حوالی نیمه شب میباشد(4). احتمالاً دلیل وجود ریتم خاص شروع دردهای زایمان که اوج آن بین نیمه شب تا ساعت 2 صبح است ریتم بیولوژیک می باشد (5-4).
به احتمال زیاد افزایش بروز (فرکانس) و فراوانی انقباضات رحمی و زایمان در هنگام شب به دلیل ترشح بیشتر شبانه اکسی توسین است (6-5). غلظت اکسیتوسین خون زنان باردار واجد ریتم خاص بیولوژیک غلظت در نیمه شب دارای بیشترین غلظت خود میباشد(4). پاسخگویی رحم به اکسی توسین نیز واجد ریتم شبانهروزی است که با ریتم انقباضات رحمی همزمانی دارد (در شب بیشتراست)(7-4).
مطالعات بر روی میمونهای حامله نشان داده است که فقدان ریتم خاص در تغییر غلظت پروستاگلاندینها وکاته کول آمینها در پلاسما و مایع آمنیوتیک میمونهای باردار بیانگر این واقعیت است که این مواد نقشی در افزایش فعالیت انقباضی رحم درهنگام شب ندارند. در انسان ترشح پروستاگلاندینها در روز بیشتربوده و در شب بسیار کاهش مییابد(براساس میزان دفع ادراری آنها) واحتمالاً این مواد، محرک اولیه برای فراوانی بیشتر انقباضات رحمی در شب نبوده هر چند که دخالت آنها درتشدید انقباضات رحمی در شب را نمی توان رد نمود (6).
تا کنون عوامل کنترل کننده ترشح اکسی توسین در زنان باردار به خوبی شناخته نشده است ولی برخی از محققین معتقدند که نسبت استرادیول به پروژسترون بیانگر دخالت هورمونهای تخمدان در کنترل ترشح اکسی توسین در زنان باردار است (4). به هر حال از آنجا که دانستن دقیق فراوانی زایمانها درطول شبانه روز و سال از چندین جنبه حائز اهمیت میباشد (تقسیم صحیح و بهینة پرسنل وامکانات در شیفتهای کاری و تنظیم صحیح مرخصی پرسنل در اوقات مناسب سال، تعیین دقیق ریتم زایمان در طول شبانه روز و سال و بررسی ارتباط آن با عوامل مختلف از قبیل سن مادر، تعداد زایمان، جنس و وزن نوزاد و …) پژوهش حاضر طراحی گردید.
این پژوهش به روش گذشته نگر انجام و برای جمعآوری اطلاعات به دادههای موجود کل جمعیت مراجعه شد، به عبارتی دیگر نمونه گیری انجام نگرفته و برای افزایش دقت مطالعه کل دادههای تمام روزهای سال جمعآوری شد.بدین منظور با مراجعه به بیمارستان زینبیه، بیمارستان اصلی زنان وزایمان شهرشیراز، کل اطلاعات موجود در دفاتر زایمان این بیمارستان درطی سال1377 مشتمل بر اطلاعات 3868 زایمان طبیعی، استخراج و ثبت گردید. اطلاعات مورد استفاده شامل زمان زایمان (ساعت و تاریخ)، سن مادر، تعداد زایمان، تک قلویی یا چند قلویی، جنس و وزن نوزاد و روش زایمان بوده. اطلاعات حاصل در جداول مناسبی تنظیم و ارتباط زمان زایمان با عوامل مختلف، توسط برنامههای آماری EPI Info.6 و SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.در جمعآوری اطلاعات اهداف فرعی مانند میانگین وزن نوزاد، نسبت جنسی، دموگرافی مادران و فصل تولد مورد توجه قرار گرفت.
از کل زایمانها بالغ بر 1942 مورد (4/51%) نوزاد پسر و 1834 مورد (6/48%) نوزاد دختر متولد شدهاند. نسبت پسر به دختر در نوزادن متولد شده در این پژوهش برابر با 106:1 میباشد. میانگین وزن نوزادن در این پژوهش 3117 گرم، با انحراف معیار 599 گرم، درصد تولد نوزادان کم وزن ((LBW برابر با 13 درصد و درصد موارد نوزادان بسیار کم وزن (VLBW) برابر با 4-2 درصد بوده است. لازم به ذکر است که درصد موارد LBW در ساعات 12 نیمه شب تا هفت صبح بطور معنیداری کمتر از ساعات 16-8 و 24-17 بوده است (03/0P<). در 19 درصد زایمانها، GA زیر 26 هفته و در 7/17 درصد آنها زیر 38 هفته بوده و درصد موارد بالای 42 هفته برابر با 9/2 درصد بوده است. میانگین سن مادران 9/23 سال، با انحراف معیار 1/6 سال بود که در 4/10 درصد موارد سن مادر زیر 18 سال و در 5 درصد موارد بالای 35 سال بوده است. دریک مورد سن مادر برابر 12 سال بود. علاوه بر این سنین13 سال، 51 سال و 58 سال نیز از هر کدام یک مورد دیده شد.
در6/45 درصد موارد، مادر اولین فرزند خود را زایمان میکرد. در 21 درصد موارد در چهارمین نوبت زایمان و بالاتر و حداکثر نوبت زایمان یک مورد با 20 بار زایمان بود. میانگین نوبت زایمان 35/1، با انحراف معیار 8/1 بود.
در 9/98 درصد موارد حاملگی تک قلویی، دریک درصد موارد دو قلویی و در 1/0 درصد موارد سه قلویی گزارش شده بود. درصد متولدین در بهار77/24، درتابستان 85/25، درپائیز07/24 و در زمستان 31/25 بوده است. تفاوت بین درصد متولدین در تابستان و پائیز معنیدار است (07/0P<) و در تابستان بیشتر بوده ولی تفاوت بین بقیه فصلها معنیدار نمیباشند. از نظر فراوانی زایمانها روند خطی معنیداری در ساعات مختلف شبانه روز مشاهده نشد ولی فراوانی زایمانها در ساعات 1 تا 8 بامداد بطور معنیداری بیش از ساعات 16-8 و 24-16 بود (000001/0P<). اوج فراوانی زایمانها، ساعت 3 بامداد بوده است (نمودار1). فراوانی زایمانها در ساعات مختلف به این ترتیب بوده است: ساعت 8-1 بامداد، 39 درصد زایمانها، ساعت 16-8 ، 32 درصد زایمانها و ساعت 24-16 ، 29 درصد زایمانها.
در این پژوهش که بر روی 3868 مورد زایمان طبیعی در بیمارستان زینبیه شهر شیراز انجام گرفت مانند چندین پژوهش دیگر انجام شده در مورد ریتم بیولوژیک دردهای زایمان با اوج و فراوانی بیشتر موارد وضع حمل در ساعات شب مشاهده شد (4-3). بطوریکه فراوانی زایمانها در ساعات 8-1 بامداد (39 درصد) بطور معنیداری بیش از ساعات 16-8 (32درصد) و 24-16 (29 درصد) بود (000001P<)، هر چند که روند خطی معنیداری وجود نداشت.
لازم به ذکر است که در فصول مختلف سال ریتم خاصی در مورد فراوانی زایمانها مشاهده نشد، هر چند که فراوانی زایمانها در تابستان کمی بیش از سایر فصول است. ولی بر اساس پژوهش Cagnacci و همکاران، ریتم شبانه روزی شروع دردهای زایمان بر حسب فصل سال کمی تغییر مییابد بطوریکه در فصل بهار ریتم خاصی وجود ندارد ولی در تابستان و زمستان ریتمی با دو جزء نوسان کننده با فرکانس 12 ساعته و 24 ساعته و در پاییز فقط با یک نوسان 12 ساعته مشاهده میشود (8). لازم به ذکر است که برای مقایسه اطلاعات با نتایج مطالعات دیگر، پژوهش مشابهی در سطح ایران انجام نشده است. همچنین مشخص شد که مواردی از قبیل سن مادر، تعداد زایمان، جنس و وزن نوزاد و سن بارداری با این ریتم شبانه روزی ارتباطی ندارند.
بنا به مشاهدات فوق بهتراست تقسیم پرسنل در نوبتهای صبح، عصر وشب به ترتیب به نسبت 3:3:4 باشد (برخلاف آنچه که فعلاً مرسوم است و تعداد پرسنل نوبت کاری شب کمتر میباشد). همچنین لازم به ذکر است که بهترین زمان مرخصی پرسنل، پائیز است (هرچند اختلاف چندانی بین فصول سال وجود ندارد).
بر اساس یافتههای این پژوهش و سایر تحقیقات مشابه و نیز با توجه به تئوریهای موجود، لازم است پژوهشهای آزمایشگاهی دقیقی در مورد علت وجود ریتم خاص شبانه روزی دردهای زایمان و وضع حمل انجام گیرد. هر چند به نظر میرسد که مهمترین نقش در بروز این پدیدة جالب را اکسی توسین به عهده داشته باشد (4-3).
در انتها لازم است که از کلیه افرادی که در جمعآوری اطلاعات، تایپ مقاله و سایر مراحل پژوهش به خصوص پرسنل محترم بیمارستان زینبیه که ما را یاری دادند سپاسگذاری و قدردانی نمائیم.