Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Mental health predictive factors in infertile couples

Author
Psychology Department, Faculty of Psychology, Alzahra University, Tehran, Iran
Abstract
Infertility affects different aspects of the individual’s life and perhaps it is one of the main life stressors. Individuals under major stress are more exposed to disease such as depression, anxiety, low self confidence and dissatisfaction. The present study focuses on the role of gender on mental health in infertile couples. The sample was 50 infertile couples. The results indicated, infertile women have more psychological problems than infertile men, perceive infertility as more negative than men and hope to the future and to marital life, and the sense of meaning in life have determining roles in predicting mental health of infertile couples.
Keywords

مقدمه

آرزوی داشتن فرزند میلی جهانی است. ناباروری هم مسئله‏ای فردی و خصوصی و هم یک مسئله عمومی و اجتماعی است. رشته‏ها و حوزه‏‏های مختلف مطالعاتی به بررسی مسئله ناباروری پرداخته‏اند. برای مثال متخصصان بهداشت ، همه‏گیرشناسی ، علوم اجتماعی و رفتاری ، حقوق و اخلاق پزشکی ، درگیر با این مسئله هستند(1).

براساس آمارهای موجود بین 20-12 درصد زوج‏ها نابارور می‏باشند. از این میان40% از موارد ناباروری مستقیماً به زن، 40% به مرد و 20% به هردوی آنها مربوط می شود. علاوه بر این حدود 12-10درصد زنان ناباروری ثانویه را تجربه می‏کنند که منظور ناباروری بعد از یک زایمان، به دلیل بیماریهای زنان است. این امر موجب می‏شود تعداد زنانی که با مشکل ناباروری روبرو می شوند در مقایسه با مردان افزایش یابد و همچنین با افزایش سن به درصد ناباروری زنان افزوده می‏شود(2).

تجربه ناباروری که برخی آن را بحران ناباروری نام نهاده‏اند، با استرس‏های فیزیکی، اقتصادی، روان‏شناختی و اجتماعی همراه است که تمامی جنبه‏های زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می‏دهد(4-3). شاید بتوان گفت ناباروری یکی از عمده‏ترین وقایع استرس‏زا در زندگی افراد نابارور است. ناتوانی در داشتن فرزند به عنوان یک علامت شکست تلقی شده و این احساس را بوجود می‏آورد که فرد یک زن یا مرد کامل نیست. غالب مردم تصور نمی کنند که ممکن است نابارور باشند، به همین دلیل تشخیص ناباروری برای آنان یک شوک محسوب می شود(5). نتایج تحقیقات متخصصان بهداشت روانی، روان شناسی بالینی و اجتماعی اثرات استرس بر سلامت روانی و فیزیکی افراد را نشان داده است. افرادی که تحت فشارهای عمده و مزمن قرار گرفته باشند بیش از سایرین در معرض ابتلا به بیماریهایی چون افسردگی ، اضطراب ، اعتماد بنفس پایین و نارضایتی هستند(6). مطالعات بسیاری اثرات روان شناختی ناباروری را آشکار ساخته اند (8-7)، برای مثال Downey و همکارانش گزارش نمودند که90% از افراد نابارور دارای ملاک تشخیص افسردگی عمده بودند در حالیکه تنها30% از گروه کنترل دارای چنین ملاک تشخیصی داشتند(9). همچنین نیمی از افراد نابارور تغییر در روابط جنسی و 75% از آنها تغییر حالات خلقی را گزارش کردند. Domar و همکارانش دریافتند میزان اضطراب و افسردگی در زنان نابارور برابر با میزان اضطراب و افسردگی در زنان مبتلا به ناراحتی قلبی، سرطان و ایدز است(10). ناباروری با احساس فقدان هدف در زندگی، بی‏هویتی شخصیتی و جنسی، فقدان کنترل شخصی، سلامت و اعتماد بنفس همراه است. احساس‏های وابسته به این فقدان‏ها شامل غم، حقارت، تنهایی، خستگی، درماندگی و ترس است. در واقع احساس‏های تجربه شده توسط فرد نابارور مشابه با آن چیزی است که افراد در مقابل هر فقدان مهمی همچون فقدان عزیزی تجربه می کنند(3). بطور کلی تجربه وقایع استرس‏زا موجب کاهش احساس کنترل فرد بر زندگی می‏شود که این احساس عدم کنترل منجر به سازگاری ضعیف در فرد می‏شود. البته همواره این سؤال مطرح بوده است که چرا بعضی افراد در مقابل استرسورها آسیب پذیر‏تر هستند؟ نتایج تحقیقات نشان داده است متغیرهای مختلف روانشناختی کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می‏دهد. بنظر می‏رسد عوامل مداخله‏گری همچون تعارضات زناشویی، روش‏های مقابله انکار و گریز احساس کنترل ادارک شده، دریافت حمایت‏های اجتماعی از ناحیه همسر و شبکه‏های ارتباطی، روابط جنسی و روش مقابله مسئله مدار می‏توانند اثر استرس‏ها را شدت بخشیده و یا کاهش دهند. زنانی که احساس می‏کنند ناباروری باعث از دست‏دادن کنترل بر زندگی آنها شده است، در مراحل درمان ناباروری دچار مشکلات تطابقی بیشتری می‏شوند. تعارض و جر وبحث درباره کنار‏آمدن با ناباروری می‏تواند رضایت و بهداشت زندگی زناشویی را کاهش دهد. نقش‏های جنسیتی سنتی که در آن زن و شوهر بگونه متفاوتی احساسات منفی خود را ابراز می‏دارند باعث می‏شود آنها از روش‏های مقابله‏ای یکسانی برای مواجهه با مشکل استفاده نکنند(12). جنسیت یکی از عواملی است که نوع واکنش و سازگاری فرد را در مقابل ناباروری تحت تأثیر قرار می‏دهد. زنان مشکلات زناشویی و جنسی بیشتری را گزارش نموده‏اند(13). واکنش های آنها بیشتر شبیه به واکنش سوگ است. زنان متأهل در مقایسه با همسرانشان گزارش کرده‏اند استرس بیشتری را در زندگی شخصی، اجتماعی و جنسی خود تجربه کرده‏اند(13). شاید یکی از دلایلی که تجربه ناباروری برای زنان فشار روانی بیشتری ایجاد می‏کند مربوط به این امر باشد که در اغلب جوامع نقش مادری را بعنوان مهم‏ترین نقش در بزرگسالی بحساب می‏آورند، بنابراین زنان نابارور با استرس بیشتری روبرو می‏شوند. همچنین بسیاری از آزمایشات و درمان‏های ناباروری بر روی زنان انجام می‏شود که خود باعث افزایش بیشتر فشارهای روانی می‏گردد(3). همچنین بسیاری از مردم تصور می‏کنند که مشکل ناباروری متوجه زنان است. زنان نابارور در مقایسه با مردان نابارور خودشان را بیشتر مسئول مشکل ناباروری می‏دانند(3). Danilukعلاوه بر احساس مسئولیت زنان در مورد ناباروری، همسرانشان نیز آنان را بیشتر مسئول این امر می‏دانند که خود موجب رویارویی زن نابارور با احساس گناه می‏شود. نکته قابل توجه این است که زن و شوهر هردو بدون توجه به علت ناباروری زن را سرزنش می کنند و حتی در مواردیکه علت ناباروری به مرد مربوط باشد باز هم زن مورد سرزنش اطرافیان قرار می‏گیرد(14).

با توجه به مطالب مطرح شده پژوهش حاضر به بررسی سؤالات زیر می پردازد:

1- آیا بین میزان رضایت از جنبه‏های مختلف زندگی زنان و مردان نابارور تفاوت معنی‏دار وجود دارد؟

2- آیا بین میزان امید نسبت به جنبه‏های مختلف زندگی زنان و مردان نابارور تفاوت معنی‏دار وجود دارد؟

3- آیا بین میزان واکنش‏های هیجانی زنان و مردان نابارور اختلاف معنی‏داری وجود دارد؟

4- آیا بین نگرش دو جنس نسبت به ناباروری تفاوت معنی دار وجود دارد؟

5- آیا بین نمرات اختلالات روانی زنان و مردان نابارور تفاوت معنی‏دار وجود دارد؟

6- عمده ترین عوامل پیش بینی کننده سلامت روان در میان زوج‏های نابارور کدام می‏باشند؟

مواد و روشها

آزمودنی ها: تعداد 50 زوج نابارور مراجعه کننده جهت درمان ناباروری به بیمارستان امام‏خمینی شهر تهران مورد مطالعه قرار گرفتند. در واقع در تحقیق حاضر نمونه مورد مطالعه نمونه در‏دسترس است.

ابزار تحقیق: در تحقیق حاضر دو پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. پرسشنامه اول توسط محقق طراحی گردیده بود. در این پرسشنامه عواملی چون رضایت از جنبه‏های مختلف زندگی، معنا و مفهوم فرزند داشتن، واکنش‏های هیجانی، منبع کنترل و روشهای مقابله مورد سنجش قرار می‏گیرند. این پرسشنامه براساس تحقیق Shek دربارة ارزش فرزند نزد خانواده‏های هنگ‏کنگی تهیه شده است(15). بعلاوه براساس پیشینه تحقیق سؤالاتی درباره رضایت از جنبه‏های مختلف زندگی، منبع کنترل و روش‏های مقابله با استرس به آن افزوده شد. تعداد پرسش‏های این پرسشنامه 32 موضوع است. هر موضوع دارای چهارگزینه شامل کاملاً موافق(4)، موافق(3)، مخالف(2) و کاملاً مخالف(1) ‌است. دومین پرسشنامه مورد استفاده پرسشنامه سلامت Goldberg است(16). این پرسشنامه دارای 28 سؤال است که شامل زیرمجموعه‏های اضطراب، افسردگی، جسمانی‏سازی و مشکل در روابط اجتماعی است. هر زیر‏مجموعه 7 سؤال دارد و هر سؤال دارای چهارگزینه است. حداکثر نمره هر زیر مجموعه 21 است.

نتایج

هر یک از سؤالات تحقیق مورد بررسی قرار گرفت و نتایج در 4 جدول ارائه شد. (جدول1) نشان داد که زنان در مقایسه با مردان از وضعیت سلامت خود ناراضی‏تر بوده و خانواده بدون فرزند را ناقص‏تر می‏دانند، زندگی بدون فرزند را بی‏معنی‏تر می‏دانند، خود را بدون فرزند،‌نابالغ و ناپخته می‏دانند، احساس پوچی و بی ارزشی بیشتری می‏کنند و احساس عصبانیت و بی‏حوصلگی بیشتری می‏کنند. همچنین جدول همبستگی‌ (جدول2) نشان داد که بین نمره کلی اختلالات روانی با رضایت از زندگی بطور کلی، رضایت از زندگی زناشویی و از وضع سلامت، احساس کفایت همسر، ‌امیدواری نسبت به آینده، بطور کلی، امیدواری نسبت به آینده زندگی زناشویی، ارتباط مناسب جنسی با همسر، ارتباط کلامی مناسب با همسر، همبستگی منفی و معنی‏داری وجود دارد. همچنین بین اختلالات روانی و ناقص دانستن خانواده بدون فرزند، نابالغ و ناپخته بودن فرد بدون فرزند همبستگی مثبت و معنی‏داری وجود دارد. همچنین بین نمرات کلی اختلالات روانی با احساس فرسودگی و خستگی، بی‏حوصلگی، عصبانیت، بی‏ارزشی و بی‏معنایی بعلت نبود فرزند،‌فرد نابارور را ناقص تلقی کردن، باور به کنترل زندگی توسط امور اتفاقی، مهم بودن شانس در دستیابی به خواسته‏ها، مواجهه به شیوه جسمانی‏سازی و هیجان مدار، همبستگی مثبت و معنی‏داری وجود دارد. زنان در مقایسه با مردان به طور معنی‏داری در زیر مجموعه‏های علائم جسمانی، اضطراب و افسردگی نمرات بالاتری بدست آوردند (جدول3). همچنین براساس نتایج تحلیل رگرسیون (جدول4) مشخص گردید که عوامل رضایت از وضع سلامتی خود، احساس معنی و امیدواری نسبت به آینده زندگی زناشویی، سهم تعیین کننده‏ای را در پیش‏بینی، سلامت روان زوجهای نابارور ایفا می‏کنند‏ (52/0=r).

بحث

ابتدا نتایج برای بحث بر روی نتایج حاصل از این مطالعه بشکل خلاصه مطرح می‏شود:

1- زنان در مقایسه با مردان بطور معنی‏داری در زیرمجموعه‏های علائم جسمانی، اضطراب و افسردگی ونمره کلی اختلالات روانی نمرات بالاتری بدست آورند. 2- زنان در مقایسه با مردان از وضعیت سلامت خود ناراضی‏تر بوده و خانواده بدون فرزند را ناقص‏تر می‏دانند، زندگی بدون فرزند را بی‏معنی‏تر دانسته و خود را بدون فرزند، نابالغ و ناپخته‏تر می‏دانند، احساس پوچی و بی‏ارزشی بیشتری کرده و احساس عصبانیت و بی‏حوصلگی بیشتری می‏کنند.

3-بین نمره کلی اختلالات روانی با رضایت از زندگی بطور کلی، رضایت از زندگی زناشویی، ارتباط مناسب جنسی با همسر، ارتباط کلامی مناسب با همسر، ناقص دانستن خانواده بدون فرزند، نابالغ و ناپخته‏بودن خانواده بدون فرزند، همبستگی منفی و معنی‏دار وجود دارد. همچنین بین نمرات کلی اختلالات روانی با احساس فرسودگی و خستگی، بی حوصلگی، عصبانیت، بی‏ارزشی و بی معنایی به‏علت نبود فرزند، فرد نابارور را ناقص تلقی کردن، باور به کنترل زندگی توسط امور اتفاقی، مهم بودن شانس در دستیابی به خواسته‏ها، مواجه به شیوه جسمانی‏سازی و هیجان مداری، همبستگی مثبت و معنی‏دار وجود دارد.

4- براساس نتایج تحلیل رگرسیون مشخص شد عوامل رضایت از وضع سلامتی خود، احساس معنی و امیدواری نسبت به آینده زندگی زناشویی سهم تعیین‏کننده‏ای را در پیش بینی سلامت روان زوج‏های نابارور ایفا میکنند(52/0=r).

در بررسی تفاوت نمرات زنان و مردان نابارور در زیر مجموعه پرسشنامه سلامت روان، نتایج تحقیق حاضر نشان داد زنان نابارور بطور معنی‏داری نمرات بالاتری را در زیر مجموعه های افسردگی، اضطراب و علائم جسمانی بدست آورند. همچنین جمع نمرات زیر مجموعه‏ها در زنان بطور معنی‏داری بیش از مردان بود. نتایج حاضر مشابه با یافته های Domar وهمکاران است(10). همانگونه که نتایج تحقیق نشان داده است، زنان نابارور در مقایسه با مردان نابارور، خانواده بدون فرزند را ناقص تر و بی‏معنی‏تر دانسته و احساس نابالغی و ناپخته‏گی، احساس پوچی و بی‏ارزشی، عصبانیت و بی‏حوصلگی بیشتری می‏کنند. که این خود، تأییدی بر نگرش های متفاوت جنسیتی به مسئله ناباروری است. والد شدن (بخوصوص مادر‏شدن) همراه با احساس کامل شدن، بلوغ، اعتبار بعنوان یک بزرگسال عضو جامعه و حفظ خانواده است(15).

در تبیین این تفاوت می توان به عامل فرهنگی اشاره نمود، به این معنی که در جوامع مختلف بر نقش مادری بعنوان مهم‏ترین نقش زن تأکید می‏شود. تحقیقات مختلف نشان داده‏اند، ایفای نقش مادری به عنوان مهمترین منبع ارضاء کننده برای زنان محسوب می‏شود(12). همچنین برجسته ترین نقشی که از زن در بزرگسالی انتظار می‏رود، نقش مادری است. درحالیکه مردان اگر به هر دلیلی در ایفای نقش‏های خانوادگی خود موفق نشوند، منابع اضافی ارضاء را در اختیار دارند و قادرند عدم موفقیت خود را در خلال انجام نقش‏های اجتماعی و شغلی جبران نمایند.

بعلاوه همانگونه که Abbey مطرح نموده‏ است بسیاری از آزمایشات و درمان‏های ناباروری بر روی زنان انجام می‏پذیرد که خود می‏تواند فشارهای روانی را افزایش دهد(12). تبیین دیگر می‏تواند به این امر برگردد که زنان نابارور در مقایسه با مردان نابارور خود را بیشتر مسئول مشکل ناباروری می دانند(14). همسران آنان نیز بدون توجه به علت ناباروری آنان را بیشتر مسئول ناباروری می‏دانند که خود موجب رویارویی زن نابارور با احساس گناه می‏شود(3). یکی از راههای مقابله برای زنان در رویارویی با هر واقعه استرس‏زا از جمله ناباروری در میان گذاشتن مشکل و احساسات خود با دیگران است درحالیکه صحبت درباره این امور برای بسیاری از مردان استرس زا و ناراحت کننده است. مردان ممکن است به درد دلهای همسرشان گوش کنند وبشکل درونی نیز واکنش نشان دهند و اما قادر به مشارکت در ابراز احساسات با همسرشان نمی‏باشند که این مسئله ممکن است به احساس طرد شدگی و انزوا در زن منتهی گردد(14). تحقیق حاضر نشان داد متغیرهای پیش‏بینی کننده سلامت روان زوج های نابارور، احساس رضایت از وضعیت سلامت جسمانی، احساس معنی در زندگی و امیدواری نسبت به آینده زندگی زناشویی بود. همانگونه که مطرح شد متغیرهای مختلف روان‏شناختی کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. در واقع عوامل مداخله‏گر زیادی پیامدهای تجربه استرس را تحت تأثیر قرار می‏دهد. در صورتیکه فرد بعلت ناباروری خود را ناقص و ناکامل بداند و تصور نامطلوبی از وضعیت جسمانی خود داشته باشد، در مقابل استرس های وارده شکنندگی بیشتری از خود نشان می‏دهد. یکی دیگر از عواملی که می‏تواند اثر استرس‏ها را تعدیل نماید احساس معنی در زندگی است. در صورتیکه فرد معنی و هدف زندگی خود را محدود به فرزند داشتن نماید هنگام رویارویی با ناباروری احساس ناامیدی و پوچی می کند که این امر خود می‏تواند پیامدهای تجربه استرس ناباروری را تشدید

نماید. همانگونه کهAbbey و همکارانش نشان دادند، هر چه تعارضات زناشویی در زندگی زوجهای نابارور بیشتر باشد و در واقع ناامیدی نسبت به دوام زندگی زناشویی وجود داشته باشد آسیب‏پذیری نیز افزایش می‏یابد(12). یکی از کاربردهای تحقیق حاضر، توجه به تجربه‏های متفاوت زوج‏های نابارور با توجه به عامل جنسیت است. همچنین با توجه به سهم تعیین‏کننده احساس رضایت از وضعیت جسمانی، احساس معنی در زندگی و امیدواری نسبت به آینده زندگی زناشویی، می‏توان پیشنهاد کرد در جریان مشاوره با‌ زوجهای نابارور بجای تمرکز بر مسئله ناباروری، از روش‏های معنی درمانی استفاده شود و همچنین با تأکید بر سایر جنبه‏های مثبت زوجها در آنان ایجاد انگیزه امید کرد.

محدودیت تحقیق: با توجه به اینکه پرسشنامه طراحی شده توسط محقق برای اولین بار در ایران مورد استفاده قرار گرفته است،‌اعتبار و پایایی آن محاسبه نشده است که این خود یکی از محدودیت‏های تحقیق است. یکی دیگر از محدودیت‏های تحقیق حاضر عدم کنترل عوامل اقتصادی و اجتماعی است. محدودیت دیگر تحقیق فقدان گروه کنترل است. با توجه به اینکه نتایج تحقیقات نشان داده‏اند که نرخ اضطراب و افسردگی در زنان بیش از مردان است، بدون گروه کنترل نمی‏توان با اطمینان ادعا نمود که بالاتر بودن میزان اختلالات در زنان در مقایسه با مردان مربوط به تجربه متفاوت ناباروری در آنان است.

تشکر و قدردانی

بدینوسیله از کلیه مراجعه‏کنندگان به بیمارستان امام‏خمینی که ما را در اجرای این تحقیق یاری نمودند و همچنین سرکار خانم عمویی که در اجرای پرسشنامه‏ها با ما همکاری داشتند، تشکر و قدردانی می‏گردد.

  1. Fiddler A. T., Bernstein J. Infertility: from a personal to a public health problem. Public Health Reports. 1999; 144 (6):494. Goldberg D., Williams P. The user’s guide to psychiatrics. London, Tavistock. 1988.
  2. Trantham P. The infertile couple. Am Fam Physician. 1996; 54:1001-10.
  3. Gibson D.M., Myers J.E. Gender and infertility: a relational approach to counseling women. J Counseling Dev. 2000; 78(4): 11,400.
  4. رجوعی م. جنبه‏های روانشناختی ناباروری. پژوهش‏های روانشناختی. سال4، شماره 4-3 ، سال 1376، ص 85-72.
  5. Berg B., Wilson J. Psychological functioning across stages of treatment for infertility. J Behav Med. 1991; 14:11-26.
  6. Avison W.R., Turner R. J. Stressful life events and depressive symptoms: desegregating the effects of acute stressors and chronic strains. J Health Soc Behav. 1988; 29, 253-4.
  7. Domar A., Clapp D., Slasby E., et al. The impact of group psychological interventions on Pregnancy rates in infertile women. Fertil Steril. 2000; 73:805-11.
  8. کرمی نوری رضا. ناباروری و جنبه‏های روانی اجتماعی آن. فصلنامه باروری و ناباروری، شماره 2، سال 1379، ‌ص 68-57.
  9. Downey J., Mckinne M. The psychiatric status of women presenting for infertility evaluation. Am J Orthopsychiatry. 1992; 62:196-205.
  10. Domar A., Zuyyrtmridyrt P., Friedman R. The psychological impact of infertility: a comparison to patients with other medical impact of infertility. J Psychosom Obs Gyn. 1993; 14:45- 52.
  11. Abbey A., Andrews F.M. Infertility and subjective well being: the mediating roles of self esteem and internal control. J Marriages Fam. 1992; 54(2): 408.
  12. Abbey A., Andrews F. M. Psychosocial predictors of life quality. J Fam Issue. 1994; 15 (2):253.
  13. Lee C. Women’s health London, Sage pulication. 1998.
  14. Daniluk J. C. Gender and infertility. Med Ethical Psychol Perspectives. New York, Wiley. 1997; 103- 25.
  15. Shek D.T. The value of children to Hong Kong, Chinese parents. 1996; 13(5): 561-70.
  16. Goldberg D., Williams P. The user’s guide to psychiatrics. London, tavistock. 1988.