لقاح یک فرایند چند فاکتوری است که در طی آن اسپرم به داخل تخمک نفوذ میکند و ژنوم پدری را به داخل اووسیت منتقل مینماید. اما یکی از ویژگیهای لقاح، جلوگیری از داخلشدن اسپرم غیرطبیعی به داخل اووسیت میباشد. در طی لقاح طبیعی در بدن، احتمال رسیدن اسپرم غیرطبیعی به محل لقاح به حداقل ممکن میرسد؛ در حالیکه درIVF همراه اسپرم طبیعی، اسپرمهای غیرطبیعی نیز با اووسیت مجاور میشوند و در نتیجه چنین اسپرمهایی ممکن است توانایی بارورکردن اووسیت را پیدا نمایند؛ اما روش ICSI برخلاف IVF، به عنوان یک روش مؤثر در درمان ناباروری مردان با اسپرمهای غیرطبیعی در نظر گرفته میشود و با این وجود درصد بالایی از باروری وحاملگی قابل قبول در روش ICSI گزارش شده است(1،2) آنومالیهای متعددی در اسپرم گزارش شده که از جمله مورفولوژی غیرطبیعی اسپرم و آنالومی کروماتین را میتوان نام برد. ارتباط بین آنومالیهای ذکر شده با میزان لقاح بطور وسیع در IVF و تا حدی در ICSI مطالعه شده است (3،4). از میان شاخصهای اسپرمی و تستهای عملکرد اسپرم، مرفولوژی اسپرم و آنومالیهای کروماتین بالاترین ارتباط مستقل را با میزان باروری نشان میدهند(5). تحقیقات دیگر حاکی از آن است که در روش ICSI میزان لقاح اسپرم با مرفولوژی و کروماتین غیرطبیعی، کمتراست(6).
مرفولوژی و موقعیت قرارگرفتن پیشهستهها در زیگوت نیز برروی روند تکامل بعد از لقاح، شامل تشکیل بلاستوسیست و میزان حاملگی تأثیر دارد. سیستمهای امتیازدهی و راهنماهای مختلفی برای انتخاب جنینی با بیشترین توانایی برای تشکیل بلاستوسیست و لانهگزینی وجود دارد(7-10).
هدف این سیستمهای امتیازدهی، کاهش تعداد انتقال رویان به رحم و به دنبال آن کاهش میزان حاملگی چندقلویی میباشد. اساس امتیازدهی این سیستمها ترکیبی از اندازه پیشهستهها، تعداد هستکها و توزیع آنها میباشد. هر چند در میان این دستهبندیها اندازه پیشهستهها کمترین امتیاز را دارد. این بدین معنا است که رویانهای دارای پیشهستههای نامساوی کمترین توانایی را برای تشکیل بلاستوسیست و به دنبال آن لانهگزینی و در نتیجه حاملگی دارند(7-9).
مطالعات محققین بیانگر این است که غیر مساوی بودن پیشهستهها میتواند مربوط به تغییرات بعد از بلوغ اووسیتهای مسن باشد، که نتیجه آن یک پیشهسته مادة بزرگ و واضح و سر اسپرم متراکم یا با تورم جزئی است(11).
اسپرمهای دچار آنومالیهای کروماتین مانند هیستون اضافی یا کمبود پروتامین هنگامی که وارد اووسیت بالغ میشوند مستعد تراکم زودرس کروماتین (PCC) میگردند که علت آن عملکرد فاکتور پیشبرنده تقسیم MPF فعال بر روی ساختار هیستونی غیرطبیعی موجود در اسپرم میباشد(12،13) و مدت زمانیکه هسته اسپرم برای خروج از تراکم زودرس کروماتین به طور نسبی (PPCC) و تبدیل شدن به پیشهسته نیاز دارد موجب نامساویشدن اندازه پیشهستهها میشود. لذا رویانی که از سلولهای تخم دارای پیشهستههای نامساوی تشکیل شده باشد، استعداد کمتری برای تشکیل بلاستوسیست، لانهگزینی و در نتیجه حاملگی دارد(7، 9).
در نتیجه مطالعة شاخصهای مؤثر در نامساوی بودن پیشهسته، ضروری بنظر میرسد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر آنومالیهای کروماتین اسپرم مانند اختلالات کمبود پروتامین، هیستون اضافی، ناپایداری کروماتین، توانایی اسپرم برای خروج از تراکم به ترتیب به روشهای رنگآمیزی CMA3 ، AB ، SDS ، SDS+EDTA و مرفولوژی اسپرم بر تفاوت اندازه پیشهستهها بعد از IVF و ICSI است.
- آمادهسازی اسپرم : نمونهها از 115 زوج نابارور مراجعهکننده به مرکز باروری و ناباروری اصفهان بدست آمد. 55 نفر از این تعداد کاندید عمل ICSI و 60 نفر کاندید عمل IVF بودند. نمونههای منی بعد از 4-3 روز پرهیز از نزدیکی، جمعآوری و جهت استفادة از اسپرم برای IVF و ICSI قسمت عمده نمونه با پرکل (Seromed-Germany) (50-70-90) آمادهسازی شد و بعد از تلقیح اووسیت و اسپرم، بخش باقیمانده نمونه اسپرم برای آنالیز و بررسی آنومالیهای مرفولوژی اسپرم و بررسی کروماتین به روش آنیلینبلو(AB) و CMA3، SDS، EDTA+SDS مورد استفاده قرار گرفت و 200 اسپرم برای هر شاخص شمارش شد.
- ارزیابی هیستون اضافی در روش رنگآمیزی آنیلینبلو:
با قراردادن یک قطره از مایع سیمن به روی یک لام تمیز و کشیدن این قطره توسط لام دیگری که با زاویة 045 روی آن قرار دارد از نمونه اسمیر تهیه شد. اسمیرها برای مدت 30 دقیقه در گلوتار آلدئید
(Sigma-USA) 3% در بافر فسفات 2/0 مولار:
(14ml NaH2PO40.2 M + 36ml Na2HPO4 0.2 M pH=7.2) ثابت و سپس اسمیرها با رنگ آنیلینبلو 5% در اسید استیک 4%، با5/3 = pH به مدت 5 دقیقه رنگآمیزی شدند(14).
- ارزیابی کمبود پروتامین توسط رنگآمیزی کرومومایسین A3: نمونهها در محلول کارنوی (متانول با اسید استیک گلاسیال به نسبت 3:1) در درجه حرارت 0C4 برای مدت 5 دقیقه ثابت شدند. سپس از نمونههای ثابت شده اسمیر تهیه شد. برای رنگآمیزی کرومومایسین، هر اسلاید به مدت 20 دقیقه در ml100 از محلول CMA3 با غلظت mg/ml 25/0 که در بافر مکالوین حل شده بود (ml 7 اسید سیتریک 1/0 مولار+ ml9/32 Na2HPO47H2o 7=pH حاوی کلرید منیزیم mM10) قرار گرفت. سپس اسلایدها با بافر شستشو داده شد و با بافر گلسیرول به نسبت (1:1) مونت گردید. آنالیز میکروسکوپی با میکروسکوپ فلورسنت (Japan-Nikon-Eclipse600) با فیلتر مناسب
nm 600-470 صورت گرفت. با تعیین درصد اسپرمهای با رنگ زرد درخشان (CMA3 مثبت) و اسپرمهای با رنگ زرد کمرنگ (CMA3 منفی) ارزیابی میزان کمبود پروتامین انجام شد(5).
- تست پایداری کروماتین اسپرم SDS و میزان خروج از تراکم :SDS+EDTA ml50 از اسپرمی که با روش پرکل آماده شده بود، با ml350 محلول 1% SDS در بافر بورات M05/0 (9=pH) ml400 ~ تترابورات سدیم ml2/4+ M1/0 NaOH ml88) مخلوط و بعد از انکوباسیون به مدت 60 دقیقه در دمای C037، واکنش بوسیله حجم معادل از گلوتارآلدئید 5/2% در بورات بافر M5/0 متوقف شد و وضعیت تورم هسته بعد از رنگآمیزی با گیمسا مورد بررسی قرار گرفت. سپس درصد ناپایداری یا تراکم اسپرم تعیین شد.
جهت انجام روش SDS+EDTA، به محلولSDS 1%، mM6، EDTA اضافه شد و بقیه مراحل مطابق روش SDS انجام گرفت(15).
بررسی اسپرم: برای شمارش اسپرمها از شمارشگر Chamber Makler استفاده و بعد از بیحرکتکردن اسپرمها با یک محلول ثابتکننده تعداد بصورت میلیون در میلیلیتر بیان شد. درصد حرکت با بررسی مستقیم میکروسکوپی ارزیابی و مرفولوژی بوسیله رنگآمیزی پاپانیکولا مطابق با تکنیک Strict Criteria بررسی گردید(16).
روش IVF : تخمکها تحت هدایت سونوگرافی جمعآوری و سپس در محیط IVF-20 در زیر روغن کشت و پس از آن در محیط IVF-20 تلقیح شدند. وقوع لقاح بوسیله میکروسکوپ معکوس ، 19-17 ساعت بعد از تلقیح بررسی شد.
روش ICSI: بعد از جمعآوری تخمکها، در محیط
IVF-20 حاوی هیالورونیداز IU/ml80 (Sigma-USA) به مدت کمتر از یک دقیقه انکوبه شدند. سپس تخمکها شستشو داده شد تا هیالورونیداز از محیط حذف و سلولهای اطراف اووسیت نیز جدا شود. سرانجام تخمکهای برهنه شده به محیط کشت HEPES+HAM’S زیر روغن در ظرف کشت فالکون مخصوص میکرواینجکشن انتقال داده شدند. اسپرمهای آماده شده در قطرات PVP قرار گرفتند. در زیر میکروسکوپ معکوس بهترین اسپرم از لحاظ مرفولوژی از میان اسپرمها انتخاب و بوسیله سوزن میکرواینجکشن به داخل تخمک تزریق شد. تخمکهای تزریق شده درمحیط G1.2 انکوبه و تخمکهای مسن و نارس از این مطالعه حذف شدند.
بررسی اندازه پیشهستهها: در طی بررسی لقاح، وجود و تعداد پیشهستهها زیر میکروسکوپ معکوس ثبت و برای بررسی اندازه پیش هستة غیرمساوی از صفحة نمایش متصل به میکروسکوپ استفاده شد. دو پیشهسته که اختلاف بین آن دو بیش از 15% مطابق فرمول زیر باشد غیرمساوی در نظر گرفته شدند.
تفاوت بین قطر دو پیشهسته به قطر بزرگترین پیشهسته ضربدر100. درصورتیکه اختلاف دو پیشهسته کمتر از 15% باشد بعنوان مساوی در نظر گرفته شد.
استانداردکردن نتایج: استانداردکردن طبق روش ارائه شده در مقالة قبلی مؤلف انجام شد(5). بدین ترتیب که ارزیابی 100 سلول در 10 میدان دید متفاوت میکروسکوپی (جمعاً 1000 سلول) از همان نمونه منی جهت تعیین ضریب خطای بیرونی و جهت تعیین ضریب خطای درونی انجام تستهای ارزیابی بلوغ هسته اسپرم و شمارش 200 سلول در 5 نمونه مختلف از همان بیمار استفاده شد. برای محاسبه ضریب واریانس از فرمول انحراف معیار تقسیم بر میانگین ضربدر 100 استفاده و ضریب واریانس در نتایج کمتر از 11% برای تمامی تستهای بلوغ هسته تعیین شد.
- آنالیز آماری: آنالیز آماری با استفاده از نرمافزار SPSS-10 انجام گرفت. با استفاده از این نرمافزار ضریب همبستگی تمامی شاخصها بررسی و همچنین با استفاده از آزمون t-test اختلاف میانگین درصد لقاح، درصد زیگوتهای با پرونوکلئوس نامساوی و امتیاز کیفیت جنین در دو گروه CMA3 مثبت کمتر از 30% و بیشتر از 30% تعیین شد.
جدول شماره 1 ارتباط بین درصد اووسیتهای با پیش هستههای نامساوی یا آنومالیهای کروماتیس اسپرم را نشان میدهد در مورد روش ICSI یک ارتباط معنیدار بین درصد پیش هستههای نامساوی با کمبود پروتامین و هیستون اضافی موجود در اسپرم شستشو داده شده مشاهده شد؛ همچنین یک ارتباط منفی بین درصد اووسیتهای با پیش هستههای نامساوی و توانایی خروج از تراکم اسپرم که بوسیله SDS+EDTA اندازهگیری شده بود بدست آمد. بین هیچ یک از پارامترهای فوقالذکر با درصد زیگوتهای با پرونوکلئوس نامساوی قبل از شستشو در نمونه سیمن رابطهای دیده نشد. همچنین با پارامترهای اسپرمی نیز ارتباطی در روشهای IVF و ICSI مشاهده نشد. اگرچه در این بررسی مطالعه پایداری کروماتین (تست SDS) ارتباط مهمی مشاهده نشد. این نتایج بیانگر آن است که هر چه درصد اسپرمهای با کمبود پروتامین با اسپرمهای دارای هیستون اضافی و همچنین قدرت خروج از تراکم اسپرم کمتر باشد، شانس تشکیل زیگوت با پرونوکلئوس نامساوی افزایش مییابد(جدول شماره 1). با توجه به اینکه عدهای از محققین CMA3 مثبت کمتر از 30% واحد طبیعی در نمونه سیمن میدانند؛ لذا در جدول شماره 2 بیماران به دو گروه براساس درصد CMA3 مثبت آنها گروهبندی شدند و نتایج بیانگر است که در بیماران IVF و ICSI میانگین اختلاف درصد زیگوتها با پرونوکلئوس نامساوی و میزان لقاح در دو گروه کمتر و بیشتر از 30% متفاوت میباشند.
لقاح پدیدهای است که در طی آن گامت نر و ماده با الگوی متفاوت کروماتین به پیشهستهها تبدیل میشوند. اگرچه پذیرفته شده است که پدیدههای مرتبط با لقاح باید ترجیحاً بصورت هماهنگ عمل کرده تا تکامل بطور طبیعی ادامه پیدا نماید؛ ولیکن هیچگونه اطلاعاتی در مورد تأثیر پیشهستههای غیرمساوی بر روی تکامل جنین وجود ندارد. هدف این مطالعه ارزیابی آنومالیهایی است که ممکن است در روند طبیعی تشکیل پیشهستهها تأثیر داشته باشد. گزارشهای اخیر بیانگر این است که آنومالیهای مرفولوژیک پیشهستهها شامل اندازه، موقعیت قرارگیری و توزیع محتویات آنها، بر رشد تخم، لانهگزینی و حاملگی تأثیر میگذارد(10-7). از میان مشخصات مرفولوژیک پیشهستهها، نامساوی بودن پیشهسته تأثیر بیشتری بر تکامل جنین دارد. فاکتورهایی که روی اندازه پیشهسته تأثیر دارد چندان مشخص نشدهاند، فقط یک گزارش در مورد اندازه نامساوی پیشهسته در انسان وجود دارد که حاکی از آن است که اندازه نامساوی پیشهستهها مربوط به تغییرات بعد از بلوغ در اووسیت میباشد.
در این مطالعه Goud و همکارانش در سال 1999 به بررسی وضعیت پیشهسته اووسیتهای خواهری در ICSI بلافاصله بعد از بلوغ یا 6 ساعت پس از بلوغ پرداختند و نتیجه گرفتند که درصد پیشهستههای نامساوی هنگامی که ICSI با تأخیر انجام میگیرد
(6 ساعت) افزایش مییابد. آنها پیشنهاد کردند که این پدیده میتواند مربوط به فاکتورهای زیر باشد؛ عدم خروج از تراکم کروماتین بطور کامل میتواند ناشی از کاهش فعالیت فاکتورهای لازم جهت خروج از تراکم مانند کاهش سطح گلوتاتیون باشد(17، 18).
افزایش حساسیت اووسیتهای مسن به تحریکات فعالکننده منجر به فعالشدن خودبهخودی مانند بکرزائی میگردد. این تحریکات میتواند ناشی از فرآیند تزریق باشد که در نهایت منجر به پیشهسته ماده کاملاً مشخص و یک هسته اسپرم متراکم و یا نسبتاً نامتراکم میگردد(19).
مطالعه دیگری که توسط Fulka و همکارانش انجام شد، نشان داد که نتیجه تزریق اسپرم با تأخیر بیش از 2 ساعت به داخل تخمکهای فعالشده موش، تشکیل غیرطبیعی پیشهستهها و همچنین تکامل و لانهگزینی غیرطبیعی جنین میباشد. این محققین چنین نتیجه گرفتهاند که فاکتورهای سیتوپلاسمی که امکان تبدیل هسته اسپرم را به پیشهسته پدری میدهد در طی
2-5/1 ساعت پس از لقاح یا با فعالشدن تخمک کاهش مییابد و بنابراین ژن پدری که در اولین سیکل سلولی تخم شرکت نکند و یا با سیکل سلولی همگام نشود، نمیتواند بعنوان یک بخش فعال در ژنوم جنینی شرکت کند(20).
هماهنگی تشکیل پیشهستهها و سیکل سلولی بین گامت مرد و زن به شدت به ساختمان کروماتین اسپرم وابسته است(13). در طی مراحل ساخت اسپرم ، پروتامین جایگزین هیستون میشود و پلهای دیسولفیدی مطلوب در طی مراحل ساخت اسپرم و عبور از اپیدیدیم تشکیل میشوند. این ساختار بعداً با تشکیل پیوندهای غیرکوالانسی بین گروههای سولفیدریل و Zn²+ بعد از انزال پایدارتر میگردند(21). پس از لقاح و برداشت Zn²+، باندهای دی سولفیدی با فعالیت گلوتاتیون اووسیت کاهش پیدا میکند. به دنبال این پدیده پروتامینها با هیستونها جایگزین میشوند(22) و بعد از اینکه پروتامین در ساختمان اسپرم سازماندهی شد، MPF فعال نمیتواند روی این نوع کروماتین عمل کند؛ بنابراین اسپرم از PCC محافظت میشود(13). بدنبال غیرفعال شدن MPF در پی فعال شدن اووسیت و جایگزینی هیستون بجای پروتامین پیشهسته نر تشکیل میشود که نتیجة آن هماهنگی سیکل سلولی است.
اسپرمهایی که آنومالی کروماتین منجمله کمبود پروتامین یا هیستون اضافی دارند احتمالاً در طی لقاح مستعد PCC هستند. نوع PCC مشاهده شده با انواع آنومالیهای اسپرم ممکن است با نوع PCC در اثر کمبود کامل پروتامین فرق داشته باشد. چنین موقعیتی در تزریق اسپرماتید نابالغ به داخل اووسیت هم دیده میشود که در واقع این یکی از دلایل اصلی کمبودن میزان موفقیت تزریق اسپرماتیدهای گرد
(ROSI) است(13). بنابراین وقتی اسپرمی با کمبود نسبی پروتامین یا هیستون اضافی، وارد اووسیت در مرحله متافاز II میشود ممکن است پدیده PPCC به وقوع پیوندد. در نتیجه ممکن است مدت زمانی که جهت خروج از PPCC طول میکشد باعث اندازه غیریکسان پیشهستهها شود. امکان دارد این فرضیه تفسیری برای ارتباط مثبت مشاهده شده بین کمبود پروتامین
(CMA3 مثبت)، هیستون اضافی (آنیلین بلو) و درصد زیگوتها با اندازه پیشهسته نامساوی باشد(جدول1).
از آنجا که این رابطه تنها با نمونهها پس از شستشو مشاهده شد این تفاوت را چنین میتوان تفسیر کرد که اختلاف، ناشی از این حقیقت است که تعداد زیادی از اسپرمهایی که کروماتین غیرطبیعی دارند در طی روشهای آمادهسازی حذف میشوند(23،24) و نمونههایی که از ابتدا سطح بالایی از آنومالیهای کروماتین دارند، پس از شستشوی نمونه، احتمالاً هنوز دارای اسپرمهایی با کروماتین غیرطبیعی هستند، که احتمال ورود این اسپرمهای غیرطبیعی در طی ICSI به داخل اووسیت وجود دارد(2،5).
در روش IVF برخلاف روش ICSI هیچ ارتباطی بین درصد پیشهستههای غیرمساوی با کمبود پروتامین مشاهده نشد و این ممکن است ناشی از این حقیقت باشد که زوناپلاسیدا مانند یک سد در مقابل اسپرمهای با کمبود پروتامین یا هیستون اضافی عمل میکند؛ بنابراین این اسپرمها توانایی نفوذکردن به داخل اووسیت را ندارند. چون تحقیقات قبلی نشان داده است که تست CMA3 نسبت به آنیلینبلو برای تشخیص کمبود پروتامین تست حساستری میباشد(5) به همین دلیل بین این تست و درصد زیگوتهای با پیشهستههای نامساوی رابطه معنیدار با ضریب همبستگی بیشتری بدست آمده است. همچنین یک رابطه منفی بین توانایی خروج از تراکم به روش SDS+EDTA با درصد زیگوتهای محتوی پیشهسته نامساوی در نمونههای ICSI مشاهده شد. این موضوع میتواند ناشی از این حقیقت باشد که کروماتین چنین اسپرمهایی وقتی وارد اووسیت میشوند تمایل بیشتری برای خروج از تراکم دارند و بنابراین MPF دسترسی بیشتری به کروماتین دارد و سریعتر روی کروماتین اسپرم عمل میکند که منجر بهPPCC میگردد، یک تفسیر دیگر این است که اسپرمهایی که سطح هیستون آنها بالاتر است، نسبت به اسپرمهایی که سطح هیستون پایینتری دارند، ممکن است برای خروج از تراکم توانایی بیشتری داشته باشند(25).
سعی میشود در طی ICSI اسپرمهای با مرفولوژی طبیعی انتخاب و به تخمکها تزریق شوند که این امر موجب کاهش درصد زیگوتهای با پیشهستههای نامساوی میشود. در صورتیکه برای ICSI اسپرمها بصورت تصادفی انتخاب شود احتمالاً درصد زیگوتها با پیشهسته نامساوی افزایش مییابد.
مطالعات دیگر دانشمندان نشان میدهد که در نمونههایی که درصد CMA3 مثبت آنها بیش از 30% میباشد میزان لقاح پایینتر است(3). بنابراین در این مطالعه بیماران نسبت به سطح CMA3 مثبت گروهبندی شدند و نتایج جدول 2 نشان داد که درصد زیگوتها با پیشهستههای نامساوی، میزان لقاح، ضریب کیفیت و میزان تقسیمات جنین در بیمارانی که CMA3 مثبت آنها بیش از 30% است در مقایسه گروه دارای CMA3 مثبت کمتر از 30% متفاوت میباشد.
در نتیجه، این مطالعه بیانگر آن است که بررسی وضعیت کروماتین در نمونههای منی از اهمیت خاصی برخوردار است. از آنجایی که کمبود پروتامین نه تنها مستقیماً روی میزان لقاح درIVF مؤثر است بلکه روی مرفولوژی پیشهستهها بعد از ICSI و در نتیجه روی رشد اولیه رویان و احتمالاً روی لانهگزینی نیز مؤثر است(6،26). بنابراین برای ICSI باید از تکنیکهایی استفاده شود که اسپرمهای با کروماتین طبیعی را از نمونه جدا کند(23،24).
بعلاوه بهتر است روشها یا مداخلاتی همچون واریکوسلکتومی که ممکن است روی کیفیت اسپرم تأثیر گذارد و باعث بهبود وضعیت کروماتین اسپرم شود قبل از انجام ICSI انجام گردد(27).
این مطالعه بخشی از طرح تحقیقاتی مصوب شماره80079-80078/80/P پژوهشکده رویان میباشد. نویسندگان مراتب تقدیر و تشکر خود را از مسئولین مؤسسه رویان، متخصصین و کارشناسان مرکز باروری و ناباروری اصفهان و همچنین مدیریت گروه علوم تشریح دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ابراز میدارند.