جمعیت یک میلیاردی جهان از سال 1800 تا سال 1960 به سه میلیارد نفر افزایش یافت. در حال حاضر هر ده سال یکبار به جمعیت دنیا رقمی معادل یک میلیارد نفر اضافه میشود. با توجه به منابع محدود زمین، ادامه افزایش جمعیت به میزان فعلی برای مدت طولانی امکانپذیر نیست. با وجودی که استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری در کشورهای در حال توسعه نسبت به دهة 60 میلادی به میزان 10 برابر بیشتر شده است؛ اما هنوز 50-25% زنان در این کشورها آخرین حاملگی خود را ناخواسته میدانند(1). انتخاب روش جلوگیری از بارداری یکی از تصمیمهای مهمی است که توسط زوجین اتخاذ میشود(2). پیشگیری از بارداری تاثیر چشمگیری بر بهداشت عمومی خواهد داشت. در واقع هدف کنترل موالید، کاهش حاملگی ناخواسته و به دنبال آن عوارض ناشی از آن نظیر سقطهای عفونی و کاهش مرگ و میر کودکان و مادران، کاهش بیماریهای ژنتیکی، جلوگیری از زایمان زودرس و سوء تغذیه مادران و به طور کلی ارتقاء سلامت جسمی و روانی زنان میباشد(3). در ایران از دهه 1980 سیاستهای جمعیتگرا جانشین سیاستهای تنظیم خانواده گردید؛ اما بهتدریج خطر افزایش سریع جمعیت برای مسئولین روشن شد. از آن پس از سال 1987 خط مشی زمامداران تغییر یافت و از سال 1990 برخی از سیاستها از جمله حمایت از روشهای عقیمسازی عملی گردید. در ایران در سال 1996 میزان عقیمسازی زنان (بستن لولههای رحمی یا TL) 8% و وازکتومی 1% بود(4). اما طبق آخرین آمار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال 1379، لوله بستن در خانمها (TL) 1/17% و وازکتومی 5/1% میباشد(5). همچنین بیش از 220 میلیون زوج در سراسر دنیا تاکنون از روشهای عقیمسازی استفاده کردهاند(6). عقیمسازی از طریق بستن لولههای رحمی در زنان و بستن مجاری وازودفران در مردان صورت میگیرد(7). تجربیات اخیر نشان داده است که مردم در صورت داشتن اطلاعات صحیح و کافی از روشهای دائمی، آنرا بر روشهای موقت ترجیح میدهند(8). مطالعات مختلف عواملی نظیر وضعیت تاهل، سن زوجین، سن آخرین فرزند، تعداد فرزند، جنس فرزند، تفاوت سنی زن و شوهر، افزایش طول مدت ازدواج، میزان تحصیلات زوجین، مذهب، رضایت همسر، منبع کسب اطلاعات، چگونگی مشاوره در انتخاب روشهای دائمی را مورد بررسی قرار دادهاند(9، 7-5، 3). این نکته را باید همواره مدنظر داشت که مشاوره پیشگیری از بارداری فراتر از ارائه اطلاعات یا پاسخگویی به سؤالات مددجویان است؛ بلکه باید پرسنل بهداشتی عقاید و نگرشهای آنان را دراین زمینه کشف و اصلاح نمایند(11-10،6).
داشتن آگاهی کافی و نگرش مثبت در انتخاب روشهای دائمی حائز اهمیت بیشتری میباشد؛ چرا که دراینصورت احتمال پشیمانی کمتر است(6). اکثر زوجین واجد شرایط مورد مطالعه در کشورهای آسیایی و آفریقایی نسبت به عقیمسازی آگاهی ضعیف و نگرش بینظر دارند. Balaiah آگاهی افراد واجدشرایط را ضعیف و نگرش آنان را بینظر به دست آورد(12).
در مطالعه Al-Calaf نیز آگاهی ضعیف افراد واجد شرایط مشخص شده است(13). در مطالعه Savala افراد انتخاب کننده عقیمسازی (هم زنان و هم مردان) با وجود نگرش مثبت آگاهی ضعیف داشتند(14).
در مطالعه ازگلی در مردان شیراز نیز آگاهی از روشهای تنظیم خانواده کم و سطحی بود(15). افراد واجد شرایط کسانی هستند که با داشتن 2 فرزند این روش را به صورت اختیاری (حداقل سن زنان 20 و مردان 25 و حداکثر سن زنان 45 و مردان 50 سال) انتخاب نمایند و یا بدون در نظر گرفتن سن با داشتن حداقل سه فرزند، و علاقه و رضایت نسبت به عمل و داشتن آگاهی از همة مقاصد عمل عقیمسازی آن را انتخاب نمایند(11).
با توجه به موارد فوق این سئوال مطرح شد که زوجینی که اقدام به عقیمسازی کردهاند دارای چه خصوصیاتی هستند و آیا با نگرش مثبت و آگاهی کافی به این عمل، اقدام کردهاند. در مقام مقایسه زوجینی که بیش از سه فرزند دارند و با وجود مناسب بودن این روش آنرا انتخاب نکردهاند، از نظر خصوصیات مؤثر در انتخاب روش و نیز آگاهی و نگرش چه تفاوتهایی با گروه اول دارند. لذا این تحقیق به منظور مقایسه آگاهی و نگرش و عوامل مرتبط در خصوص عقیمسازی بین زوجین انتخاب کننده عقیمسازی و زوجین واجد شرایط استفاده کننده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری در سال 1381 در همدان انجام گرفت.
مطالعة حاضر به روش توصیفی- تحلیلی در شهر همدان انجام گرفت. در این مطالعه 65 زوج انتخاب کننده عقیمسازی و 65 زوج واجد شرایط عقیمسازی (دارای دو فرزند، حداقل سن زنان 20سال، مردان 25سال و حداکثر سن زنان 45 سال و مردان 50 سال یا بدون درنظر گرفتن سن با داشتن حداقل سه فرزند که بهصورت اختیاری عقیمسازی را انتخاب کنند.) به طور تصادف از مراکز بهداشتی، درمانی شهر همدان انتخاب گردیدند.
سن، سطح سواد، قومیت، محل تولد، شغل، نوع مسکن، تعداد فرزند، سن فرزند، طول مدت ازدواج، علت روش جلوگیری از بارداری، نوع روشهای جلوگیری از بارداری قبلی و نیز اطلاعات مربوط به آگاهی، شامل نحوه عمل بستن لوله در خانمها و آقایان، محل عمل، استفاده از بیحسی یا بیهوشی برای عمل و نیز احتمال بازگشت بارداری و عوارض روش مثل تغییرات قاعدگی، تأثیر روی سایر سیستمهای بدن، تغییر در عملکرد جنسی، احتمال حاملگی، احتیاج به جلوگیری بعد از وازکتومی در آقایان، در پرسشنامه ثبت شد که در صورت ارائه پاسخ صحیح به 75% سوالات در گروه دانش خوب، 74–50% در گروه دانش متوسط و کمتر از 50% در گروه دانش ضعیف دستهبندی شدند. نگرش در قالب 14 گویه از جمله ترس از حاملگی، تغییر در میل جنسی، آرامش خیال به علت دائمی بودن روش، احساس ناکامل بودن، نگرانی از ترک همسر، بروز مشکلات جنسی، نگرانی از آینده فرزندان و احساس گناه از لحاظ مذهبی، با استفاده از تقسیمبندی 5 درجهای لیکرت ( کاملاً موافق، موافق، بینظر و مخالف و کاملاً مخالف) بررسی گردید. در هر گویه به نگرش کاملاً منفی امتیاز یک و به نگرش کاملاً مثبت امتیاز 5 تعلق گرفت. سپس امتیاز 70 – 42 نگرش مثبت (کاملاً مثبت و مثبت) و 42 – 28 نگرش بینظر و کمتر از 28 (کاملاً منفی و منفی) در نظر گرفته شد.
پرسشنامهها از طریق مصاحبه تکمیل شد. پرسشنامه زنان توسط کارشناس ارشد مامایی و در مورد مردان توسط پرسشگر مرد دانشجوی پزشکی (دوره دستیاری) تکمیل شد که هر دو پرسشگر آشنا به روش تحقیق بودند و آموزشهای لازم را دیده بودند و با هر 130 زوج یعنی 130 نفر مرد و 130 نفر زن مصاحبه شد. با رجوع به مراکز بهداشتی و بیمارستانی نمونههای زن به این مطالعه دعوت شدند و جهت دستیابی به مردان در صورتی که انتخابکننده روش وازکتومی بودند با رجوع به بیمارستان مربوطه این امر صورت گرفت و برای مصاحبه از همسران آنها دعوت تلفنی به عمل آمد تا در روزهای معینی در درمانگاه حضور یابند. از سایر مردان نیز دعوت تلفنی (شماره تلفن تماس از طریق همسران آنها در اختیار پرسشگران قرار میگرفت) به عمل آمد تا در روزهای تعیین شده در درمانگاه حضور یابند. سپس مصاحبه برای هر زوج، اما به صورت انفرادی، در یک روز انجام میشد. همسران از سؤالات و پاسخهای یکدیگر اطلاع نداشتند. در صورت عدم شرکت یکی از زوجین در مصاحبه، زوج/ زوجه نیز از نمونهها حذف میشد. کلیه نمونهها جهت همکاری با تحقیق آزاد بودند. فقط 2 زوج اعلام عدم همکاری نمودند که از طرح خارج شدند.
پرسشنامهها به روش اعتبار محتوا ، تعیین اعتبار گردید و پایایی آن به روش دو نیمه کردن انجام شد. که با پایایی 92/0 این ابزار معتبر محسوب شد.
در نهایت اطلاعات طبقهبندی و از آزمونهای آماری t و2 ، آنالیز واریانس و کروسکال والیس برای تحلیل دادهها استفاده شد.
تحقیق روی تعداد 130 زوج (زن و مرد) یا 260 نفر انجام گرفت، که هر گروه شامل 65 زوج بود. میانگین سنی انتخابکنندگان عقیم سازی در خانمها 6/54/33 سال و در آقایان 9/64/36 سال بود. در زوجین استفاده کننده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری میانگین سنی خانمها 8/56/37 سال و آقایان 5/644 سال بود. 2/66% خانمهای انتخابکننده عقیمسازی در گروه سنی 35 –20 سال و 60% خانمهای استفاده کننده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری در گروه سنی بالای 35 سال قرار داشتند. میانگین سن ازدواج در خانمهای انتخاب کننده روش عقیمسازی 2/4 4/17 سال و در خانمهای واجد شرایط عقیمسازی 9/24/16 سال بود. سن ازدواج2/49% از زنان انتخاب کننده عقیمسازی و 4/55% استفادهکننده از سایر روشهای پیشگیری زیر 20 سال بود. میانگین سن ازدواج مردان در گروه انتخابکننده عقیمسازی 9/32/23 سال و در گروه واجد شرایط 2/4 3/23 سال به دست آمد. طول مدت ازدواج زوجین انتخابکننده عقیمسازی 6 6/16 سال و زوجین واجد شرایط 7/58/20 سال بود.
اکثر زوجین هر دو گروه ترک زبان بودند. در گروه انتخاب کننده عقیمسازی 1/43% از زنان و40% مردان دارای تحصیلات ابتدایی یا بیسواد بودند. در گروه استفاده کننده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری، 9/36% زنان و 2/46% مردان تحصیلات ابتدایی داشتند.
9/96% زنان انتخاب کننده عقیمسازی و 2/86% زنان استفاده کننده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری خانهدار بودند و 6/44% مردان انتخاب کننده عقیمسازی و 1/43% مردان استفادهکننده از سایر روشها، کارگر بودند. آزمونهای آماری نشان داد بین سن مردان و زنان، تحصیلات، شغل، قومیت در هر دو گروه تفاوت آماری معنیدار وجود ندارد. اما تفاوت دو گروه از لحاظ طول مدت ازدواج معنیدار بود(01/0=p).
میانگین تعداد فرزند در گروه انتخابکننده عقیمسازی 5/15/3 نفر و در گروه استفاده کننده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری 8/0 1/4 نفر بود که تفاوت دو گروه معنیدار میباشد (01/0= p). در 6/41% زوجین انتخاب کننده عقیمسازی سن آخرین فرزند 5- 2 سال و در 40% زوجین استفادهکننده از سایر روشها ده سال به بالا بود. بین سن آخرین فرزند در دو گروه تفاوت معنیدار وجود داشت (0001/0P<). اکثر افراد دو گروه تعداد فرزند ایدهآل را 2 فرزند میدانستند و تفاوت تعداد فرزند ایدهآل از لحاظ زوجین در دو گروه معنیدار نبود. تفاوت تعداد فرزند موجود و ایدهآل در گروه زوجین واجد شرایط بیشتر از زوجین انتخاب کننده روش عقیمسازی بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار بود (01/0 < P) به طوری که 5/61% زنان انتخابکننده عقیمسازی و 8/73% همسران آنها و 1/81% زنان استفاده کننده از سایر روشها و 8/90% همسران آنها تعداد فرزند موجود را بیشتر از تعداد فرزندان مطلوب میدانستند. آخرین روش پیشگیری از بارداری در زوجین هر دو گروه تفاوت معنیدار آماری نداشت و در اکثر افراد هر دو گروه یعنی 40% زوجین انتخابکننده عقیمسازی و 5/41% زوجین واجد شرایط، قرصهای ضدبارداری بود وعلت ترک روش قبلی در زوجین انتخابکننده عقیمسازی، عوارض جانبی یا عدم اطمینان ذکر شد.
علل انتخاب عقیمسازی در گروه انتخابکننده روش عقیمسازی در جدول شمارة 1 و علل عدم انتخاب عقیمسازی در گروه واجد شرایط در جدول شمارة 2 ذکر شده است.
دلیل پیشگیری از بارداری در زوجین هر دو گروه کافیبودن تعداد فرزند ذکر شده است. 3/52% از زوجین انتخابکننده عقیمسازی آکاهی ضعیف داشتند و 8/50% افراد واجد شرایط استفادهکننده از سایر روشها آگاهی ضعیف داشتند. مقایسه آگاهی زوجین انتخابکننده عقیمسازی و استفادهکننده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری تفاوت معنیدار آماری ندارد. تنها 30% از زوجین انتخابکننده عقیمسازی در مورد میزان احتمال برگشت بارداری پس از عمل و 5/17% از زوجین در مورد زمان رفع خطر حاملگی پس از وازکتومی اطلاع کافی داشتند. 8/13% استفادهکنندهگان از سایر روشها، از احتمال بارداری پس از عقیمسازی آگاهی داشتند و 20% زمان رفع خطر حاملگی پس از وازکتومی را میدانستند.
منبع کسب اطلاعات اکثر زنان، مراکز بهداشتی، درمانی و در مردان، دوستان و آشنایان بود. 5/81% زنان انتخابکننده عقیمسازی و 3/72% زنان استفادهکننده از سایر روشها معتقد بودند که زن و مرد باید بهطور مشترک در مورد تعداد فرزند تصمیمگیری کنند که از لحاظ آماری بین دو گروه اختلاف معنیدار دیده نشد. 2/49% مردان استفاده کننده از سایر روشها 7/27% مردان انتخابکننده عقیمسازی معتقد بودند که مرد باید به تنهایی در مورد تعداد فرزند تصمیمگیری کند که این تفاوت در دوگروه از لحاظ آماری معنیدار بود(01/0< p).
5/78% زوجین انتخاب کننده عقیمسازی نسبت به عقیمسازی، نگرش مثبت و 2/49% زوجین استفادهکننده از سایر روشها نسبت به عقیمسازی نگرش بینظر داشتند. بین نگرش دو گروه تفاوت معنیدار آماری دیده شد(01/0P<).
بین نگرش و سن ازدواج در مردان انتخابکننده عقیمسازی رابطه معنیدار آماری وجود داشت (05/0P<). بین سن ازدواج خانمهای استفاده کننده از سایر روشها (001/0P<) و نگرش آنها نسبت به عقیمسازی نیز ارتباط معنیدار وجود داشت که با افزایش سن ازدواج خانم، تمایل به عقیمسازی کمتر میشود. همچنیـن بین آگاهـی و قـومیت، تحصیـلات، شغل، تعداد فرزندان و منبع کسب اطلاعات در هر گروه اختلاف معنیدار آماری دیده شد (05/0 P<)؛ به طوریکه در قوم فارس، افراد دارای تحصیلات بیشتر، زنان شاغل، مردان کارمند و موارد کسب اطلاعات از پزشک و پرسنل بهداشتی، آگاهی متفاوت بود. اما بین دانش و نگرش و سایر مشخصات دموگرافیک در زوجین واجد شرایط عقیمسازی و انتخابکننده عقیمسازی ارتباط معنیدار دیده نشد.
در مطالعة حاضر بیش از نیمی از خانمها در قبل از 35 سالگی اقدام به عقیمسازی نموده بودند که احتمالاً این امر ناشی از فعالیت مؤثر پرسنل بهداشتی در ترویج روشهای دائمی پیشگیری از بارداری است که مشابه مطالعه Savala در هند (14) میباشد.
نیمـی از زنـان هر دو گـروه قبـل از 20 سالگـی ازدواج کـرده بودند. سن ازداوج همسر مشابه مطالعه ازگلی (1381) در شیراز است که علـت آن احتمالاً بافت فرهنگی حاکم بر منطقه مورد مطالعه میباشد و این سن پائین ازدواج سبب گردیده است که با وجود اینکه اکثر خانمها قبل از 35 سالگی اقدام به عقیمسازی نمودهاند؛ اکثر آنها دارای 4 – 3 فرزند باشند که در مطالعه Savala (14) و Bumpass (16) نیز نتیجه مشابه به دست آمده است. لذا توجه به روشهای مطمئن جلوگیری از بارداری در زوجهای جوان مهم به نظر میرسد.
اکثر افراد هر دو گروه از لحاظ تحصیلات در سطح پایین بودند که مشابه مطالعه Bumpass (16) و مطالعه مرکز بهداشت استان همدان (17) میباشد. در مطالعه ازگلی (15) تحصیلات بیشتر همسران دیپلم بود که علت تفاوت این دو مطالعه در این زمینه این است که نمونههای مورد مطالعه ازگلی در سطح شهر شیراز بررسی شده بود. در حالیکه مطالعه حاضر تنها در مراجعه کنندگان به مراکز بهداشتی و بیمارستانها انجام شد. اکثر زنان هر دو گروه خانهدار و اکثر مردان هر دو گروه کارگر بودند که مشابه مطالعه Balaiah و همکاران میباشد(12).
بالاتر بودن سن آخرین فرزند در گروه استفاده کننده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری پیامد بالاتر بودن سن افراد و طول مدت ازدواج بیشتر آنها میباشد.
در مطالعة حاضر سن آخرین فرزند در حدود نیمی از زوجین انتخابکننده عقیمسازی، کمتر از5 سال بود که در واقع تصمیمگیری در مورد عقیمسازی نزدیک به زایمان بوده است که مشابه مطالعه Bumpass (16) است.
تعداد فرزند موجود در گروه انتخابکننده عقیمسازی نسبت به زوجین استفاده کننده از سایر روشها انتخاب به موقع گروه اول را نشان می دهد که مطالعه Savala (14) و Bumpass (16) نیز مشابه مطالعه حاضر میباشد. با توجه به تفاوت تعداد فرزند موجود و مطلوب در زوجین استفاده کننده از سایر روشها و با وجود بالاتر بودن سن و طول مدت ازدواج در این گروه تمایلی جهت اقدام به عقیمسازی در آنها مشاهده نشد که شاید به دلیل نزدیکی سن خانمها به سن یائسگی بود که مشابه سایر مطالعات میباشد(16 ،14).
در مورد تصمیمگیری و انتخاب روش جلوگیری به نظرمیرسد باور مردسالاری در گروه استفادهکنندگان از سایر روشها بیشتر حاکم بود که مشابه تحقیق مهریار (1376) و ازگلی (1381) در شیراز میباشد(18، 15). همچنین احتمالاً تعدد روشهای پیشگیری زنانه که مطمئن و برگشتناپذیر است سبب گردیده که مردان تمایل داشته باشند همسرانشان از این روشها استفاده کنند. در سایر مطالعات نیز بیان شده است که مردان معتقدند زن و مرد باید مشترکاً در مورد تعداد فرزند تصمیمگیری کنند؛ اما زن به تنهایی باید از روش استفاده کند (14-13،9). گرچه انتخاب عقیمسازی توسط زن یا مرد در بعضی فرهنگها تفاوت فاحش ندارد؛ به طور مثال سالیانه در آمریکا 700 هزار توبکتومی در مقابل 500 هزار وازکتومی صورت میگیرد(6).
در مطالعه حاضر آخرین روش پیشگیری در هر دو گروه قرص بود که مشابه آمار کشوری میباشد(5) که شاید به علت برگشت پذیربودن این روش و منافات نداشتن آن با اعتقادات مذهبی درعین مطمئن بودن باشد.
دلیل پیشگیری از بارداری در هر دو گروه تعداد کافی فرزندان ذکر شد که در دو گروه تفاوت معنیدار آماری دیده نشد. زوجین انتخاب کننده عقیمسازی دلیل انتخاب این روش را دائمیبودن و هزینه کم آن ذکر کردهاند و اکثر زوجین استفادهکننده از سایر روشها از قرص استفاده مینمایند. علت عدم انتخاب عقیمسازی در گروه استفادهکننده از سایر روشها ترس از عوارض آن و سپس مخالفت همسر ذکر شده است. در مطالعه ضیائی (1372) در رشت نیز علت عدم انتخاب عقیمسازی، ترس از جراحی ذکر شده است (11).
در مطالعه حاضر منبع کسب اطلاعات در هر دو گروه به میزان نه چندان قابل قبول از پزشک و پرسنل بهداشتی و بیشتر از طریق دوستان و آشنایان و افـرادی که اقدام به عقیمسازی کردهاند، بود. لـذا تـوصیـه میشـود در آمـوزشهای جامعهنگر از رابطین زن یا حتی رابطین مرد استفاده شود.
در بررسی حاضر آگاهی زوجین انتخابکننده عقیمسازی و استفادهکننده از سایر روشها اکثراً ضعیف بود که مشابه تحقیق محققان دیگر در کشورهای زیمباوه، مالزی، بنگلادش، پاکستان، کامرون و برزیل است(20). این نتیجه به خصوص در گروه انتخابکننده عقیمسازی دور از انتظار بود چرا که افراد در صورت نداشتن اطلاعات کافی در مورد عقیمسازی، روش انجام آن، عوارض احتمالی و دائمی بودن آن، ممکن است پس از عمل در صورت بروز هرگونه مشکل یا عارضهای که مرتبط یا غیرمرتبط با عمل باشد دچار پشیمانی بعداز عمل شده و با در نظرگرفتن احتمال پائین برگشت باروری پس از عمل، این پشیمانی عواقب متعددی را به دنبال داشته باشد(6). در گروه استفاده کننده از سایر روشها نیز به علت ناآگاهی نیاز به آموزش و مشاوره صحیح در زمان مناسب برای انجام عقیمسازی بیش از پیش احساس میشود. با توجه به اینکه افراد این گروه مسنتر هستند و تعداد فرزندان بیشتری دارند ممکن است در این زمان عقیمسازی برای آنان دیر باشـد اما در زمان منـاسب با آموزش و اطلاعرسانـی صحیح امکان انتخاب برای افراد وجود دارد(8).
گـرچـه مکانیسمهایی که از طـریق آن آگاهـی بر رفتـار تاثیر میگذارد مشخص نیست(21) و در مطالعه حاضر مقایسه آگاهی دو گروه تفاوت معنیداری را نشان نداد؛ اما نکته مهم این است که عامل اصلی انتخاب و عدم انتخاب روش عقیمسازی، آگاهی از این روش به عنوان روش دائمی نبود. به طور مثال هرچند برقراری اتصال مجدد لولهها در موارد وازکتومی تا 98% موفقیتآمیز است اما میزان باروری کمتر (79-16%) میباشد که با گذشت زمان کمتر نیز میشود (22). درحالی که جزء اصول اولیه مشاوره صحیح تنظیم خانواده، آگاهی دادن است(6) و نداشتن آگاهی کافی نگرانکننده میباشد.
در مطالعه حاضر در مقایسه نگرش زوجین نسبت به عقیمسازی در دو گروه تفاوت معنیدار دیده شد و زوجین انتخاب کننده عقیمسازی نگرش مثبت نسبت به آن داشتند که شاید این نگرش مثبت باعث اقدام به انجام شـده است. نگـرش مثبـت بـدون پشتـوانه آگاهی ممکن است ثبات کافی نداشته باشد.
به طـور خلاصـه در این مطالعـه مشخص شـد افراد انتخابکننده عقیمسازی با طول مدت ازدواج کمتر، تعداد فرزندان کمتر، با وجود روش پیشگیری مطمئن قبلی به علت ترس از عوارض و اعتقاد به تعداد فرزند کافی موجود با کسب اطلاعات در حد نه چندان مطلوب با دانش ضعیف و نگرش مثبت اقدام به عقیمسازی میکنند که البته از لحاظ تعداد فرزند و زمان انجام روشی مطمئن، مناسب میباشد. در حالی که فقط از آنها میدانند احتمال برگشتناپذیربودن عمل وجود دارد و کمتر از آنان در مورد زمان رفع خطر حاملگی به خصوص پس از وازکتومی اطلاع دارند. با این وجود افراد واجد شرایط نه به دلیل ناآگاهی و نه حتی منافات با اعتقاد مذهبی و نه به دلیل نگرش منفی بلکه بیشتر به دلیل ترس از عوارض آن و مخالفت همسر به این عمل اقدام نمیکنند و این اطلاعات را نه از منابع معتبر بلکه از دوستان و آشنایان به دست آوردهاند. براساس یافتههای حاصل از مطالعه حاضر پیشنهاد میشود پـس از انتخـاب افراد مناسب واجد شرایط، آگاهی لازم به ایشان داده شود تا افرادی که اقدام به عقیمسازی میکنند آگاهانه این عمل را انجام دهند. همچنین لازم است با دادن آگاهی صحیح به افراد واجد شرایط حتی از طریق روشهای آموزش جامعهنگر مثل استفاده از رابطین زن یا حتی مرد فرصت انتخاب آگاهانه در زمان مناسب داده شـود؛ لذا توجه دقیقتر مشاوران به ایـن امر بیش از بیش توصیه میشود.
از سرکار خانم دولتیان و مسئـولین دانشکـده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی شهید بهشتی و نیز مسئولین و پرسنل بیمارستانها و مراکز بهداشت استان همدان که امکان انجام تحقیق را فراهم ساختند نهایت تشکر را داریم.