Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Effect of group counseling program for women on spouse communication regarding family planning in Zahedan health care centers in 2002

Authors
1 Department of Community Health Nursing, Faculty of Nursing & Midwifery, Zahedan University of Medical Sciences, Zahedan, Iran
2 Public Health Department, Faculty of Health, Zahedan Medical Sciences University, Zahedan, Iran
Abstract
Introduction: Couple communication is one of the most important factors for accepitng family planning methods. Women are the principal source of information about fertility regulation for their partners and communication between partners appears to be a prerequisite for the acceptance of contraceptive methods. Different studies and observations have shown that couple communica-tion and family planning coverage are limited due to traditional and cultural concerns in Zahedan city. This study investigates the effect of group counseling with women on spouse communication about family planning. Materials and methods: A quasi-experimental study (before and after) was conducted in Zahedan in 2002. Forty four women )in fertility age) with two or more children who had not used contra-ceptive methods were selected by non- random sampling from 3 urban health centers. After comp-leting questionnaires by researcher about women and their husbands and determination of their educational needs, women were divided into 5 groups (8-9 members) and each group participated in 3 counseling sessions (based on their educational level). One month after intervention, the resu-lts were analysed by questionnaires and check- list forms using Wilcoxon, Mc-nemar and chi-square tests. Results: Wilcoxon test demonstrated that frequency of spouse communication before and after intervention were significantly different (P < 0.00001). Moreover, Chi-square test showed a signifi-sant difference after intervention between use of contraceptive methods and spouse communica-tion about family planning (with P < 0.01 for women and P < 0.05 for their husbands). After inter-vention 43% of cases selected one of the contraceptive methods and Mc-nemar test showed significant difference (P < 0.00001). Conclusion: On the base of study results appropriate counseling for women can improve spouse communication regarding family planning. Therefore, it is suggested that couple communication skills should be reinforced by suing instructional programes.
Keywords

مقدمه

روند رو به رشدجمعیت، اهمیت اجرای برنامه های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده را بیش از پیش خاطر نشان می نماید. تاکنون هرگونه فعالیتی که در جهت تنظیم خانواده صورت گرفته است، بر روی زنان سنین باروری متمرکز شده و به اهمیت نقش مردان توجه اندکی شده است؛ در حالیکه یافته‌ها نشان می‌دهند که بسیاری از مردان نسبت به استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری تمایل دارند، حتی وقتی که خود و همسرشان این روشها را به‌کار نمی‌گیرند. اغلب مردان تمایل دارند که اطلاعات بیشتری دربارة تنظیم خانواده کسب کنند. درگیر کردن مردان در برنامه‌های تنظیم خانواده منجر به افزایش استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری توسط آنان و تشویق زنان جهت به‌کارگیری این روشها و در نهایت بهبود میزان تداوم استفاده می‌شود(1). آنچه در استفاده از روش‌های مختلف بیش از همه اهمیت دارد، تداوم مصرف است و از عوامل مؤثر بر تداوم مصرف، انتخاب روش مناسب مورد علاقه توسط خود زوجین است(2).

بنابراین برنامه‌های تنظیم خانواده باید با تأکید بر ارتباطات بین زوجین باشند(3). ارتباط زوجین به‌عنوان یکی از فاکتورهای مهمی است که میزان به‌کارگیری روش‌های پیشگیری از بارداری را تحت تأثیر قرار می‌دهد(4). در این میان نقش زنان به‌عنوان منبع اطلاع‌رسانی و جلب مشارکت همسران حائز اهمیت است(5). نتایج مطالعه‌ای در چند کشور افریقائی نشان داد که ارتباط ضعیف زوجین یکی از علل اصلی پایین بودن میزان استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری است(6).

کنفرانس جهانی جمعیت و توسعه (قاهره، 1994) تأکید کرده است: «تغییر در آگاهی و نگرش و رفتار مرد و زن هر دو از پیش نیازهای ضروری در دستیابی به شراکت متعادل و هماهنگ میان زن و شوهر است.

از اینرو بهبود ارتباط میان زن و شوهر دربارة موضوعات مربوط به رفتارهای جنسی و بهداشت باروری و شناخت مسئولیت‌های مشترک آنها اهمیت دارد»(7).

بنابراین اهمیت مشارکت مردان از سویی و ارتباط مؤثر همسران برای جلب مشارکت آنها از سوی دیگر بیش از پیش روشن می‌گردد. از طرفی زنان به‌ عنوان مناسبترین افرادی که می‌توانند به همسرانشان در زمینه تنظیم خانواده اطلاعات و آگاهی دهند، بهترین مداخله برای افزایش آگاهی آنها مشاوره می‌باشد(8).

مشاوره بخش حیاتی خدمات تنظیم خانواده به مراجعین کمک می‌کند تا انتخاب آگاهانه‌ای انجام دهند(9). مشاوره رابطه یاری دهنده تخصصی بین دریافت کنندة خدمت و مشاور است که به شناخت بیشتر مراجعین از مشکلات خود و در نهایت تصمیم‌گیری معقول و مناسب منجر می‌شود و در نهایت هدف آن تغییر ارزشها و نگرشها است. در این میان مشاوره گروهی در مقایسه با مشا وره فردی اولاً از نظرزمان و هزینه مقرون به صرفه است؛ ثانیاً اعضای گروه رفتارهایی را در گروه می‌آموزند و به انتقاد از خود و دیگران می‌پردازند؛ ثالثاً عکس‌العمل‌های اعضاء نسبت به یکدیگر درمشاوره گروهی به مراتب بیشتر است و همین امرموجب کسب بینش بیشتر می‌شود‍)10).

براساس نتایج یک تحقیق در زاهدان در زمینه بررسی ارتباط زوجین در مورد تنظیم خانواده مشخص گردید که در حاشیه شهر و در میان گروه‌های اهل سنت تصمیم گیرنده اصلی در این زمینه مردان می‌باشند. همچنین تعداد دفعات ارتباط زوجین محدود گزارش شده است(11). با استناد به نتایج این پژوهش و با توجه به آمارهای مربوط به شاخص‌های بهداشتی و جمعیتی شهرستان زاهدان که درصد پوشش تنظیم خانواده را طی سال1381 نزدیک به 50% اعلام نموده است، اهمیت توجه بیشتر به این مقوله بهداشتی در شهر زاهدان و بررسی علل و ارائه راهکارهای مناسب بیش از پیش روشن گردید. لذا با توجه به موارد فوق، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیرمشاوره گروهی بازنان بر وضعیت برقراری ارتباط با همسرانشان در زمینه تنظیم خانواده انجام گردید.

مواد و روشها

این تحقیق از نوع مطالعات نیمه تجربی (قبل وبعد) می‌باشد که در سال 1381 در سه مرکز بهداشتی- درمانی شهر زاهدان انجام شد. زنان مورد مطالعه در سنین باروری و حداقل دارای دو فرزند بوده و از هیچ روش پیشگیری ازبارداری استفاده نمی‌کردند و از نظر سطح تحصیلات در محدوده بیسواد تا حداکثر سوم راهنمائی بودند. این افراد جهت مراقبت اطفال زیر 5 سال خود به این مراکز مراجعه می‌نمودند. نمونه‌گیری به روش غیرتصادفی انجام و تعداد نمونه‌ها بر اساس اطمینان 95% و توان آزمون 80% محاسبه شد. براین اساس تعداد 44 نفر از زنان پس ازتکمیل پرسشنامه‌های مربوطه توسط پژوهشگر به روش مصاحبه از آنان و همسر آنها، درقالب 5 گروه 9-8 نفره تقسیم‌بندی شدند و در تقسیم‌بندی به یکسان بودن سطح تحصیلات و تعداد نمونه‌ها در هر رده سنی ( دو گروه شامل افراد بیسواد، دو گروه دارای تحصیلات ابتدائی و یک گروه افراد با تحصیلات سوم راهنمائی) توجه شد. سپس نمونه‌ها در کلاس‌های مشاوره گروهی، به ‌صورت 3 جلسه 2 ساعته طی مدت 2 هفته شرکت نمودند. اطلاعات مورد نیاز فقط توسط پژوهشگر و از طریق پرسشنامه (به روش مصاحبه) از خانم‌های شرکت کننده در مطالعه و همسر آنها قبل و بعد از مداخله جمع‌آوری گردید. پرسشنامه مزبور شامل 15سئوال اطلاعات دموگرافیک و 11 سئوال در خصوص وضعیت ارتباط زوجین درزمینه تنظیم خانواده ومنابع کسب اطلاعات آنها بود. چگونگی ارتباط زوجین با سئوالاتی نظیر " آیا شما و همسرتان در زمینه تنظیم خانواده با یکدیگر بحث و گفتکو می‌کنید؟"، " فرد آغازکننده گفتگو معمولاً چه کسی است؟" مورد بررسی قرار گرفت، دفعات بحث و گفتگو، رسیدن به تصمیم مشترک درمورد فاصله‌گذاری میان فرزندان و به‌کارگیری روش‌های تنظیم خانواده و در صورت منفی بودن پاسخ سئوال نخست، دلایل عدم بحث و گفتگو بررسی شد. جهت تعیین روایی ابزار از روش اعتبار محتوی و برای تعیین پایائی آن ازروش آزمون مجدد استفاده و با 93%=r پایائی آن تأیید شد.

هدف از برگزاری جلسات مشاوره، ارائه آگاهی و اطلاعات درمورد روش‌های پیشگیری ازبارداری وبحث پیرامون راه‌های برقراری ارتباط مؤثر میان زوجین درزمینة تنظیم خانواده و اهمیت این ارتباط در انتخاب روش وتداوم استفاده از آنها ومشارکت بیشتر اعضاء در بحث و ارائه راه حل توسط خود نمونه‌ها بود.

در ابتدای هر جلسه با پرسیدن سوالاتی، محتوای هر جلسه بسته به نیاز گروه آموزشی انتخاب و ارائه می‌گردید. در زمینه افزایش مهارت‌های ارتباطی زنان با همسران، مباحثی از قبیل چگونگی شروع بحث و به‌کارگیری جملات مناسب، زمان مناسب، نحوه پاسخگوئی به عکس‌العمل همسران و استفاده از تجارب مثبت قبلی، به صورت بحث و تبادل نظر مطرح گردید. همچنین درآغاز هرجلسه نظرات همسران در مورد مباحث جلسه قبل که توسط زنان به آنان انتقال داده می‌شد مورد بحث وبررسی قرارگرفت و راهکارهایی جهت تغییر نگرش مردان و برقراری ارتباط موثرتر اتخاذ می‌گردید و در پایان جلسه، جزوة آموزشی هم برای مطالعة بیشتر در اختیار زنان و همسران آنها قرار گرفت.

یک ماه پس از زمان پایان مداخله، ارزشیابی مجدد به وسیله پرسشنامه از نمونه‌های مورد پژوهش و همسران آنها صورت گرفت. همچنین با مراجعه به مراکز بهداشتی- درمانی مربوطه، پرونده‌های بهداشتی آنان از نظر به‌کارگیری یا عدم به‌کارگیری روش‌های پیشگیری به وسیله چک لیست مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله آزمون‌های Mc nemar، 2و Wilcoxon‌ (05/0α=) و توسط نرم‌افزارSPSS انجام‌گردید.

نتایج

اکثریت زنان مورد مطالعه (5/70%) در محدوده سنی30-20 سال و بیشترین تعداد مردان (59%) در محدوده سنی 40-30 سال بودند. میانگین سنی زنان 4/5±1/29 سال و میانگین سنی مردان 4/6±2/37 سال به‌دست آمد. 73% خانم‌های شرکت کننده در مطالعه و همسران آنها اهل تسنن و بلوچ بودند. از نظر سطح تحصیلات 5/38% زنان و 5/20% مردان بی‌سواد، 41% زنان و 50% مردان دارای تحصیلات ابتدائی، 5/20% زنان و 5/20% مردان سوم راهنمائی و 9% مردان دیپلمه بودند. 84% مردان تک همسر بودند. میانگین تعداد فرزندان پسر 25/1±9/1، میانگین تعداد فرزندان دختر 08/1±72/1 و میانگین سن آخرین فرزند خانواده‌ها نیز 87/2±35/2 سال بود. از نظر شغل تمامی خانمها خانه‌دار بودند. 4/45% مردان دارای شغل آزاد و 3/2% بازنشسته یا بیکار بودند. از نظر سطح درآمد، 45% مردان به‌طور متوسط 100-80 هزار تومان درآمد داشتند و فقط 7% بالاتر از 130 هزار تومان درآمد ماهیانه داشتند. لذا با توجه به سطح درآمد، تحصیلات و شغل می‌توان گفت که اکثر نمونه‌ها و همسران آنها از طبقه اجتماعی پائینی بودند.

طبق جدول شماره 1، قبل از مداخله اکثرزنان (5/54%) و اکثر مردان (5/54%) هیچگاه با همسر خود در مورد تنظیم خانواده گفتگو نمی‌کردند. ولی پس از مداخله همه خانم‌های شرکت کننده در پژوهش و همسران آنها حداقل یکبار در مورد تنظیم خانواده گفتگو کرده بودند. آزمون آماری Wilcoxon اختلاف آماری معنی‌داری را قبل و بعد از مداخله نشان داد(00001/0< P).

جدول شماره 2 نشان می‌دهد که قبل از مداخله 27% و پس از مداخله %50 زنان، آغاز کننده بحث و گفتگو در زمینه تنظیم خانواده بودند و میزان گفتگوی دو طرفه زوجین از 16% (قبل از مداخله) به 7/47% (بعد از مداخله) افزایش یافت. آزمون Wilcoxon‌ تفاوت آماری معنی‌داری را نشان ‌داد(0001/0< P). مطابق جدول شماره3، قبل از مداخله اکثر زنان (5/62%) عدم تمایل همسر و اکثر مردان (5/37%) عدم تمایل شخصی را به‌عنوان مهمترین دلیل عدم تبادل نظر و بحث در مورد تنظیم خانواده عنوان نمودند.

همچنین آزمون 2با 05/0< P در مورد زنان و 01/0< P در مورد مردان نشان داد که بعد از مداخله، ارتباط معنی‌داری میان به‌کارگیری روش‌های پیشگیری از بارداری و میزان ارتباط زوجین در مورد تنظیم خانواده وجود داشت.

پس از مداخله %43 زوجین از یکی از روش‌های پیشگیری از بارداری استفاده می‌کردند و آزمون Mcnemar با 00001/0P< تفاوت آماری معنی‌داری را قبل و بعد از مداخله نشان ‌داد. که از این میان قرص و آمپول‌های ضد بارداری هر کدام با 5/31% بیشترین روش و روش‌های دائمی (%5 وازکتومی و %5 توبکتومی و کاندوم با %5/10) کمترین روش مورد استفاده زوجین بودند.

قبل از مداخله بیشترین منبع کسب اطلاعات در زمینه تنظیم خانواده در میان زنان، مراکز بهداشتی- درمانی (5/52%) و کمترین آن رسانه های گروهی و کتب (5/2%) بود ولی بعد از مداخله مراکز بهداشتی- درمانی (89%) بیشترین نقش را به‌عهده داشتند و در میان مردان، قبل از مداخله اطرافیان (5/79%) و بعد از مداخله همسران آنها (5/79%) بیشترین منبع کسب اطلاعات بودند ( به واسطه انجام مداخله).

بحث

بخش عمده برنامه‌های تنظیم خانواده توجه خود را به زنان معطوف می‌دارند. این رفتار به‌خصوص در جوامعی که غلبه تصمیم گیری با مردان است، بر میزان استفاده از وسائل پیشگیری از بارداری تأثیر مستقیم دارد. بنا به گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل متحد تنها نزدیک به یک سوم مردان کشورهای جهان سوم، تنظیم خانواده را مسئولیت مشترک زن و مرد می‌دانند و دو سوم بقیه آنرا از اختیارات مرد می‌دانند؛ در حالی که اگر استراتژی فرهنگ ارتباطات میان زوجین به عنوان یکی از اجزای تنظیم خانواده- برای به‌کارگیری روش‌های پیشگیری گسترش یابد، نتایج مثبت قابل توجهی را به دنبال خواهد داشت(4،7).

براساس نتایج این مطالعه بعد از مداخله ارتباط مؤثر میان زوجین در زمینه تنظیم خانواده و به‌کارگیری روش‌های پیشگیری از بارداری به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت. به این ترتیب که بعد از مداخله، زنان بیشترین نقش را در اطلاع‌رسانی به همسر خود به‌عهده داشتند. از آنجائی که طبق نتایج، مراکز بهداشتی- درمانی مهمترین منبع اطلاع‌رسانی برای زنان به‌شمار می‌روند، لذا اتخاذ روش مناسب برای اطلاع‌رسانی به زنان در مورد تنظیم خانواده و جهت گیری به سمت انجام مشاوره‌های مناسب ضرورت دارد.

براساس نتایج تحقیقی در آموزش منسجم و مداوم 3 ماهه در یکی از مناطق این کشور در مورد وازکتـومـی میـزان پـذیرش ایـن روش پیشگیـری را 12 برابر افزایش داد(2).

تحقیـق تـوصیفی Best در امریکا نشان داد که خانواده، دوستان و همسایه‌ها، رسانه‌های گروهی یا سیستم‌های اطلاع رسانی، نمونه‌های روشنی از شبکه اجتماعی محسوب می‌شوند و ارتباط با این شبکه‌های اجتماعی می‌تواند تصمیم گیری جهت استفاده از روش‌های پیشگیری را از دو طریق تحت تأثیر قرار دهد: نخست از طریق انتشار اطلاعات و دوم از طریق تأثیرگذاری بر رفتار و این ارتباطات نه تنها منجر به افزایش آگاهی و دانش در مورد روشها می‌شوند بلکه بر روی نگرش افراد نیز تأثیر می‌گذارند(12)؛ درحالیکه پژوهش حاضر نقش ضعیف رسانه‌های گروهی را در جهت اطلاع‌رسانی به افراد تحت مطالعه، نشان می‌دهد.

با توجه به اینکه رادیو و تلویزیون مهمترین رسانه جمعی به‌شمار می‌روند و تمامی افراد با سطوح اجتماعی و تحصیلاتی مختلف از آن بهره می‌گیرند، لذا تأثیر شگرف رسانه‌های گروهی در گسترش اطلاع‌رسانی نباید به دست فراموشی سپرده شود. لذا پیشنهاد می‌شود که در برنامه‌های تلویزیونی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم توجه مردم و مسئولین به اهمیت و جایگاه مسئله تنظیم خانواده معطوف شود.

بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد (KAP) زنان و مردان در مورد تنظیم خانواده یکی از اصول اساسی برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های تنظیم خانواده می‌باشد. نتایج تحقیقی در هندوستان نشان داد که نه تنها مردان در مورد فاصله‌گذاری بین تولدها درک ضعیفی داشتند، بلکه حتی برای بهبود آگاهی و پذیرش روش‌های پیشگیری یا برقراری ارتباط مناسب با همسرانشان هم پیشقدم نمی‌شدند(13). در فلسطین بررسی KAP زنان نشان داد که بسیاری از آنان تمایل به استفاده از روش‌های پیشگیری دارند، ولیکن اکثر آنان به دلیل کمبود آگاهی یا مخالفت همسران آنها از روش‌های پیشگیری استفاده نمی‌کنند(14). بطور کلی اغلب نگرش زنان در مورد تنظیم خانواده بهتر و مناسبتر از مردان است.(15) یافته‌های این تحقیق نیز مؤید این مطلب است که قبل از مداخله، میزان علاقه و تمایل زنان برای استفاده از روشها بیشتر از مردان بود؛ چرا که زنان تمایل بیشتری برای بحث و گفتگو داشتند و اغلب آغاز کننده گفتگو بودند. ولیکن به‌خاطر عدم تمایل همسر آنها روش‌های پیشگیری را به‌کار نمی‌گرفتند. ارتباطات میان زوجین بعد از مداخله نسبت به قبل افزایش معنی‌داری داشت که بیانگر تأثیر مثبت مشاوره بر میزان ارتباطات زوجین در زمینه تنظیم خانواده می‌باشد و به نوعی نشان دهنده افزایش مشارکت مردان در تنظیم خانواده است. نتایج تحقیقات دیگر هم این مسئله را تأیید می‌کنند که بحث در مورد روش‌های تنظیم خانواده میان زوجین و آموزش بیشتر زنان، پیش نیاز اصلی توافق میان زوجین می‌باشد(16).

نکتـه‌ای که بسیار حائـز اهمیت اسـت این است که میـان به‌کارگیری روش‌های پیشگیری از بارداری و میزان ارتباط و تبادل نظر زوجین در این زمینه ارتباط مستقیمی وجود دارد. همواره زنان در مورد نقش ارتباط و تصمیم‌گیری مشترک در این زمینه آگاهی بیشتری دارند. لذا برای استفاده بهینه از سرویس‌های ارائه کننده خدمات تنظیم خانواده، حمایت در سه سطح اجتماعی، خانوادگی و همسر مورد نیاز است و این سطوح به‌خصوص ارتباط میان همسران باید از طریق اطلاع‌رسانی، آموزش و ارتباطات ارتقاء یابند(4،17،18). به‌طور کلی زمانی که مردان در برنامه‌های تنظیم خانواده درگیر می‌شوند و همسرنشان را حمایت می‌کنند، میزان استفاده از روشها افزایش می‌یابد(19).

نتایج تحقیقی در اوگاندا، با هدف تعیین عوامل مؤثر بر به‌کارگیری روش‌های پیشگیری از بارداری، تأثیر مثبت بحث گروهی با زنان و مردانی که از روش‌های پیشگیری از بارداری استفاده نمی‌کردند، را نشان داد. بعد از مداخله درصد استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری توسط زنان از 11% به 20% و در مردان استفاده از کاندوم از 15% به 17% افزایش یافت(20). در تحقیق حاضر نیز میزان به‌کارگیری روش‌های پیشگیری بعد از مداخله به43% افزایش یافت و همچنین درصد استفاده از روش‌های پیشگیری در میان زنان سیر افزایش بیشتری نسبت به مردان داشت. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که اغلب زنان برای به‌کارگیری روش‌هـای پیشگیری تمایل بیشتری به صحبت کردن با همسر خود دارند و این احتمال بیشتر است که زنان با صحبت کردن بیشتر بتوانند همکاری همسر خود را برای استفاده از روش‌های تنظیم خانواده جلب کنند (21). نتایج این تحقیق نیز مؤید موضوع است که هم قبل و هم بعد از مداخله، زنان آغاز کننده اصلی صحبت بودند و مردان که قبل از مداخله بندرت در این زمینه گفتگو می‌کردند؛ در حالیکه بعد از مداخله مشارکت بییشتری در زمینة برقراری ارتباط با همسر خود داشتند. بنابراین فراهم کردن تسهیلات بیشتر درجهت گسترش ارتباطات میان زوجین در زمینه بهداشت باروری و تنظیم خانواده، نتایج مفیدی به دنبال خواهد داشت(22).

با وجود موانع و نگرش‌های منفی در مورد روش‌های پیشگیری از بارداری در میان همسران زنان مورد مطالعه، نتایج این تحقیق تأثیر مثبت مشاوره با زنان را بر بهبود وضعیت ارتباط میان زوجین در زمینه تنظیم خانواده نشان می‌دهد. لذا پرسنل بهداشتی می‌توانند با اجرای برنامه‌های مشاوره با زنان و آموزش راه‌های برقراری ارتباط با همسران آنها و با نگاهی دوباره به شیـوه‌هـای آمـوزشـی در جامعـه، در جهت افـزایش مشارکت مردان در تنظیم خانواده گام مهمی بردارند.

تشکر و قدردانی

از مسئولین محترم مرکز بهداشت زاهدان و مراکز بهداشتی- درمانی سید الشهداء، ابوذر غفاری و امام حسن مجتبی (ع) که با حمایت خود امکان انجام پژوهش را فراهم کردند، تشکر و قدردانی می‌شود.

  1. Population reports. Focus on men as well as women. Published by the population program,cen- ter for communication program, The Johns Hop-kins school of public health.1996;24(1).
  2. زنجانــی حبیـب الله، میــرزائی محمــد. جمعیت، توسعه و بهداشت باروری، چاپ دوم، بشری، تهران 1379، صفحات: 85-80.
  3. Population reports. Emphasize communiction. Published by the population information program. Center for communication program, The Johns Hopkins school of public health.1996;24(1).
  4. Kimuna S.R.,Adamchak D.J. Gender rela-tions: decisions in Kenya. J Biosoc Sci.2001;33(1):13-3.
  5. Bawah A.A. Spousal communication and family planning behavior Navrongo:a longitudinal assessment. Stud Fam Plann.2002;33(2):185-94.
  6. شادپور کامل. مشارکت مردان در بهداشت باروری. چاپ اول، انجمن تنظیم خانواده ، تهران 1379، صفحات:12-11.
  7. شجاعی تهرانی حسین، سجادی فردآذر فربد. جمعیت و تنظیم خانواده و بهداشت باروری. چاپ اول، جهاد دانشگاهی، تهران1377، صفحات:64-60.
  8. دوبورد روبرت. مهارت‌های مشاوره‌ای. مترجم: یوسف اردبیلی. چاپ اول، مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران 1371، صفحات:10.
  9. شفیع‌آبادی عبدالله. فنون و روش‌های مشاوره. چاپ اول، رز، تهران 1376، صفحات:23-16.
  10. رخشانی فاطمه، انصاری‌مقدم علیرضا. نقش ارتباطات زوجین در تصمیم‌گیری تنظیم خانواده در شهر زاهدان. مجله پژوهشی حکیم، دوره چهارم، شماره3، پائیز 1380، صفحات: 205-201.
  11. Best K. Social contacts influence method use. Network.1999:12-15.
  12. Balaiah D.,Nahk R.C.,Ghule M., Hazari K.T. Contraceptive knowledge, attitude and pract-ice of men in rural Maharashtra. Adv Contracept. 1999;15:217-234.
  13. Donati S., Hamam R., Medda E. Fam plann KAP survey in Gaza. Soc Sci Med.2000;50(1): 841-849.
  14. Thomas M.D., Thomas P.J., Garland F.C. Contraceptive use and attitudes toward family pla-nning in Navy enlisted women and men. J Fam Welf.2000;31(2):122-125.
  15. Becker S., Costenbader E. Husbands and wiv-es reports of contraceptive use. Stud Fam Plann. 2001;32(2):111-129.
  16. Azimi Y.N., Atiya A.S. Husband-wife comm-unication and family planning practices among Malay married couples in Mukim Rusila, Tereng-ganu. Med J Malaysia.2003;58(2):218-28.
  17. Gupta V.M., Jain R., Sen P. Study of inters-pouse communication and adoption of family pla-nning and immunization services in a rural block of Varanasi District. Indian J Public Health. 2001;45(4):110-5.
  18. Kamal N. The influence of husbands on contr-aceptive use by Bangladeshi women. Health Policy Plan.2000;15(1):43-51.
  19. Lutalo T., Kidugavu M.,Wawer M., Serwadda D., Schwabzabin L. Trends and determinants of contraceptive use in Rakai district, Uganda.1995-98. Stud Fam Plann.2000;31(3):217-227.
  20. Mukherjee B.N. Marital decision– making and family planning. J Fam Welfare.1998:21(3): 77-85.
  21. Saleem S.,Isa M.A. Facilitating interspousal communication for birth spacing: a feasibility stu-dy of Pakistani couples for policy implications. J Pak Med Assoc. 2004; 54(4):182-6.
  22. DeRose I.F., Dodoo F.N., Ezeh A.C., Ow-uor T.O. Does discussion of family planning improve knowledge of partner's attitude toward contracep-tives?. Int Fam Plan Perspect.2004;30(2):87-93.