سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) شایعترین اختلال اندوکرین در زنان و علت ناباروری به دلیل عدم تخمکگذاری است (2،1). این بیماری ناهمگون در یک سر طیف با تظاهرات مورفولوژی تخمدان پلیکیستیک در سونوگرافی لگنی مشخص میگردد و در انتهای دیگر طیف علائمی چون چاقی، هیپرآندروژنیسم، اختلال سیکل قاعدگی و ناباروری به طور منفرد یا توأم بروز مینماید. اختلالات متابولیکی از جمله افزایش سطح سرمی هورمونهای LH، تستوسترون، انسولین و پرولاکتین در این بیماری شایع است و سلامت زنان مبتلا به PCOS را در طولانی مدت تحت تأثیر عمیق خود قرار میدهد. تظاهرات این سندرم در هنگام بلوغ بروز نموده و تصور میشود که با افزایش وزن در هنگام بلوغ در ارتباط باشد (3).
از ابتدای دهه 1980مشخص گردید که PCOS با چاقی، عدم تحمل گلوکز و علائم بیوشیمیایی افزایش سطح انسولین توأم میباشد (4). مطالعات نشان داد که حداقل در 50% از زنان مبتلا به PCOS و بدون ارتباط به چاقی آنها، مقاومت به انسولین وجود دارد (5). شیوع واقعی چاقی در PCOS هنوز تعیین نشده و احتمالاً تحت تأثیر تنوع نژادی است. با این وجود 50% از زنان مبتلا به PCOS چاق هستند که حدود 20% از این زنان چاق در سن 40 سالگی دچار عدم تحمل به گلوکز یا دیابت شیرین تیپ II میشوند. مقاومت به انسولین به عنوان یک فاکتور خطر عمده در ایجاد دیابت شیرین نوعII را در زنان PCOS، 15% در مقایسه با 3/2% شیوع در گروه کنترل گزارش کردهاند (6).
افزایش همزمان هورمونهای آندروژنی و انسولین در این سندرم به اثبات رسیده است ولی رابطه علت و معلولی بین این دو عامل باید مشخص گردد. هیپرآندروژنیسم فقط به صـورت یک عامـل موثر در مقاومت به انسولین در زنان PCOSدخالت کرده و علت اصلی بیماری نیست و نمیتوان مقاومت به انسولین را بهطور کامل در این گروه از زنان توجیه کرد. ولی انسولین به طور مستقیم تولید و ترشح هورمونهای آندروژنی را تعدیل مینماید.
در بیماران PCOS فعالیت بیش از حد سلولهای بتا و تولید انسولین پس از تحریک گلوکز گزارش شده است. هیپرانسولینمی ناشتا در زنان چاق مبتلا به PCOS مشاهده میگردد که بخشی از آن ثانویه به افزایش ترشح سطح پایه انسولین است (7). افزایش فعالیت سلولهای بتا در زنان چاق شدیدتر میباشد. با افزایش سن، سلولهای بتا دچار نارسایی میشوند و عملکرد خود را از دست داده و منجر به عدم تحمل به گلوکز و در نتیجه دیابت میشود. بدین ترتیب میتوان دیابت را در زنان مسنتر مبتلا به PCOS به طور کامل توجیه کرد (8).
داروهایی که سطح انسولین را پایین میآورند با افزایش حساسیت به انسولین یک روش درمانی جدید را در درمان PCOS فراهم آوردهاند. داروهای حساس کننده انسولین مانند متفورمین، گلوکونئوژنز کبدی را مهار کرده و سطح انسولین در گردش خون را کاهش میدهند. مصرف این داروها در PCOS، سطح آندروژن را کاهش داده و موجب برگشت قاعدگی میشود. متفورمین اثر انسولین را بهبود میبخشد و سطح آندروژنها را در زنان مبتلا به PCOS کاهش میدهد (10،9). این دارو از دسته بیگوانیدها است که معمولاً به خوبی تحمل میشود؛ ولی گاهی اوقات اختلالات گوارشی بروز مینماید. اگر چه این عوارض خفیف بوده و با مصرف دارو همراه با غذا برطرف میشوند، اما ممکن است به کاهش موقت مقدار مصرف بیانجامد. سایر عوارض این دارو اسیدوزلاکتیک و کاهش قند خون میباشد. برخی بر این اعتقاد هستند که اثرات مفید متفورمین با اثرات ناشی از کاهش وزن توام بوده و به سختی میتوان اثر کاهش وزن بر روی بهبود بیماری را از تأثیر درمان طبی افتراق داد (12، 11).
Moghetti نتایج مصرف طولانی مدت متفورمین (6 ماه) به میزان mg500، سه بار در روز را در زنان چاق مبتلا به PCOS (kg/m200/1±0/30=(BMI دارای رژیم غذایی معمول مورد ارزیابی قرار داد. پس از این رژیم درمانی، اختلالات قاعدگی در حدود50% از موارد به طور کامل برطرف گردید. در زنانی که متفورمین مصرف کرده بودند، سطح پلاسمایی انسولین کاهش و حساسیت به انسولین افزایش یافته بود. هیپرآندروژنیسم تخمدانی نیز کاهش یافت که این مساله با کاهش واضح و محسوس تستوسترون آزاد سرمی پس از تست تحریک نمایان شد. در بیمارانی که پس از درمان، سیکلهای قاعدگی طبیعی پیدا کردند،80% سیکلها همراه با تخمکگذاری بود. این در حالی است که فقط تغییرات بسیار خفیفی در نمایة توده بدنی (BMI) مشاهده شد. در نتیجه متفورمین بدون هیچ ارتباطی با تغییر وزن، موجب کاهش هیپرانسولینمی و بهبودی چشمگیر در اختلالات قاعدگی و برگشت تخمکگذاری در تعداد کثیری از بیماران میگردد (13).
بیماران مبتلا به PCOS جمعیت همگونی نیستند و اختلافات زیاد و احتمالاً تفاوتهای ژنتیکی نیز با یکدیگر دارند. متفورمین در موارد مقاومت به انسولین در برخی از نژادهای خاص از جمله زنان ونزوئلا و فنلاند مؤثر میباشد؛ ولی تأثیری بر روی جمعیت مورد مطالعه در زنان ترکیه و آمریکا نداشته است. بیماران ممکن است مقاومت به انسولین داشته یا نداشته باشند (14). با توجه به اینکه مطالعات قبلی بیشتر در بیماران مبتلا به ناباروری (تحریک تخمکگذاری) بوده است و مطالعات انجام شده در مورد اثرات متفورمین در دختران مجرد بسیار کم مـیباشد، در مطالعه حاضر اثر متفورمین بر دختران مجرد مبتلا به PCOS مراجعهکننده به بیمارستان شهید یحیی نژاد بابل بررسی گردید.
این بررسی طی فروردین سال 1380 تا فروردین 1381 انجام شد. 36 دختر مجرد مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک تحت درمان با متفورمین قرار گرفتند. این بیماران به درمانگاه زنان و مامائی بیمارستان شهید یحیینژاد دانشگاه علوم پزشکی بابل مراجعه کرده بودند. شرایط ورود به مطالعه وجود 3 اختلال از میان 4 متغیر اختلالات قاعدگی (الیگومنوره، آمنوره، پلیمنوره)، چاقی، هیرسوتیسم و آکنه، نسبت LH به FSH بیشتر از 3 بود.
بهعلاوه تأیید تخمدان پلیکیستیک در سونوگرافی شکمی تمامی بیماران (وجود بیش از 10 فولیکول و افزایش استرومای تخمدان) الزامی بود. تمامی سونوگرافیها توسط یک پزشک متخصص زنان و توسط یک دستگاه (ALOKA 500, Japan) با پروپ 5MHZ انجام شد. براساس معیارهایFerriman- Gall Way وجود هیرسوتیسم در 9 منطقه در بدن مورد بررسی و بر اساس معیارهای بدون هیرسوتیسم (0)، حداقل هیرسوتیسم (1)، هیرسوتیسم متوسط (2)، هیرسوتیسم زیاد (3) و هیرسوتیم بسیار واضح و شدید (4) طبقهبندی شد. قد، وزن و دور کمر بیماران قبل و بعد از درمان محاسبه و ثبت گردید. پس از محاسبه شاخص توده بدن (BMI) (شاخص Quetelet) (1)، BMI کمتر از kg/m225 طبیعی و BMI، kg/m29/29- 25 معادل اضافه وزن، BMI بیشتر از kg/m230 معادل چاقی در نظر گرفته شد. در مورد وضعیت سیکلهای قاعدگی در صورت طول سیکل 21 تا 35 روزه و خونریزی کمتر از 7 روز سیکل طبیعی در نظر گرفته شد. الیگومنوره به قاعدگیهای با فواصل نامنظم و طول مدت خونریزی متغیر و مقدار خونریزی خیلی کم و پلیمنوره به قاعدگیهای با فواصل منظم با طول مدت خونریزی متغیر و مقدار خونریزی طبیعی اطلاق گردید. به بیماران دارای قاعدگی قبلی طبیعی در صورت فقدان قاعدگی به مدت 3 دوره یا 6 ماه قاعدگی طبیعی، آمنوره اطلاق گردید. آزمایشات بیوشیمی شامل FBS، GTT دو ساعته ،Fasting Insulin، TG، Chl، HDL،LDL و آزمایشات هورمونی قبل از درمان در اوایل سیکل (فاز فولیکولار) شامل FSH ،LH، DHEA، Testostrone،17 OH Progesterone و Estradiol به روش رادیوایمنواسی (RIA) انجام شد. جهت تعیین تأثیر این دارو روی پارامترهای هورمونی و بیوشیمی و تغییرات کلینیکی، مجدداً 6 ماه پس از درمان با متفورمین آزمایشات فوق تکرار گردید. کلیه آزمایشات در یک آزمایشگاه و با یک کیت انجام شد. قبل از درمان بیماران از نظر مشکلات کلیوی و کبدی بررسی شدند و در صورت وجود نتایج آزمایشات طبیعی، دارو برای بیمار شروع گردید. جهت جلوگیری از بروز عوارض متفورمین، مجدداً سه ماه بعد از شروع درمان آزمایشات کبدی و کلیوی تکرار شد و در صورت غیرطبیعی بودن آزمایشات درمان قطع گردید. قبل از شروع درمان، کلیه عوارض دارو و همچنین مدت درمان برای بیماران توضیح داده شد و از بیماران رضایتنامه کتبی دریافت گردید. این بیماران تحت درمان قرص متفورمین (Canada، Apotex ) با دوز mg500 سه بار در روز قرار گرفتند. جهت جلوگیری از بروز عوارض دارو هفته اول روزی یک قرص، هفته دوم روزی 2 قرص و از هفته سوم به بعد روزی 3 قرص جهت بیماران تجویز گردید. بیمارانی که طی مدت درمان از داروی دیگری برای بیماری خود استفاده میکردند (مانند OCP) یا روش زندگی و تغذیه خود را تغییر میدادند (بهطور مثال رژیم غذایی جهت کاهش وزن) از مطالعه حذف شدند. با استفاده از روش مطالعه مداخلهای از نوع کارآزمایی بالینی بدون کنترل بیرونی از پلاسبو و گروه کنترل استفاده نشد و بیماران کنترل خودشان قبل و پس از درمان قرار گرفتند. روشهای آماری مورد استفاده در این مطالعه Paired t-test، Mc Nemar بود. اطلاعات از طریق کدهای داده شده و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
در طول درمان 6 بیمار به دلایل مختلف (2 بیمار به علت تهوع و استفراغ و عدم تحمل دارو و 2 بیمار به علت استفاده همزمان از OCP و 2 بیمار به علت عدم مراجعه مرتب و استفاده صحیح دارو) از مطالعه حذف شدند و مطالعه کامل و آزمایشات هورمونی بر روی 30 بیمار انجام گرفت. افراد شرکت کننده در این مطالعه در محدوده 15 الی 29 سال با میانگین سنی 06/45/22 سال بودند و میانگین قد آنها cm 77 /336 /163 بود. هـمـچنین میانگیـن دور کـمر بیمـاران قبل از درمـان cm26/1363/85 و بعد از درمان cm45/1284 و متوسط تغییرات آن cm 2/1811/1 (003/0p=) بود. میانگین وزن آنها قبل از درمان kg 82/1156/73 و بعد از درمان kg22/1113/71 و متوسط تغییرات آن kg 3/1647/2 (004/0p=) بود. میانگین BMI آنها قبل از درمان kg/m239/451/27 و بعد از درمان kg/m212/462/26 و متوسط تغییرات آن kg/m2 03/1 89/0(006/0p=) بود. قبل از درمان 3/33% از بیماران وزن طبیعی و 40% اضافه وزن و 6/26% از بیماران چاق بودند. بعد از درمان 40% وزن طبیعی،40% اضافه وزن و 20% چاق بودند.
وضعیت سیکلهای قاعدگی بیماران قبل و پس از درمان در جدول شماره 1 نشان داده شده است. وضعیت قاعدگی در ابتدا در 4 نفر از افراد مورد مطالعه طبیعی و در 26 نفر غیرطبیعی بود که بعد از 6 ماه درمان 5 نفر از 9 نفری که الیگومنوره داشتند و 9 نفر از 14 نفری که آمنوره داشتند و 2 نفر از 3 نفری که پلیمنوره داشتند به حالت طبیعی یعنی قاعدگی منظم برگشتند (008/0= p-value).
تعداد مبتلایان و به خصوص شدت هیرسوتیسم در درمان با متفورمین کاهش معنیداری داشته است (026/0=p-value ). قبل از درمان 6/6% از بیماران بدون هیرسوتیسم و 3/13% از بیماران هیرسوتیسم خفیف و 50% از بیماران هیرسوتیسم متوسط و 30% از بیماران هیرسوتیسم شدید داشتند. متعاقب درمان 20% از بیماران بدون هیرسوتیسم و 60% از بیماران هیرسوتیسم خفیف و 20% هیرسوتیسم متوسط داشتند. هیچ بیماری هیرسوتیسم شدید نداشت. همچنین 20 نفر قبل از درمان دچار آکنه بودند، که پس از درمان تعداد آنها به 8 نفر رسید (003/0p=).
یافته سونوگرافی که در ابتدای مطالعه در تمامی افراد سندرم تخمدان پلیکیستیک بود بعد از 6 ماه درمان با متفورمین تنها در 14 نفر (6/46%) باقی مانده بود.
تغییرات چربیهای خون بیماران قبل و بعد از درمان در جدول شمارة 2 آورده شده است. میانگین کلسترول، تریگلیسیرید و LDL بهطور معنیداری کاهش و HDL افزایش یافت. میانگین انسولین ناشتا بیماران قبل از درمان mIU/ml 39/127/24 و بعد از درمان mIU/ml99/749/ 19 و متوسط تغییرات آن mIU/ml 87/629/5(004/0p=) و میانگین قند خون ناشتای بیماران قبل از درمان mg/dl44/177/89 و بعد از درمان mg/dl02/1183/83 و متوسط تغییرات آن mg/dl 33/487/5 (037/0p=) میباشد. میانگین تست تحمل گلوکز2 ساعته (GTT) قبل از درمان mg/dl98/2902/114 و بعد از درمان mg/dl31/29 33/112و متوسط انحراف معیار تغییرات آن mg/dl68/1 (52/0p=) بود.
اگر نسبت گلوکز ناشتا به انسولین ناشتا کمتر از 5/4 باشد با مقاومت به انسولین مطابقت خواهد داشت. این نسبت در 19 بیمار مورد مطالعه ما کمتر از 5/4 بود و بعد از درمان در 16 بیمار این نسبت هم چنان کمتر از 5/4 بود (25/0=p-value).
تغییرات وضعیت هورمونی قبل و پس از درمان در جدول شماره 3 آمده است. همانطور که ملاحظه میشود. سطح سرمی LH، DHEA و تستوسترون پس از درمان کاهش پیدا کرده (05/0>p) ولی مقادیر FSH و 17 هیدروکسی پروژسترون تغییر قابل ملاحظهای نشان نمیدهد.
سنـدرم تخمـدان پلیکیستیک یک اختلال اندوکرین شایع زنان در سنین باروری است. مقاومت به انسولین به عنوان یک علت مهم در پاتوژنز سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) باعث استفاده وسیع از مواد پایین آورنده انسولین شده است که به آنها داروهای حساسکننده انسولین میگویند. متفورمین به عنوان شایعترین ماده پایینآورنده انسولین در درمانPCOS استفاده میشود. در مطالعه حاضر 30 دختر مجرد مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک تحت درمان با mg500 متفورمین 3 بار در روز قرار گرفتند. در اکثر مطالعات انجام شده از جملهNestler (15)، Velazquez (16)، Casimiri (17)، Morin-papunen (18) از همین دوز برای درمان استفاده شده است. در برخی مطالعات از جمله مطالعه Acbay (19)، Ehrmann (20) و Diamanti (21) از دوز mg850 دو و سه بار در روز استفاده شده است.
در مطالعه حاضر متوسط تغییرات وزن kg 6/147/2 (004/0=p) و متوسط تغییرات BMI، kg/m2 03/189/0 (006/0=p) بود. در مطالعه (22) Crave و (23) Kelly نیز بهبود کاهش وزن در درمان با متفورمین گزارش شده است.
Kazerooni (24) Bar bieri (25) و Velazquez (16) نیز در مطالعه خود کاهش هرچند اندک ولی معنیدارBMI ذکر کردند. ولی در مطالعات Acbay، Diamanti، Papunen و Morine تغییری در BMI مشاهده نشد. مطالعات مختلف نشان میدهند که محیط کمر پیشگویی خوبی از چربی آندروئید شکمی و مرکزی بدن میباشد. مطالعه Pauliot حاکی از آن است که بزرگتر بودن محیط کمر بیشتر از cm90 در زنان پیشگوییکننده عملکرد غیرطبیعی متابولیک و هورمونی است و با افزایش خطر بیماریهای قلبی- عروقی همراه است (27، 26). در مطالعه کنونی پس از اتمام درمان، متوسط تغییرات دور کمر cm 2/1811/1 (003/0 =p) بود.
در مطالعه Velazquez (16) کاهش دور کمر پس از درمان دیده شد؛ ولی در مطالعه Morin- Papunen (18) و Acbay (19) تغییری در دور کمر پس از درمان ذکر نشده است. میانگین انسولین ناشتا پس از درمان کاهش یافته و متوسط تغییرات آن mIU/ml29/5 (004/0=p) بود. متوسط تغییرات قند خون ناشتا mg/dl87/5 (037/0=p) بود که کاهش قند خون معنیدار بود ولی در مورد تست تحمل گلوکز خوراکی بین دوره قبل و پس از درمان اختلاف معنیداری مشاهده نگردید. اکثر مطالعات کاهش میانگین انسولین پس از درمان با متفورمین را قبول دارند.
Morin-Papunem, Casimiri, Velazquez کاهش سطح انسولین را در مطالعه خود ذکر کردهاند؛ ولی Ehrmamn, Acbay عنوان کردهاند که تغییری در سطح انسولین پس از درمان با متفورمین مشاهده نمیشود. همچنین در مطالعه Kazerooni کاهش معنیدار قند خون ناشتا مشاهده گردید. در مطالعه Morin- Papunem که در سال 2003 منتشر شد، متفورمین روی تست تحمل گلوکز تاثیری نداشت، ولی باعث کاهش معنیدار انسولین ناشتا شده بود که نتایج آن شبیه مطالعه حاضر میباشد؛ ولی مطالعه Nestler نشان داد همراه با کاهش انسولین ناشتا OGTT بیماران نیز بطور چشمگیری کاهش مییابد (19-16).
در مطالعهای که به منظور کنترل اثر وزن بدن طراحی شده بود، تجویز متفورمین هیچ اثری بر مقاومت به انسولین در زنان دارای اضافه وزن فوق العاده زیاد و مبتلا به تخمدانهای پلیکیستیک نداشت(31). در زنان لاغر مبتلا به عدم تخمکگذاری و هیپرانسولینمی، درمان با متفورمین هیپرآندروژنیسم را کاهش میدهد؛ اما هیچ تغییری در وزن بدن ایجاد نمیکند، با وجود این کاهش نسبت دور کمر به باسن با کاهش هیپرانسولینمی همراه بود. مطالعات نشان دادند که بیماران چاق و غیر چاق مبتلا به هیپرانسولینمی، به درمان با متفورمین پاسخ میدهند. دلایل وجود اختلاف در میان مطالعات روشن نیست، شاید فقط بیماران خاصی به متفورمین پاسخ میدهند، بنابراین انتخاب نوع بیمار میتواند بر نتایج گزارش شده تاثیر بگذارد. در مطالعه حاضر بعد از درمان با متفورمین متوسط کاهش کلسترول mg/dl 96/13 (008/0=p) و تریگلیسرید mg/dl 53/10 (039/0=p) و متوسط کاهش LDL ، mg/dl13/7 (01/0=p) و متوسط افزایش HDL ، mg/dl6/11 (003/0=p) بود. در مطالعهMorin-Papunem و Acbay تغییری در سطح لیپیدهای خون مشاهده نشد. در مطالعه Chov که بر روی 30 زن چاق و غیر دیابتی مبتلا به PCO انجام شد پس از 90 روز درمان، کاهش معنیداری در کلسترول توتال بدن مشاهده گردید.
مقادیر سرمی لیپیدها در زنان آندروژنیزه مبتلا به تخمدان پلیکیستیک مشابه مقادیر آنها در مردان است (با مقدار بالاتر کلسترول، تریگلیسرید و کلسترول LDL و مقدار کمتر کلسترول HDL) و این طرح غیرطبیعی مستقل از وزن بدن است. هیپرانسولینمی از دو طریق مستقیم (عمل آتروژنیک) و غیرمستقیم (اثر سوء بر پروفیل لیپید)، خطر بیماری قلبی- عروقی را افزایش میدهد. زنان مبتلا به عدم تخمکگذاری، هیپرآندروژنیسم و هیپرانسولینمی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به دیابت شیرین غیروابسته به انسولین هستند و در عین حال سن آغاز بیماری در آنها حدود 30 سال زودتر از جمعیت عمومی است. به همین دلیل کنترل قند خون و مقادیر سرمی لیپیدهای این بیماران در سالهای قبل از یائسگی بسیار با اهمیت است و به نظر میرسد استفاده از متفورمین فواید بهداشتی پیشگیرانه بالقوه فراوانی را برای زنان مبتلا به این سندرم به ارمغان میآورد.
در مطالعه حاضر سطح LH بهطور معنیداری پس از درمان کاهش یافت (006/0=p)؛ ولی سطح FSH تغییر معنیداری نداشت. Kazerooni نشان داد که درمان با متفورمین تاثیری در سطح LH و FSH بیماران ایجاد نمیکند؛ ولی در مطالعات Velazquez Nestler کاهش معنیداری در میانگین LH ذکر شد. در مطالعه کنونی سطح هورمونهای تستوسترون، DHEA و استرادیول پس از درمان به طور معنیداری کاهش یافت (001/0=p، 0001/0=p، 005/0=p)؛ ولی در مورد 17 هیدروکسی پروژسترون اختلاف معنیداری بین قبل و پس از درمان مشاهده نشد (جدول شماره 3). در مطالعه Kazerooni تغییری در سطح DHEA گزارش نشده است. در مطالعه Velazquez کاهش معنیداری در آندروژنهای خون و در مطالعه Mans Field کاهش واضحی در سطح استرادیول خون در استفاده از متفورمین گزارش شد.
وضعیت آکنه بیماران بعد از درمان به طور کاملاً واضح بهبود پیدا کرد (003/0=p). 20 نفر از بیماران پس از اتمام دوره درمان قاعدگیهای منظم پیدا کردند (008/0=p). در مطالعاتCasmiri و Morin- papunen و Kazercni نیز بهبود آکنه و سیکلهای قاعدگی پس از درمان با متفورمین ذکر گردیده است. در مطالعه حاضر نیز درمان با متفورمین بر روی هیرسوتیسم بسیار موثر بود؛ به طوریکه تعداد 4 نفر از بیماران بطور کامل بهبود پیدا کردند. همچنین پس از پایان دوره درمان هیچکدام از بیماران هیرسوتیسم بسیار شدید نداشتند (026/0=p). وضعیت ثابت ترشح هورمونی، عواقب بالینی بالقوه شدیدی در این بیماران به همراه دارد. علاوه بر مشکلات خونریزی، آمنوره، هیرسوتیسم و آکنه، اثر استروژن بدون رقیب و غیرمنقطع بیمار را در معرض خطر قابل ملاحظه سرطان اندومتر و احتمالاً سرطان پستان قرار میدهد. خطر سرطان اندومتر در این بیماران 3 برابر افزایش مییابد به همین علت استفاده از دارویی که سطح آندروژنهای خون را در این بیماران کاهش دهد بسیار با اهمیت است (14).
اهداف کلی در درمان دختران مجرد مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک عبارتند از: 1- کاهش تولید و مقادیر در گردش آندروژنها 2- حفاظت از اندومتر در برابر استروژن بدون رقیب 3- کاهش عوامل خطر بیماری قلبی- عروقی 4- اجتناب از آثار هیپرانسولینمی بر خطر بیماری قلبی- عروقی و دیابت شیرین. با توجه به اهداف ذکر شده به نظر میرسد با استفاده از متفورمین تمام اهداف بالا تامین میگردد.
مطالعات مختلف نتایج متفاوتی را در مورد اثـرات متفـورمین بر روی سنـدرم تخمـدان پلیکیستیک نشان میدهد. نتایج مطالعه حاضر در منطقه مازندران ثابت کرد که متفورمین دارای اثرات بسیار خوب و قابل قبولی چه در سطح خونی و چه در سطح بالینی بر روی این بیماران است. درمان بیماران با متفورمین که اکثر آنها دختران جوان هستند، از لحاظ روحی روانی تاثیر بسیار مثبتی دارد و همچنین خطرات ناشی از بهمخوردگی هورمونهای جنسی را نیز در آینده از بین خواهد برد. همچنین از آنجا که درمان با متفورمین هزینه بالایی را نیز ندارد و عوارض جانبی زیادی نیز از آن گزارش نشده است؛ لذا استفاده از آن در دختران جوان توصیه میشود.
بدینوسیله از همکاری اعضای محترم شورای پژوهشی دانشکده پزشکی و معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی بابل و نیز کلیه عزیزانی که در مراحل مختلف پژوهش ما را یاری نمودند نهایت تشکر و سپاسگزاری را دارد.