نیتریک اکساید یک رادیکال آزاد گازیشکل با اثر کوتاه مدت است که از الـ آرژنین بوجود میآید و نظر برآن است که میانجی اصلی در بسیاری از اعمال طبیعی دستگاههای قلبیـ عروقی، تولید مثل، دستگاه گوارش و سیستم ایمنی باشد (1). براساس نتایج مطالعات مختلف، تخمدانها قادر به سنتز نیتریک اکساید هستند (2). احتمالاً این ماده در استروئیدسازی تخمدان، تخمکگذاری و از بین رفتن جسم زرد نقش داشته باشد (4-2).
ایزوآنزیمهای سازنده نیتریک اکساید در بخشهای مختلف تخمدان فعالند؛ که این فعالیت بوسیله گونادوتروپینها کنترل میشود (5). به جزء تخمدان آنزیمهای مولد نیتریک اکساید را در کل محور هیپوتالاموسـ هیپوفیز و گنادها میتوان یافت (1). نیتریک اکساید در تخمدانها از گونادوتروپینها اثر میپذیرد؛ اما در هیپوتالاموس بر آنها اثر میگذارد (3). محل نورونهای تولیدکننده نیتریک اکساید در نزدیکی نورونهای GnRH در هیپوتالاموس است (5). سدیم نیتروپروساید به عنوان یک آزادکننده نیتریک اکساید در محیط باعث آزادسازی GnRH از هیپوتالاموس میشود (5). نقش نیتریک اکساید در کنترل پیش از تخمکگذاری ضربانهای GnRH و افزایش ناگهانی LH مطرح شده است. خاصیت گشادکنندگی عروقی نیتریک اکساید مدتهاست که شناخته شده است؛ به نظر میرسد نیتریک اکساید بر عروق تخمدان نیز اثر میگذارد (6). نیتریک اکساید تنها در شرایط طبیعی تخمدان بر آن اثر نمیگذارد. سندرم تخمدان پلیکیستیک و فحل نشدن (عدم تخمکگذاری در حیوان ماده) با دلایل نامعلوم در حیوانات احتمالاً با آثار موضعی نیتریک اکساید در ارتباط است (6،7). مطالعاتی وجـود دارد که بر نقش نیتریک اکساید بر استروئیدسازی تخمدان تأکید دارند.
در چرخه جنسی حیوانات (چرخه فحلی) تغییرات زیادی در تخمدان و فعالیت هورمونی آنها دیده میشود. فعالیت نیتریک اکساید در استروئیدسازی جسم زرد مهم است (2). نیتریک اکساید در شرایط کشت سلولی فعالیت سیستم آنزیمی آروماتاز را مهار کرده و به دنبال آن تولید استرادیول را کاهش میدهد (8). ایز آنزیمهای سنتزکننده نیتریک اکساید (NOS) در طی تکامل فولیکولهای تخمدانی خوک مشاهده شده است (9).
در انسان نیتریک اکساید بر استروئیدسازی تخمدانی اثر بازدارنده دارد و احتمالاً این اثر را به طور مستقیم بر سلولهای ترشحی اعمال میکند (1).
با توجه به اهمیت نقش نیتریک اکساید در استروئیدسازی تخمدان، تحقیقی مشتمل بر دو آزمون پایهریزی شد تا در آن ارتباط و همبستگی بین سطح نیتریک اکساید و استرادیول (E2) در چرخه فحلی و نقش آن در مراحل مختلف فولیکونئوژنز در گاوهای شیری نژاد هلشتاین بررسی شود.
گاوهای هلشتاین معروفترین نژاد تولیدکننده شیر میباشند که در صورت عدم تولید شیر و گوساله حذف شده تلقی میشوند و گرنه هزینه اقتصادی زیادی را به دنبال دارد. از طرفی گاوهای هلشتاین نیمفومانیک (گاوهایی که دائما تمایل به جفتگیری دارند) که دارای کیستهای تخمدانی هستند، از معضلات دامپروری محسوب میشوند و تحقیق در خصوص علل کیستهای تخمدانی گاو واجد اهمیت زیادی است. هدف از اجرای تحقیق حاضر، بررسی ارتباط بین اندازه فولیکول و غلظت نیتریک اکساید موجود در مایع فولیکولی، بررسی تغییرات غلظت نیتریک اکساید و استرادیول در مراحل مختلف رشد فولیکول سالم و مقایسه آنها با فولیکول کیستیک تخمدان گاو بود.
این مطالعه روی مایع فولیکولی حاصل از دو گروه از گاوها انجام شد. در مرحله اول از بین گاوهای کشتارگاهی هلشتاین، 30 گاو دارای شرایط لازم با توجه به مورفولوژی تخمدان انتخاب شدند. تعداد تخمدانها 60 عدد بود. اندازه فولیکول به عنوان تیمار در نظر گرفته شد و اثر آنها بر غلظت نیتریک اکساید و استرادیول بررسی شد. فولیکولهای تخمدانی بوسیله کولیس، به 3 گروه تقسیم شدند:
- تیمار 1: فولیکولهای کوچک (تا mm5)
- تیمار 2: فولیکولهای متوسط (mm10-5)
- تیمار 3: فولیکولهای بزرگ (بیش از mm10)
از مجموع 60 تخمدان، 90 فولیکول انتخاب شد و برای هر تیمار 30 فولیکول در نظر گرفته شد. مایع داخل فولیکولی بوسیله سرنگهای انسولین آسپیره شد و تا زمان سنجش پارامترها در هر گروه، در دمای C20- منجمد شدند.
نیتریک اکساید گازی بسیار ناپایدار است که سریعاً به متابولیتهای پایدار خود NO3, NO2 تبدیل میشود. اساس اندازهگیری براساس استفاده از معرف گریس بود (10). این معرف مخلوطی است از (نفتالین دی هیدروکلراید 1/0%، سولفانیلامید 1% و اسید فسفریک 5/2%) که از شرکت Sigma تهیه شد. برای کاهش اثرات متقابل پروتئین بالا در مایع فولیکولی از محلول سولفات روی به میزان l10 به ازای هر نمونه استفاده شد. مقدار l50 از مایع فولیکولی حاصل با l50 از محلول گریس در چاهکهای پلیت الایزا مخلوط گردید و 15 دقیقه در دمای اتاق انکوبه شد و سپس توسط ELISA-Reader (Statfax303, USA)؛ جذب نوری آن در طول موج nm540 با طول موج مرجع nm630 قرائت شد.
معرف گریس قادر به اندازهگیری NO3 (نیترات) نیست.
به همین دلیل از گرانولهای عنصر کادمیوم (Cd) که توانایی احیای نیترات را دارد، استفاده شد. به ازای هر نمونه، gr005/0 کادمیوم شسته شده با آب مقطر؛ l10 HCl (1/0 مولار) و l10 NH4OH (1/0 مولار) به چاهکها اضافه شد.
به منظور کالیبره کردن دستگاه، از NaNO2 استفاده گردید. به طوریکه در ابتدا 4 غلظت استاندارد از آن تهیه (M5، M10، M25، M50) و منحنی استاندارد توسط دستگاه رسم شد. منحنی به دست آمده به صورت خط راست و قابل پذیرش بود. مجموع NO2+NO3 شاخصی برای غلظت NO در نظرگرفته شد (10). استرادیول موجود در مایع فولیکولی تخمدان و سرم گاوها، با روش رادیوایمونواسی (شرکت کاوشیار، ایران) اندازهگیری شد. اندازهگیری نیتریک اکساید و استرادیول سرم نیز انجام گردید.
در مرحله دوم تعداد 12 گاو هلشتاین که به تشخیص دامپزشک دچار کیست تخمدانی در فاز فولیکولی بودند و از نظر تاریخچه رفتاری حالت نیمفومانیک داشتند و بنابراین کشتارگاهی بودند، انتخاب شدند. براساس تعریف، تخمدانهایی انتخاب شدند که دارای فولیکول بزرگتر از cm5/2 بودند (11). تعداد فولیکول انتخاب شده (تکرار) 12 عدد بود. مایع فولیکولها آسپیره و تا زمان انجام آزمایش در دمای C20- نگهداری شد. مایع فولیکولی از نظر غلظت E2, NO3, NO2 مورد بررسی قرار گرفت. اندازهگیری نیتریک اکساید و استرادیول در سرم نیز انجام شد.
یافتههای حاصل بوسیله برنامه نرم افزاری SAS 98 آنالیز شد (12). جدول ANOVA تشکیل و تفاوت بین میانگینها توسط آزمون چند دامنهای دانکن بررسی شد. جهت مقایسه فولیکولهای کیستیک با تیمارهای آزمایش اول (مقایسه بین آزمایش اول و دوم)، فولیکولهای کیستیک به عنوان تیمار چهارم در نظر گرفته شد و سپس با استفاده از طرح آماری کاملاً تصادفی نامتعادل که توانایی مقایسه بین تکرارهای نامشابه را دارد، به کمک بسته نرم افزاری SAS مقایسه بین میانگینها انجام شد. همچنین همبستگی بین پارامترها تعیین گردید.
اندازهگیری مایع فولیکولی (کوچک، متوسط و بزرگ) نشان داد که با افزایش اندازه فولیکول، میانگین غلظت E2 افزایش مییابد، (از ng/ml5/7 به ng/ml312) و این تغییر غلظت E2 در فولیکولها با یکدیگر تفاوت معنیداری داشت (01/0p<). نتایج آزمایش دوم نشان داد مقدار E2 موجود در فولیکولهای کیستیک به طور کاملاً معنیداری نسبت به سایر فولیکولها بیشتر است (جدول1).
در این مطالعه مشخص شد که با افزایش اندازه فولیکول، غلظت متابولیتهای پایدار نیتریک اکساید NO3, NO2 نیز افزایش مییابد؛ به نحویکه میزان NO3 و NO2 در فولیکولهای بزرگ به طور کاملاً معنیداری از فولیکولهای کوچک و متوسط بیشتر بود (01/0p<). غلظت متابولیتهای NO در فولیکولهای کوچک در مقایسه با غلظت موجود در فولیکولهای متوسط از نظر عددی کمتر بود؛ اما از نظر آماری معنیدار نبود (جدول 1). آزمایش دوم نشان داد، غلظت متابولیتهای پایدار NO در فولیکولهای کیستیک نسبت به فولیکولهای بزرگ به طور کاملاً معنیداری کاهش مییابد و به حداقل میزان خود میرسد (01/0p<). این کاهش در حدی بود که میانگین غلظت متابولیتهای پایدار NO در فولیکولهای کیستیک از فولیکولهای کوچک نیز کمتر بود (جدول1). میانگین غلظت سرمی E2 نیز در آن دسته از گاوهایی که دارای فولیکول گراف بودند (ng/ml8±82)، نسبت به آنهائی که فاقد آن بودند (ng/ml4±42)، تفاوت معنیداری داشـت و بهطور محسوسی بیشتر بود (01/0p<).
همبستگی کاملاً معنیداری میان E2 سرم و E2 مایع فولیکولهای بزرگ به دست آمد (72/0r=، 01/0p<). این در حالی بود که همبستگی میان E2 سرم و E2 مایع فولیکولی (با مقیاس متوسط و کوچک) به ترتیب 58/0r=، 45/0r= به دست آمد. میانگین غلظت E2 در مایعات فولیکولهای کیستیک نسبت به غلظت E2 سرم بسیار بالاتر بود؛ اما با میانگین غلظت E2 سرم همبستگی مستقیم و برابر (79/0r=) داشت.
مطالعه حاضر نشان داد اثر تیمار (اندازه فولیکول) برغلظت پارامترهای اندازهگیری شده مؤثر است؛
به نحویکه با افزایش اندازه فولیکول بر میانگین غلظت E2 افزوده شد. آزمایش دوم نیز نشان داد فولیکول کیستیک به عنوان یک تیمار بر پارامترهای اندازهگیری شده اثر میگذارد؛ با این تفاوت که بر میانگین غلظت E2 در مایع فولیکولی و سرم افزوده، اما میانگین غلظت متابولیتهای پایدار NO نه تنها کاهش یافت، بلکه از نظر عددی از تیمار اول (فولیکولهای کوچک) نیز کمتر بود.
رابطه NO و هورمونهای استروئیدی تخمدانی و همچنین اثر NO بر فیزیولوژی تخمدان مدت زیادی نیست که مورد بحث قرار گرفته است. تغییرات دورهای NO در چرخه جنسی پستانداران ماده، بارها مورد تأکید بوده است (1). اما دشواری اندازهگیری NO و مشکلات دیگر، بحث را به درازا کشانده است. برخی از محققان معتقدند که هورمونهای تخمدانی در شرایط فیزیولوژیک طبیعی تخمدان احتمالاً تنظیم کننده آنزیمهای سازنده NO هستند (5،13). نتایج آزمایش حاضر نشان داد که حداقل در شرایط تخمدان کیستیک گاو چنین نیست. از طرفی به نظر میرسد بین سیستم عصبی و اثر نیتریک اکساید بر استروئیدسازی تخمدانی حتی پیش از بلوغ نیز رابطه معکوس وجود داشته باشد (3). گروهی از محققین نیز بر این باورند که NO به صورت موضعی یا پاراکرین بر تولید E2 مؤثر است و آنرا کاهش میدهد (8). از مطالعه انجام شده میتوان حدس زد که NO (به تنهایی یا با کمک سایر فاکتورهای موضعی) پس از رسیدن به غلظتی خاص در فولیکول، اثری منفی بر تولید E2 میگذارد. مکانیسمهای متعددی را میتوان برای این موضوع پیشنهاد کرد. NO توانایی اتصال به متالوپروتئینها و تاثیر بر واکنشهای مربوط به آنها را دارد (14).
تولید E2 خود ناشی از فعالیت آنزیم آروماتاز است (11) که NO توانایی مهار فعالیت آن را دارد (8). مطالعات نشان میدهند که مهار NO باعث ایجاد یک فحلی دائم در موشهای صحرائی میشود (7) و این خود اثر مهاری NO را در زمانی از چرخه تخمدانی به نمایش میگذارد. مطالعه حاضر نیز نشان داد در فولیکولهای کیستیک که گاوها داری علامت بالینی فحلی دائم بودند NO به طور معنیداری کم بود و اثر مهاری آن بر E2 دیده نمیشد. اثر مهاری NO بر E2 احتمالاً تنها در هنگام تخمکگذاری یا اندکی پس از آن وجود دارد، که موید اثر پذیری NO از افزایش ناگهانی LH در این زمان است (7،15). البته نباید فراموش کرد که تخمکگذاری یک فرایند التهابی است که در آن علاوه بر LH، سایتوکینها و پروستاگلاندینها نیز دخیلند. NO بر سلولهای گرانولوزا اثر میگذارد (16). گزارش شده است که NO این اثر را از طریق لپتین اعمال میکند. لپتین خود بر IGF-1 اثر میگذارد که آن نیز در تولید E2 نقش دارد (17). به نظر میرسد که افزایش NO در زمان تخمکگذاری از طریق افزایش PGI2 به تخمکگذاری کمک میکند (2،8). تمامی موارد مطرح شده از اثر موضعی NO بر تخمکگذاری دلالت دارد. مقدار زیاد E2 و کاهش معنیدار NO در فولیکولهای کیستیک این ایده را به ذهن متبادر میسازد که شاید با افزایش سیستمیک یا موضعی NO بتوان عارضه گاوهای نیمفومانیک را تقلیل داد. این عارضه در حال حاضر ضررهای اقتصادی جبرانناپذیری را بر پیکره دامپروری وارد میکند و شیوع آن نزدیک به 4% است (11). عارضه تخمدان پلیکیستیک در انسان نیز دارای ابعاد درمانی و اجتماعی فراوان است، از این رو بررسی عـلل اثـرگـذار مـوضعـی در این زمینه ضروری
به نظر میرسد.
در پایان تحقیق بر روی مهارکنندهها و آزادکنندههای نیتریک اکساید و اثرات موضعی آنها بر درمان فولیکولهای کیستیک پیشنهاد میگردد.
گروه تحقیق بر خود لازم میداند از همکاریهای بیدریغ آزمایشگاه دکتر جلایر اصفهان، بیمارستان نور و حضرت علی اصغر (ع) اصفهان که در تهیه امکانات و مواد آزمایشی و انجام آزمایشها ما را یاری کردند تشکر نمایند. همچنین از دست اندرکاران دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان) که هزینههای طرح را تقبل نمودند قدردانی میشود.