Journal of Reproduction & Infertility

Journal of Reproduction & Infertility

Clinical effects of Foeniculum vulgare extract on primary dysmenorrhea

Authors
1 Department of Midwifery, Faculty of Nursing and Midwifery, Shaheed Beheshti University of Medical Sciences, Tehran, Iran
2 Pharmaceutical Sciences Research Center (PSRC), Shahid Beheshti University of Medical Sciences, Tehran, Iran
3 Department of Biostatistics, Faculty of Paramedical, Shahid Beheshti University of Medical Sciences, Tehran, Iran
Abstract
Introduction: Primary dysmenorrhea (PD) is seen in more than 95% of women of childbearing years. PD causes absence from school and workplace and has annually resulted in 600 million work-hours of absenteeism and two billion dollars of financial loss in America. Considering the known side-effects of chemical drugs in the management of primary dysmenorrhea, and the use of Foeniculum vulgare (FV) in traditional medicine practices as an energizing, tranquilizing and anti-spasmodic medicinal herb, this study was done to determine the effects of FV’s extract on the reduction of pain and other systemic symptoms accompanying PD in female students at Shahid Beheshti University in 2005. Materials & Methods: In this double-blind clinical trial, 90 randomly selected subjects diagnosed with PD were studied (46 cases and 44 controls). Five capsules containing 46 mg of Foeniculum vulgare and identical placebos were provided to be taken daily by the case and control groups respectively, during the first three days following the onset of dysmenorrheal pain whenever they needed the medications. Severity of dysmenorrheal and systematic symptoms were assessed and compared before the study and during two consecutive menses with Andersch and Milsoms verbal multidimensional scoring system. The results were analyzed by SPSS (Version 10) through calculations of Friedman test, non-parametric repeated measures, and Mann-Whitney test to compare the two groups. Results: Severity of pain in the treated group with Foeniculum vulgare extract in comparison with the placebo group, showed a significant statistical difference (p < 0.001). Despite a reduction in the severity of systemic symptoms in both groups, statistically significant differences were not observed considering systemic symptoms except for fatigue within borderline limits (p=0.058). Conclusion: In accordance to the results of this study, it seems that Foeniculum vulgare extract can be effective in reducing the severity of dysmenorrhea. More research with larger sample sizes and longer periods of time are required to confidently declare the mentioned results.
Keywords

زمینه و هدف

دیسمنوره اولیه، قاعدگی دردناک بدون حضور عارضة پاتولوژیک لگنی است و یکی از شایع‌ترین مشکلات‌ گروه بیماری‌های زنان می‌باشد (1،2). این عارضه در بیش از 90% از بالغین در سیکل‌های همراه با تخمک‌گذاری دیده می‌شود (3). در ایران نیز شیوع دیسمنوره اولیه 72% ذکر شده است (4). دیسمنوره علت‌ شایع غیبت از مدرسه و محل کار می‌باشد و از این طریق 600 میلیون ساعت کاری در سال و از نظر اقتصادی 2 میلیارد دلار هر ساله در امریکا به هدر می‌رود (5،6)؛ لذا امروزه دیسمنوره به عنوان مشکلی زنانه مطرح نیست؛ بلکه به علت تأثیر بر بهره‌وری جامعه مشکلی ملی شناخته می‌شود (7).

در سال‌های اخیر روش‌های درمانی و تغذیه‌ای مختلفی در درمان دیسمنوره اولیه از جمله روش‌های غیرتهاجمی‌ مانند روان درمانی‌، تحریک الکتریکی عصب از طریق پوست (TENS) ‌، استفاده از ویتامینها و نیز درمان‌های دارویی همانند استفاده از داروهای‌ مهارکننده پروستاگلاندین‌، داروهای ‌ضدالتهابی ‌غیراستروئیدی ‌و قرص‌ جلوگیری ‌از بارداری ‌خوراکی بکار گرفته شده است (8). با توجه به این نکته که استفاده از هر دارویی علاوه‌ بر تأثیرات درمانی‌، اثرات‌ ناخواسته‌ای را نیز به همراه ‌دارد و همچنین در حال حاضر علم داروهای گیاهی پیشرفت نموده است؛ لذا بهره‌گیری از برخی از گیاهان در کنار داروهای شیمیایی می‌تواند به درمان بعضی از بیماریها کمک کند.

در ایران داروهای گیاهی سنتی زیادی در درمان‌ دیسمنوره از قبیل رازیانه، بابونه، همیشه بهار و... بکار می‌روند (9).

رازیانه با نام علمی فونیکولوم ولگار از خانواده چتریان می‌باشد (10). قسمت مورد استفاده‌ رازیانه‌، ریشه‌، برگ و میوه آن است‌. میوه رازیانه‌، اثر نیرو دهنده‌، مقوی‌ معده‌، اشتهاآور، آرام‌ کننده‌، قاعده‌آور، زیاد کننده‌ ترشحات شیر و بادشکن دارد (11). در تحقیقاتی تأثیر رازیانه بر کاهش درد دیسمنوره مورد مطالعه قرار گرفته است. اثر اسانس رازیانه در کاهش درد و علایم سیستمیک همراه با دیسمنوره اولیه در مقایسه با دارو نما در پژوهش انجام شده توسط خورشیدی و همکاران نشان داد که اسانس رازیانه در این رابطه موثر می‌باشد (12). همچنین در مطالعه دیگری با هدف مقایسه رازیانه و مفنامیک اسید در درمان دیسمنوره اولیه، جهرمی و همکاران به این نتیجه رسیدند که هر دو دارو در مقایسه با گروه کنترل به‌طور مؤثری در کاهش دیسمنوره مؤثر بوده‌اند (13). در تحقیقی به منظور بررسی اثر اسانس رازیانه روی مهار انقباضات ناشی از اکسی توسین و پروستاگلاندین E2 در رحم جدا شده موش صحرایی نیز نشان داده شد که این اسانس قادر است تواتر و شدت انقباضات رحمی را کاهش دهد (14). در پژوهش حاضر از عصاره رازیانه که شکل جدیدی از این گیاه می‌باشد و از بذر گیاه استخراج‌ ‌شده و علاوه براسانس، حاوی‌ تمام‌ مواد میوه رازیانه‌ می‌باشد، استفاده شده است. این مطالعه با هدف تعیین ‌تأثیر عصاره رازیانه بر شدت علایم سیستمیک همراه‌ با دیسمنوره‌ اولیه و مقایسه شدت این علایم قبل و پس‌ از درمان‌ با رازیانه و دارونما در گروه آزمایش و شاهد، در دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال 1384 انجام شد.

روش بررسی

این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی و دو سوکور بود. جامعه پژوهش این مطالعه را کلیه دانشجویان دختر مجرد ساکن خوابگاه‌های دانشگاه شهید بهشتی تهران که طبق سیستم معیار چندبعدی گفتاری دارای دیسمنوره با درجات متوسط تا شدید بودند تشکیل دادند. در این پژوهش تعداد 130 نفر از خانم‌های مجرد، در محدودة‌ سنی 30- 17 سال و ساکن در خوابگاه‌های دانشگاه شهید بهشتی تهران‌، دارای سیکل‌های قاعدگی منظم و دیسمنوره اولیه با شدت متوسط تا شدید، طبق سیستم‌ معیار چند بعدی گفتاری‌، عدم ابتلاء به ‌هیچگونه بیماری‌ مزمن شناخته شده‌ (دیابت و ...)، نداشتن علایمی مانند سوزش، خارش و ترشح غیرطبیعی واژن، عدم سابقه‌ بیماری‌های التهابی لگنی، فیبروم و تومور، عدم مصرف‌ داروهای خاص، نداشتن عوامل استرس‌‌زا (جدایی‌ والدین، فوت بستگان درجه یک و...) طی شش‌ ماه اخیر، وارد مطالعه شدند. سپس این افراد به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (دریافت کننده عصاره رازیانه) و شاهد (دریافت کننده دارو نما) تقسیم شدند.

در اجرای پژوهش پس از دریافت مجوز از طرف کمیته اخلاق در پژوهش‌‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، ابتدا رضایت نامه کتبی از افراد مورد مطالعه اخذ و سپس پرسشنامه شماره 1 که شامل مشخصات فردی و دموگرافیک نمونه‌ها و وضعیت شدت درد و علایم سیستمیک همراه با دیسمنوره بود توسط افراد واجد شرایط تکمیل گردید. سپس به هر یک‌ از نمونه‌ها به طور تصادفی و یک در میان یک پاکت با کد مشخص در بسته‌بندیهای‌ مشابه، به گروه مورد، کپسول گیاهی حاوی mg‌46 عصاره هیدرالکلی میوه رازیانه (حداکثر مقداری از عصارة خشک رازیانه که می‌توانست با مادة پُرکنندة کپسول (نشاسته) مخلوط و توسط دستگاه کپسول پرکنی عمل شود) و به گروه شاهد کپسول حاوی مقدار مشابه نشاسته به عنوان دارونما، داده شد. میوه‌های رازیانه از فروشگاه‌های عطاری شهر تهران تهیه و پس از تأئید، با آسیاب برقی، پودر شدند. با استفاده از روش کروماتوگرافی لایة نازک و مقایسه با مرجع، از مرغوب بودن نمونة گیاه اطمینان حاصل شد. رازیانة پودر شده با استفاده از اتانول º96 به روش خیساندن، سه بار هر مرتبه به مدت یک شب، بدون استفاده از حرارت، عصاره‌گیری و حلال در حرارت ملایم و به کمک خلأ برداشته شد. عصارة حاصل در حرارت ملایم (کمتر از  C40) خشک و با نشاسته مخلوط گردید. دقت شد تا عصاره کاملاً با نشاسته (به عنوان پرکننده در کپسولها) مخلوط شود تا پودر مخلوط یکنواختی به دست آید و یکسانی مصرف در افراد وجود داشته باشد. کپسولها بدون استفاده از دست و توسط دستگاه کپسول پُرکنی برقی از عصاره یا نشاسته پر شدند. کپسول‌های خالی و یک رنگ، با اندازة بزرگ موسوم به سه صفر (000) از شرکت ژلاتین کپسول ایران خریداری گردیدند.

با توجه به دوسو کور بودن پژوهش، واحدهای مورد پژوهش و پژوهشگر از نوع داروی مورد استفاده اطلاعی نداشتند. اطلاعات لازم در مورد نحوه مصرف دارو توسط پژوهشگر به صورت شفاهی و کتبی به هر یک از افراد مورد پژوهش ارائه گردید. دارو از روز اول شروع درد یا قاعدگی، روزانه 5 عدد کپسول (دو عدد صبح‌، دو عدد ظهر و یک عدد شب‌) تا هر زمان که افراد مورد پژوهش نیاز به مصرف‌ دارو را احساس نموده و فقط در طی سه روز اول قاعدگی و طی دو سیکل متوالی تجویز گردید. شدت درد هر روزه در یک نوبت (شدیدترین درد) در پرسشنامه ثبت و در صورت نیاز به مسکن، افراد مورد پژوهش می‌توانستند با فاصله دو ساعت از مصرف کپسول‌های مورد مطالعه و با ذکر شدت درد قبل از مصرف مسکن در پرسشنامه از داروهای مسکن معمول خود نیز استفاده کنند. همراه‌ با پاکت‌ دارو، پرسشنامه شمارة 2 که مشتمل بر مشخصات و درجه‌بندی شدت درد و علایم سیستمیک همراه با دیسمنوره پس از درمان با داروی مورد پژوهش بود نیز در اختیار واحدهای پژوهش قرار داده شد تا در طی‌ سیکل درمانی در دورة قاعدگی آن را تکمیل نموده و هنگام مراجعة پژوهشگر آنها را به وی تحویل دهند. در مرحله بعدی در سیکل دوم درمانی، مراحل همانند سیکل قبلی تکرار گردید. در پایان افرادی که داروها را نامرتب مصرف کرده یا کمتر از 4 کپسول در روز استفاده نموده یا یکی از شرایط حضور در مطالعه را نداشتند از پژوهش حذف شدند. در انتهای پژوهش 90 نفر باقی ماندند (46 نفر در گروه مورد و 44 نفر در گروه شاهد).

در این مطالعه به منظور ارزیابی شدت درد و علایم سیستمیک همراه با دیسمنوره از سیستم معیار چندبعدی گفتاری استفاده شد. این سیستم شامل 4 درجه می‌باشد:

درجه صفر: عدم وجود قاعدگی دردناک به طوریکه تداخلی در فعالیت‌های روزانه وجود ندارد.

درجه یک: قاعدگی با درد خفیف که به ندرت با فعالیت‌های روزانه تداخل دارد و علایم سیستمیک خفیف است و نیاز به مسکن خیلی کم وجود دارد.

درجه دو: شدت درد متوسط و فعالیت‌های روزانه دچار اختلال می‌شود؛ ولی نیاز به غیبت از مدرسه یا محیط کار وجود ندارد.

درجه سه: درد شدید به طوریکه فرد قادر به انجام فعالیت‌های روزانه نمی‌باشد و علایم سیستمیک شدید است (15). شدت درد با استفاده از مقیاس رتبه‌ای 4 گزینه‌ای با مقادیر 3-0 اندازه‌گیری شد.

در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها، از نرم‌افزار SPSS نسخه 10 استفاده شد. روش‌های آماری توصیفی که‌ شامل جدول توزیع فراوانی و شاخص میانگین و انحراف معیار می‌باشد، برای توصیف ‌ویژگی‌های افراد مورد مطالعه‌ مورد استفاده قرار گرفت. سپس با توجه به رتبه‌ای بودن متغیر پاسخ و طبیعی نبودن داده‌ها، ابتدا شدت درد و علایم سیستمیک همراه بین سه سیکل یکسان و با استفاده آزمون فریدمن مقایسه و سپس این پاسخها بین دو گروه مورد و شاهد با آزمون من‌ویتنی مقایسه شد.

نتایج

نتایج نشان داد که میانگین سن افراد 17/2±68/20 سال (مورد 33/2±78/20 سال و شاهد 02/2±57/20) بود. سن شروع دیسمنوره 43/1±46/14 سال (مورد 65/1±29/14سال، شاهد 15/1±52/14 سال) گزارش شد.

طول مدت قاعدگی قبل از درمان در گروه مورد 23/1±24/6 روز و در گروه شاهد 13/1±30/6 روز به دست آمد. مقایسه دو گروه نشان داد که از نظر سن، طول مدت قاعدگی و سن شروع دیسمنوره تفاوت آماری معنی‌داری بین دو گروه وجود ندارد. از نظر مصرف مسکن قبل از درمان 7/95% افراد در گروه مورد و 5/95% در گروه شاهد از مسکن استفاده می‌کردند که این میزان در پایان سیکل اول به 30% در گروه مورد و 39% در گروه شاهد و در سیکل دوم به 22% در گروه مورد و 36% در گروه شاهد رسید. در مقایسه قبل از درمان و سیکل اول و دوم پس از درمان در هر دو گروه اختلاف آماری معنی‌داری از نظر مصرف مسکن مشاهده شد (001/0p<) ولی این اختلاف آماری بین دو گروه معنی‌دار نبود.

برطبق یافته‌های این پژوهش میانگین شدت درد در گروه مورد از 057/0±217/2 قبل از درمان به 134/0±364/0 در سیکل دوم و در گروه شاهد از 041/0±177/2 قبل از درمان به 137/0±614/1 در سیکل دوم رسید (نمودار 1). شدت درد در هر دو گروه نسبت به قبل از درمان کاهش داشت؛ ولی این کاهش در گروه مورد بیشتر بود. از نظر آماری، شدت درد در دوره‌های قبل از درمان و سیکل اول و دوم پس از درمان در هر دو گروه با 001/0p< اختلاف معنی‌داری را نشان داد. آزمون آماری بین گروه مورد و شاهد از نظر شدت درد نیز با 001/0p< اختلاف معنی‌داری نشان داد. بعد از سیکل دوم درمان تعداد افراد بدون درد در گروه عصاره رازیانه 1/76% و در گروه دارو نما 7/22% گزارش شد.

در هر دو گروه مورد و شاهد پس از درمان، شدت علایم سیستمیک همراه به جز متغیر شدت سردرد، نسبت به قبل از درمان کاهش پیدا کرد (001/0p<). همچنین در مجموع، کل نمرات شدت علایم سیستمیک همراه با دیسمنوره نیز نسبت به قبل از درمان کاهش یافت و این کاهش در گروه مورد بیشتر مشهود بود؛ اما این کاهش از لحاظ آماری بین دو گروه مورد و شاهد معنی‌دار نبود (نمودار 2).

بحث

اگرچه علت قطعی‌ ایجاد دیسمنوره اولیه ناشناخته است؛ اما تئوری مورد قبول در مورد علت آن، تولید بیش از حد پروستاگلاندین‌های اندومتر می‌باشد؛ لذا درمان آن باید در کاهش دادن تولید پروستاگلاندینها طرح‌ریزی شود (16). از طرفی، با توجه به این نکته که پروستاگلاندین سبب انقباض‌ عضلات صاف رحم و ایجاد درد کولیکی می‌شود، بنابراین استفاده از دارویی که خاصیت اسپاسمولیتیک داشته باشد نیز در کاهش درد مؤثر است. نتایج این پژوهش نشان داد که شدت درد قاعدگی بعد از درمان در دو گروه اختلاف معنی‌داری داشته است. بنابراین احتمالاً عصاره رازیانه سبب بهبود شدت دیسمنوره می‌شود. مکانیسم‌ احتمالی تأثیر رازیانه ممکن است به طور ثانویه به‌ اسپاسمولیتیک بودن آن مرتبط باشد که به علت شباهت‌ ساختمانی آنتول موجود در رازیانه با دوپامین است که‌ با گیرنده‌های دوپامین متصل و باعث کاهش درد می‌شود (17). این مکانیزم توسط پژوهش Alexandrouich و همکاران نیز تأیید شده است (16).

همچنین براساس مطالعات انجام شده اسانس رازیانه قادر به مهار انقباضات عضله صاف رحمی ناشی از اکسی‌توسین و پروستاگلاندین E2 بوده و بدین ترتیب نیز قادر به کاهش درد می باشد (14).

نتایج تحقیق بررسی اسانس رازیانه بر شدت دیسمنوره نیز نشان داد که اسانس رازیانه با غلظت‌های 1% و 2% سبب کاهش شدت درد در گروه‌های تحت درمان شده است (12). جهرمی تأثیر اسانس 2% رازیانه و مفنامیک اسید را در مقایسه با گروه کنترل در کاهش دیسمنوره مطالعه و اعلام نمود که هر دو دارو در این رابطه مؤثر می‌باشند (13). در تحقیق حاضر تعداد افراد بدون درد بعد از سیکل دوم درمان در گروه عصاره رازیانه 1/76% و در گروه دارو نما 7/22% گزارش شده است. در مقایسه با نتایج پژوهش حجازی و همکاران با هدف مقایسه تأثیر زیره سبز و ایبوپروفن بر شدت درد و علایم سیستمیک دیسمنوره، افراد بدون درد بعد از سیکل دوم در گروه زیره سبز 44% و ایبوپروفن 45% و همچنین افراد بدون درد بعد از درمان با اسانس 2% رازیانه 2/35% بوده است (18،12). بر این اساس به نظر می‌رسد عصاره رازیانه در مقایسه با زیره سبز و ایبوپروفن و اسانس 2% رازیانه تاثیر بیشتری در بهبود شدت درد دیسمنوره داشته باشد. علت مؤثرتر بودن عصاره رازیانه در مقابل اسانس آن می‌تواند ناشی از این مسئله باشد که عصاره‌ رازیانه‌ از بذر گیاه‌ استخراج‌ می‌شود و علاوه براسانس، حاوی‌ تمام‌ مواد میوه‌ رازیانه نیز‌ می‌باشد و به همین علت شاید تأثیر بیشتری از خود نشان دهد.

در رابطه با علایم سیستمیک، افراد دو گروه از نظر شدت این علایم قبل از درمان اختلاف آماری معنی‌دار نداشتند و بعد از درمان در هر دو گروه شدت علایم سیستمیک نسبت به قبل از درمان کاهش پیدا نمود؛ اما در گروه شاهد شدت سردرد در سیکل اول پس از درمان نسبت به قبل از درمان کاهش داشت؛ ولی در سیکل دوم پس از درمان شدت سردرد نسبت به قبل از درمان افزایش نشان داد. داروی گیاهی عصاره رازیانه و دارو نما سبب کاهش میانگین مجموع نمرات شدت کل علایم سیستمیک همراه با دیسمنوره نسبت به قبل از درمان شدند؛ اما این کاهش از لحاظ آماری بین دو گروه مورد و شاهد معنی‌دار نبود؛ به جز در مورد متغیر شدت بی‌حالی که در آستانه معنی‌داری (058/p=) بود که عیناً گزارش شده است. بنابراین به نظر می‌رسد عصاره رازیانه سبب بهبود بی‌حالی همراه با دیسمنوره می‌شود.

در مطالعه خورشیدی و همکاران در مورد اسانس رازیانه نیز متغیر شدت خستگی بین گروه‌های درمانی در حالت مرزی گزارش شده است (087/0p=) که معمولا معنی دار محسوب می شود. در مورد سایر علایم سیستمیک نیز تفاوت آماری بین دو گروه مشاهده نشد (12). در مقایسه با پژوهش حجازی و همکاران و گزارش کاهش علایم سیستمیک بعد از مصرف ایبوپروفن و زیره به نظر می‌رسد تأثیر ایبوپروفن و زیره سبز بر کاهش علایم سیستمیک از عصاره رازیانه احتمالاً بیشتر است. همچنین عصاره رازیانه و دارونما توانستند مصرف مسکن هر دو گروه را بعد از درمان کاهش دهند ولی این کاهش در مقایسه بین دو گروه اختلاف آماری را نشان نداده است. در مطالعه خورشیدی و همکاران در مورد اسانس رازیانه 1% و 2% به ترتیب 8/41% و 9/38% نفر مجبور به مصرف مسکن شدند. در گروه شاهد این مصرف 7/66% می‌باشد (12). در مطالعه حاضر مصرف مسکن در طول دو سیکل 52% در گروه مورد و 75% در گروه شاهد می‌باشد که با مطالعه خورشیدی تقریباً نزدیک است. در این پژوهش عوارضی در ارتباط با مصرف عصاره رازیانه گزارش نشد.

نتیجه‌گیری

نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بعد از درمان، بین دو گروه مورد و شاهد از نظر شدت درد اختلاف آماری معنی‌دار وجود دارد و عصاره رازیانه در کاهش درد دیسمنوره مؤثر می‌باشد. همچنین مجموع نمرات شدت کل علایم سیستمیک همراه با دیسمنوره نسبت به قبل از درمان کاهش پیدا نمود؛ اما این کاهش از لحاظ آماری بین دو گروه مورد و شاهد معنی‌دار نبود، به جز در مورد متغیر شدت بی‌حالی که اختلاف آماری بین دو گروه در آستانه معنی‌داری قرار داشت. با در نظر گرفتن تأثیر عصاره رازیانه در کاهش دیسمنوره و عدم گزارش عارضه جانبی خاصی در این تحقیق، به نظر می‌رسد بتوان در درمان دیسمنوره اولیه از عصاره رازیانه استفاده نمود ولی برای اظهار نظر قطعی تحقیقات بیشتر با طول مدت درمان طولانی‌تر و تعداد نمونه‌های بیشتری پیشنهاد می‌گردد.

چون عصاره رازیانه بوی تند اسانس آن را ندارد و مصرف آن شاید با پذیرش بیشتری از طرف مصرف کننده روبرو باشد به نظر می‌رسد به منظور مقایسه تأثیر عصاره و اسانس رازیانه بر شدت درد، انجام پژوهشی با استفاده از محیط آزمایشگاهی و مقایسه تأثیر مستقیم این دو دارو براسپاسم عضلات رحم بتواند کمک کننده باشد.

تشکر و قدردانی

بر خود لازم می‌دانیم از مساعدت‌های معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در انجام این طرح و همچنین از کلیه همکارانی که در این پژوهش ما را یاری نمودند، به ویژه دانشجویان داوطلب تشکر و قدردانی نماییم.

  1. Ryan K. Kistner's Gynecology. 6th Edition. NewYork. Years book INC. Medical publisher. 1999; pp:342.
  2. Berek J. Novak's Gynecology. 13th Edition. Williams & Wilkins Company. 2002;pp:823.
  3. Scott J. Danforth's Obstetrics and Gynecology. 9th Edition. Williams & Wilkins Company. 2003;pp:523.
  4. سرگلزایی محمد رضا‌، کیخایی ناهید‌. دیسمنوره‌ و ورزش‌ بانوان‌. فصلنامه‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ دانشگاه‌ علوم‌ پزشکی‌ یاسوج‌. سال3 شماره11 و 12. 1377.
  5. Howard F. Pelvic pain diagnosis & management. Wil-liam & Wilkins Company. 2000;pp:212.
  6. Doty E. Managing primary dysmenorrhea. J Pediatr Adolesc Gynecol. 2006;19:341-4.
  7. Hsua C.S. Effect of ‘‘Dang-Qui-Shao-Yao-San’’ a Chi-nese medicinal prescription for dysmenorrhea on uterus contractility in vitro. Phytomedicine. 2006;13:94-100.
  8. Speroff L, Fritz MA. Clinical gynecologic endocrine-logy and infertility. 7th Edition. Williams & Wilkin Company. 2005;pp:342.
  9. حویزی علی‌. بیماریها و درمان‌ گیاهی‌. چاپ‌ اول‌. تهران‌. نشر آفتاب‌. 1370. صفحات 154-260.
  10. میرحیدر حسین. معارف‌ گیاهی‌، کاربرد گیاهان‌ در پیشگیری‌ و درمان‌ بیماریها. چاپ‌ دوم. جلد دوم. تهران. نشر فرهنگ‌ اسلامی‌. 1375. صفحات234-238.
  11. زرگری‌ علی‌. گیاهان‌ دارویی‌. چاپ‌ پنجم‌. جلد دوم‌. تهران‌. انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران‌.1370. صفحات 323-330.
  12. Khorshidi N. Clinical effects of essential oil on pri-mary dysmenorrhea. Iranian J Pharmaceut Sci. 2003;2: 89-93.
  13. Namavar B., Tartifizadeh A., Khabnadideh S. Compa-rison of Fennel and Mefenamic acid for the treatment of primary dysmenorrhea. Int Fed Gynecol Obstet. 2003;80(2):153-7.
  14. Ostad SN, Soodi M, Shariffzadeh M, Khorshidi N, Marzban H. The effect of Fennel essential oil on uterine contraction as a model for dysmenorrheal, phar-macology and toxicology study. J Ethnopharmacol. 2000;76:299-304.
  15. Andresch B, Milsom I. An epidemiologic study of young women with dysmenorrhea. Am J Obstet Gyne-col. 1982;144(6):655-660.
  16. Alexandrovich I. The effect of fennel (Foeniculum Valgare) seed oil emulsion in infantile colic. Alternate Therap Health Med. 2003;9(4):58.
  17. Decherney A.H. Current obstetrics & gynecologic diagnosis & treatment. 9th Edition. New York. Mc Grow-Hill. 2003;pp:342.
  18. حجازی‌ شیرین‌. بررسی‌ مقایسه‌ای‌ تأثیر داروهای‌ گیاهی‌ و شیمیایی‌ بر دیسمنوره‌اولیه‌ در دانشجویان‌ ساکن‌ در خوابگاه های‌ دانشگاه‌ علوم‌ پزشکی‌ بوشهر در سال‌ 1381. نشریه‌ دانشکده‌ پرستاری‌ و مامایی‌ دانشگاه‌ علوم‌ پزشکی‌ و خدمات‌ بهداشتی‌ـ درمانی‌ شهید بهشتی‌. سال 13. شماره 43. 1381.2005;(6)463-471.
  19. Lobo RA. Potential options for preservation of ferti-lity in women. N Engl J Med. 2005;353(1):64-73.
  20. Papadimitrou DS, Martin-Hirsch P, Kitchener HC, Lolis DE, Dalkalitsis N, Paraskevaidis E. Recurrent borderline ovarian tumours after conservative manage-ment in women wishing to retain their fertility. Eur J Gynecol Oncol. 1999;2:94-7.
  21. Longacre TA, Mckenney JK, Tazelaer Hb. Ovarian serous tumors of low malignant (borderline tumors). Outcome-based study of 276 patients with long term follw-up. Am J Surg Pathol. 2002;29(6):707-23.