جمعیت جهان در دو قرن اخیر به سرعت رو به افزایش بوده است و یکی از روشهای مقابله با روند افزایش جمعیت استفاده از روشهای دائمی پیشگیری از بارداری است (1). عقیمسازی، راهی مؤثر برای جلوگیری از بارداری در مردان و زنانی است که تمایلی به داشتن فرزند بیشتر ندارند (2). در جهان حدود 162 میلیون زن و 60-42 میلیون مرد، اقدام به عقیمسازی نمودهاند (1). از طرف دیگر در ایران نتایج شاخصهای بهداشتی کشور در سال 1385 نشان میدهد که در بین روشهای پیشگیری از بارداری آمار توبکتومی و وازکتومی به ترتیب 4/17% و 3% و در استان سیستان و بلوچستان به ترتیب 9/5% و 2/2% و در شهرستان زاهدان 6200 و 307 نفر میباشند (3).
نتایج تحقیقات شواهدی دال بر افزایش میزان بروز بیماریهای قلبی عروقی، سرطان بیضه یا پروستات پس از وازکتومی نشان نمیدهند (4،5).
هر چند بخش بزرگی از مددجویانی که عمل عقیمسازی را انجام میدهند از تصمیم خود راضی هستند، شمار اندکی هم دچار پشیمانی بعد از عمل شده و درخواست برقراری مجدد باروری از طریق جراحی را دارند. این درخواست معمولاً به دلیل تغییرات پیشبینی نشده در وضعیت شخصی افراد، مثل مرگ کودک، ازدواج مجدد یا بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی است.
میتوان دریافت که با افزایش عقیمسازی زنان، درخواست برای برگشت باروری به ویژه در بین گروههای سنی جوانتر و زنان دارای تعداد فرزند کمتر بیشتر خواهد شد. در کشورهای در حال توسعه 3-1% افرادی که تحت عمل عقیمسازی قرار می گیرند خواهان برگشت باروری میباشند. این موضوع علاوه بر نیاز به صرف هزینههای زیاد برای باز کردن مجدد لولهها، بر روابط میان زوجین و روابط اجتماعی آنها نیز تأثیرگذار میباشد (6).
نتایج تحقیقات متعددی نشان داده است که عقیمی منجر به کاهش تمایلات جنسی و افسردگی نمیشود، مگر اینکه به دلایلی قبل از عمل نسبت به انجام عقیمسازی نارضایتی وجود داشته باشد (7،8).
مطالعهای در سال 2000 در هندوستان، عواملی همچون تجربه از دست دادن فرزند و کیفیت سرویسهای ارائه دهنده خدمات را از جمله دلایل پشیمانی زنان بعد از توبکتومی ذکر کردهاند (9). مطالعهای در فرانسه پشیمانی در زنان به دنبال توبکتومی را پس از سه سال، 31% گزارش نمود (10). نتایج پژوهشی در آمریکا با هدف مقایسه میزان پشیمانی زنان توبکتومی شده نشان داد که درصد پشیمانی بعد از 5 سال 7% بود و زمانی که در تصمیمگیری قبل از عقیم سازی میان زوجین تضاد وجود داشته باشد، میزان پشیمانی و تقاضا برای برگشتپذیری باروری بعد از عمل افزایش مییابد (11). نتایج تحقیق دیگری نشان داد که در بین زنان توبکتومی شده، 4/5% آنها از عمل ناراضی، 7/13% پشیمان و 5/6% تمایل به باز کردن مجدد لولهها داشتند (12). علاوه بر این نتایج مطالعهای در آمریکا نشان داد که عوامل فردی از جمله سن فرد و وضعیت اشتغال همسر با میزان درخواست برای برگشت پذیری باروری ارتباط معنیداری دارند (13).
در مطالعه Trussell 8/1% زنان و 4/2% مردان اقدام به باز کردن مجدد لولهها نمودند. در این مطالعه و دیگر تحقیقات مشخص گردید که این درخواست در افراد جوانتر بیشتر است که نشاندهنده افزایش میزان پشیمانی در سنین پائینتر میباشد (14،15). پژوهشی در برزیل نشان داد که میزان رضایت مردان پس از وازکتومی ارتباط مستقیمی با حمایت تیم پزشکی
در طول فرآیند تصمیمگیری آنان داشته است (16).
نتایج تحقیق Dunmoye در آفریقای جنوبی نیز نشان داد در حالیکه 5/6% مردان عقیم شده دچار عوارض پس از عقیمسازی شده بودند، تنها 1% از تصمیم خود پشیمان و فقط 7/0% تمایل به برگشتپذیری باروری داشتند (17). نتایج مرور سیستماتیک مطالعات مختلف در این موضوع نشان داد میان سن زنان هنگام عقیمسازی و میزان پشیمانی پس از عمل ارتباط معنیدار و معکوسی وجود دارد (18).
نتایج مطالعهای در کرمانشاه شیوع پشیمانی در زنان و مردان را به ترتیب 19/6% و 15/7% گزارش نمود.
از جمله مهمترین دلایل پشیمانی، فوت فرزند، عوارض ناشی از عمل، فوت همسر و بروز اختلافات زناشویی بوده است (19). مطالعه خیرالهی در خرم آباد نیز شیوع پشیمانی مردان عقیم شده را 7/2% نشان داد (20).
اگرچه نتایج مطالعات مختلف حاکی از پایین بودن درصد پشیمانی پس از عقیمسازی میباشد اما در استان سیستان و بلوچستان که کمترین میزان استفاده از توبکتومی و وازکتومی را نسبت به آمار کشوری دارا است، پشیمانی آنان میتواند تمایل سایر افراد را جهت عقیمسازی تحت تاثیر قرار دهد. لذا بررسی احساس پشیمانی افراد عقیم شده و شناخت علل آن میتواند به برنامهریزان بهداشتی منطقه در جهت بهبود وضعیت روشهای پیشگیری از بارداری کمک نماید.
این تحقیق یک مطالعة مقطعیـ تحلیلی میباشد که در سال 1385 و با هدف بررسی و مقایسة میزان پشیمانی مردان و زنان عقیم شده و عوامل مرتبط با آن در شهر زاهدان و زابل طراحی و اجرا گردید. جامعه مورد مطالعه کلیه مردان و زنانی بودند که حداقل 6 ماه از زمان عقیمسازی آنها گذشته بود.
در مجموع تعداد کل نمونههای در نظر گرفته شده برای پژوهش 288 نفر (144زن و 144 مرد عقیم شده) بودند. از آنجائی که به دلیل تغییر مکان بسیاری از مردان عقیم شده امکان دسترسی و تکمیل کلیه پرسشنامهها وجود نداشت، از تعداد 144 مرد در نظر گرفته شده برای مطالعه 100 مورد تحت مطالعه قرار گرفتند که 50 نمونه از شهرستان زاهدان و 50 نمونه در دسترس نیز از شهرستان زابل و توابع آن انتخاب شدند.
پژوهشگر با مراجعه به 12 مرکز بهداشتیـ درمانی در نواحی مرکزی و حاشیه شهر شهر زاهدان، همچنین مرکز مشاوره وازکتومی، اقدام به جمعآوری و استخراج اطلاعات از پروندههای افراد عقیم شده نمود.
روش نمونهگیری برای زنان مورد مطالعه از میان افراد واجد شرایط به صورت تصادفی و از طریق انتخاب نمونهها از مراکز بهداشتیـ درمانی سطح شهر زاهدان صورت گرفت. ابزار جمعآوری، پرسشنامه محقق ساخته در 2 بخش اطلاعات دموگرافیک (21سئوال) و بخش دوم اطلاعات مربوط به دلایل انجام عقیمسازی، نوع روشهای پیشگیری از بارداری قبل از عمل، مشاوره درباره عقیمسازی، میزان مشارکت زوجین در تصمیمگیری، بررسی میزان پشیمانی و عوارض مختلف جسمی، روانی، اجتماعی، تمایل یا اقدام به باز کردن مجدد لولهها، توصیه به دیگران جهت عقیمسازی و منابع کسب اطلاعات (24سئوال) طراحی و به روش مصاحبه حضوری اطلاعات جمعآوری گردید. جهت تعیین روایی ابزار از روش اعتبار محتوی و برای تعیین پایائی آن از روش آزمون مجدد استفاده شده و با 93%= r پایایی آن تایید شد. در کلیه مراحل پژوهش ملاحظات اخلاقی و اطمینان از محرمانه بودن اطلاعات در نظر گرفته شد.
پس از جمعآوری اطلاعات، دادهها با استفاه از روشهای آماری توصیفی و تحلیلی تحت نرمافزار SPSS (ویرایش 11) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای توصیف دادهها از میانگین، انحراف معیار و درصد و برای تجزیه و تحلیل آنها از آزمون 2، t و رگرسیون لجستیک (در سطح معنیداری 5%) استفاده گردید.
میانگین سن مردان وزنان به ترتیب 6/78/41 و 5/56/40 سال و میانگین سن زمان عقیمی آنان به ترتیب 7/62/38 و3/43/36 سال به دست آمد. میانگین سن ازدواج مردان و زنان عقیم شده به ترتیب 8/32/23 و 7/36/18 سال بود. میانگین مدت ازدواج زنان 6/709/23 سال و میانگین مدت ازدواج مردان 4/830/18 سال بود. میانگین تعداد فرزند دختر زنان و مردان عقیم شده به ترتیب 29/159/2 و 35/19/1 فرزند و میانگین تعداد فرزند پسر آنان به ترتیب 57/168/2 و 46/120/2 فرزند بود. میانگین سن آخرین فرزند در میان زنان 2/42/6 سال و در میان مردان 9/461/6 سال بود. 32% زنان بیسواد و 32% مردان دارای تحصیلات دیپلم بودند. میانگین مدت زمان عقیمسازی در میان زنان 1/454/5 سال و در میان مردان 2/25/3 سال به دست آمد.
5/12% زنان و 17% مردان دچار پشیمانی پس از عقیمسازی شده بودند که اختلاف آماری معنیداری از نظر میزان پشیمانی در دو گروه مورد مطالعه مشاهده نشد. بروز عوارض و مشکلات شایعترین علت پشیمانی در هر دو گروه (100% زنان و 88% مردان پشیمان) ذکر شده بود و فقط 12% مردان به دلایل دیگری از جمله تمایل به داشتن فرزند بیشتر، ازدواج مجدد و مخالفت همسر اشاره نموده بودند. آزمون 2 ارتباط آماری معنیداری میان بروز عوارض جسمی و پشیمانی پس از عقیمی (001/0p< در مردان و 001/0p< در زنان) نشان داد.
63% زنان پس از عقیمسازی به درجاتی دچار عوارضی از قبیل کمر درد، افزایش وزن، تغییرات خلقی، تغییر در خونریزی قاعدگی شده و 37% مردان مشکلاتی از قبیل درد، تورم، تغییرات خلقی، کاهش قدرت جسمی و میل جنسی را گزارش نمودند.
58% زنان و 44% مردان علت اصلی انجام عقیمسازی را تعداد کافی فرزند بیان کرده بودند. 89% زنان و63% مردان در جلسات مشاوره قبل از عقیمسازی شرکت نکرده بودند. ارتباط آماری معنیداری میان متغیر شرکت در جلسات مشاوره قبل از عمل و میزان پشیمانی پس از عمل مشاهده نشد.
77% زنان و 88% مردان بیان کردند که تصمیمگیری در مورد عقیمسازی با مشارکت کامل همسر آنها صورت گرفته است. 5/55% زنان و75% مردانی که تصمیمگیری آنها با مشارکت همسرشان صورت نگرفته بود، اظهار داشتند که تصمیم گیرنده اصلی در این زمینه خود بودهاند، البته ارتباط آماری معنیداری میان مشارکت زوجین در تصمیمگیری قبل از عقیمسازی و میزان پشیمانی پس از عمل مشاهده نشد.
79% زنان و 91% مردان معتقد بودند عقیمسازی روش مطمئنی در پیشگیری از بارداری محسوب میشود. 98% زنان و 90% مردان تمایلی به باز کردن مجدد لولههایشان نداشتند.
آزمونt-test اختلاف آماری معنیداری میان برخی متغیرهای دموگرافیک افراد از جمله سن، سن زمان عقیمی، مدت ازدواج، تعداد فرزند دختر و پسر، سن آخرین فرزند با میزان پشیمانی پس از عمل در هیچیک از دو گروه مورد مطالعه نشان نداد.
برای بررسی اثر همزمان متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته (پشیمانی) از مدل رگرسیون لجستیک
چندگانه استفاده گردید و کلیه متغیرهایی که 25/0p< داشتند در مدل نهایی حفظ شدند. در نهایت 4 متغیر بروز عوارض، سن ازدواج همسر، سن آخرین فرزند و میزان مشارکت زوجین در تصمیمگیری وارد
مدل شدند. در مدل نهایی درگروه مردان فقط بروز عوارض به دنبال عقیمی باقی ماند و مشخص گردید بروز پشیمانی در افرادی که دچار عوارض شده بودند
به طور معنیداری بیش از افرادی است که عوارض نداشتند [OR:21(95%CI;4-98)]. در زنان در مدل نهایی دو متغیر رابطه معنیداری داشتند یکی از آنها سن ازدواج همسر (05/0p<) بود به گونهای که به ازای
افزایش سن همسر، از شانس پشیمانی کاسته میشد [OR:0.78(95%CI;0.63-0.97)]. همچنین بروز پشیمانی در افرادی که دچار عوارض شده بودند به طور معنیداری بیش از افرادی بود که عارضه نداشتند [OR:16 (95% CI; 5-51)].
بیشترین منبع کسب اطلاعات در مورد عقیمی در هر دو گروه دوستان و اقوام آنها بود و سیستم بهداشتیـ درمانی کمترین درصد را به خود اختصاص داد.
در این مطالعه شیوع پشیمانی پس از عقیمسازی در زنان 5/12% و در مردان 17% و بروز عوارض به دنبال عقیمی مهمترین علت پشیمانی گزارش شد که با نتایج مطالعات متعددی مطابقت دارد (11،21،22). نکته قابل توجه این است که برخی از عوارض ذکر شده توسط افراد ممکن است ارتباط مستقیمی با عقیمسازی نداشته باشد و عواملی از قبیل بالا رفتن سن، مشکلات جسمی و روحی نیز میتواند در ایجاد این عوارض دخیل باشد (20). بنابراین میتوان با انجام معاینات دقیق و آزمایشات دورهای قبل و بعد از عقیمسازی، وجود یا عدم وجود ارتباط در این زمینه را بررسی نمود. طبق نتایج مطالعه حاضر پشیمانی در میان زنانی که بیش از 5 سال از عقیمی آنها گذشته بود بیشتر گزارش شد که گویای نیاز به مشاورههای پس از عقیمسازی است.
طبق نتایج، 13% مردان عقیم شده فرزند دختر نداشتند در حالیکه تنها 8% آنان بدون فرزند پسر بودند و کلیه زنان عقیم شده دارای فرزندانی از هر دو جنس بودند که با نتایج مطالعه Nayer مشابه است (23). این مسئله میتواند به دلیل تکمیل نمودن تعداد و جنس دلخواه فرزند قبل از اقدام به عقیمسازی باشد.
در مطالعه حاضر اکثریت زنان هر دو گروه (زنان عقیم شده و همسران مردان عقیم شده) خانهدار بودند و اکثریت مردان هر دوگروه کارمند بودند که مشابه مطالعه ازگلی میباشد (21). در این مطالعه علت اصلی انجام عقیمسازی در هر دو گروه با نتایج بسیاری از مطالعات مشابه است (11،18،21).
در این مطالعه ارتباط آماری معنیداری میان شرکت در جلسات مشاوره قبل از عمل و پشیمانی پس از عمل وجود نداشت و لیکن نتایج مطالعات متعدد این ارتباط را گزارش نمودهاند (11،24،25). این تفاوت میتواند ناشی از مشاوره ناکافی یا نامناسب باشد. لذا بازنگری بر کیفیت و محتوای جلسات مشاوره در کاهش پشیمانی بعد از عقیمسازی موثر خواهد بود.
در مطالعه حاضر 77 % زنان و 88% مردان به طور مشترک با همسرشان در مورد عقیمسازی تصمیمگیری کرده بودند و در سایر موارد، تصمیم گیرنده اصلی خود فرد بوده که با نتایج تحقیق Jamieson
مطابقت دارد (11).
طبق نتایج تحقیق حاضر، بیشترین منبع کسب اطلاعات در میان هر دو گروه دوستان و اقوام آنها بودند و نقش سیستم بهداشتیـ درمانی، همسر و کتب ضعیف بوده است، که با نتایج مطالعه ازگلی و همکاران مشابه است (21). کسب اطلاع از طریق اطرافیان در اغلب موارد انتقال دانش ناکافی و غلط و نیز باورها و نگرشهای نامناسب به دنبال دارد. لذا توجه بیشتر به عملکرد سیستم بهداشتیـ درمانی در زمینه اطلاعرسانی به زوجین قبل از اقدام به عقیمسازی ضروری بنظر میرسد.
به طور خلاصه در این مطالعه مشخص گردید کلیه افراد عقیم شده قبل از 40 سالگی و بعد از تکمیل ابعاد خانواده دلخواه و در بیش از نیمی از موارد با توافق کامل یکدیگر اقدام به عقیم سازی نموده بودند. اما در میان افراد پشیمان، بروز عوارض به دنبال عقیم سازی به عنوان علت اصلی پشیمانی ذکر شده بود. همچنین منابع اطلاعرسانی از قبیل سیستم بهداشتیـ درمانی و برگزاری جلسات مشاوره قبل از عقیم سازی، همسر و کتب نقش نسبتاً ضعیفی به عهده داشتند.
علاوه بر این در مطالعه حاضر به تأثیر عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اقتصادی و مذهبی بر میزان پشیمانی افراد پرداخته نشده است؛ لذا پیشنهاد می گردد با توجه به موقعیت جغرافیایی منطقه و اعتقادات و باورهای خاص که می توانند بر تمایل افراد به عقیمسازی یا میزان رضایت پس از آن تأثیر گذار باشند، در مطالعات آینده به اینگونه موارد نیز
پرداخته شود.
با توجه به اینکه فقط 22% افراد مورد مطالعه در جلسات مشاوره قبل از ازدواج شرکت کرده بودند، پیشنهاد میگردد برگزاری مشاورههای تخصصی با استفاده از نیروهای متخصص و دوره دیده مورد توجه دست اندرکاران بهداشت قرار گرفته و در جلسات مشاوره در مورد عوارض کوتاه مدت و بلندمدت پس از عقیمی نیز به افراد آموزش داده شود. همچنین برای کاهش پشیمانی در افرادی که به مدت طولانیتری عقیم شدهاند، مشاورههای پس از عقیمسازی البته با در نظر گرفتن مشاورههایی با کیفیت خوب و محتوای مناسب نیز صورت گیرد.
در یک نگاه کلی لازم است ضمن تقویت مشاوره در سیستم سلامت، عوارض ناشی از عقیمسازی مورد توجه بیشتر قرار گرفته و با اطلاع رسانی مناسب و پیگیری موارد عقیمسازی، در جهت کاهش میزان پشیمانی گام برداریم.
بدینوسیله از حمایت مالی و همکاری صمیمانه معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و زحمات مسئولین محترم مرکز بهداشت شهرستانهای زاهدان و زابل تشکر و قدردانی میشود.